دیروز رفتم پامو باز کردم داخل کچ بود خداروشکر تو این یه ماه تمام کارامو خودم کردم حتی خودم دخترمو حموم کردم دست شویی بردم فقط شوهرم چند روز اول غذا از بیرون گرفت به مادرم اینا هم نگفتم تهرانن گفتم میخواد این همه راه بیاد برا چی من طبقه بالا مادر شوهرم زندگی میکنم کلی هم کار براشون انجام دادم که ایشالا حرومشون بشه از خونه تکونی بگیر تاااااا مهمون رد کردناش گفتم بزار اینارو امتحان کنم یکبار
باورتون میشه امروز بهم گفت پرنسابیار پایین زفتم پایین گفت پاتو باز کردی گقتم اره گفت خوب طاقتی مادرت داشت نیومد گفتم خبر نداشت گفت آرههههههه مگه میشه منم گفتم دختر که شوهر میکنه وظیفه شوهرشه تو سختی کنارش باشه نه کس دیگه
من حرف ندارم اینا حرف دارن ری د تو اعصابم و اومدم بالا
پوشگ پوسک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیر خشک شبر خشک پوشک پوشک پوشک شیر خشک شبر خشک شبر خشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوسک پوشک شیر خشک

۱۳ پاسخ

عب نداره گلی ارزششو داش
حداقل تونسدی ادامای اطرافتو بشناسی
شاید تجربه ی تلخی بود ولی نتیجه ی خوبی داش😉

عه
هنوز نرفتید خونه خودتون ؟؟؟
عید مگه قرار نبود تحویل بگیرید برید ؟؟
خدا بد نده
ان شاءالله خوب شدی دیگه هیچ وقت از خودت در نمونی کمک کسی رو لازم نداشته باشی

میگفتی تو طاقت داشتی یه طبقه نیومدی یه آب وغذا بدی دست پسرت ونوت حالا من هیچی.اونوقت مامان من که راهش دوره که اصلا کاریم نمیکرد حق داشت.شاید من نمیتونستم چیزی بپزم یا کاری بکنم.چه پرروئه
بعدم بگو تو که میدونستی چه گلی به سرم زدی اونهمه برات کار کردم.مامانم زندگی خودشو داره اون فک میکنه چون من اینجام جام خوبه ووظیفه شماس حواستون باشه

بگو اصلا مامانم خبر داشته مگه میتونست یکماه بیاد اینجابمونه؟اما تویی ک سه متر از من فاصله داری نمیتونی یه پرس غذا بدی در خونم ؟عزیزم ادم بیشعور بیشعوره خودتو حرص نده فقط براش از این به بعد برررر💩💩💩

این دیگه کیه خدا چقدرررر تو مخی ان چجوری تحملشون میکنی من بودم جنگ راه افتاده دیگه بینمون

بگو تو چ طاقتی داشتی ک کمک مادر نوه ات زن پسرت ،اصلا هفت پشت غریبه دیدی در عذاب کمک نکردی

خوب حرصی شدن از نیومدن مامانت

خوب جوابی دادی افرین .حرص نزن دیگ

خوب جواب ندادی باید میگفتی گفتم مادر طوری نیست مادرشوهر عزیزم نزدیکه بهم میرسه

منم جای شما باشم یاد میگیرم دیگه هیچ وقت کاری بهشون نمیکنم کمک نمیدم

دیگه بهشون کمک نکن،باید میگفتی مادرمو از راه دور نیاوردم اینجا مواظبم باشه،گفتم شما کنارم هستین متاسفانه یبار نشد یه غذا بفرستی

خوبه ک شناختی فقط امیدوارم برات درس عبرت بشه دیگه خوبی نکنی پا رو دلت بذار.....

فکنم از حرص ک مامانت نیومد
اینجوری میکنه😂
ولی ایول خوب میشناسیش
اتفاقا خوب شد کاری برات نکردن
وگرنه هرچی میشد باید کمکشون باشی

سوال های مرتبط

مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۲ سالگی
پوشک پوشک پوشک شیر خشک
یه چیزی بهتون بگم تعجب کنید من وانمود کردم که مادرم اینا خبر ندارن پام شکسته مامانم خیلی اصرار کرد بیام شهرستان گفتم نه اصلاااا پر اصل وظیفه شوهرمه بعدشم من کارامو خودم انجام میدم چیزی نشده موقعیت خوبیه خانواده‌شوهرمو بشناسم طبقه بالاشون زندگی میکنم چند شب پیش که پایین بودیم خواهر شوهرم با حالت شوخی به شوهرم گفت جلو تو بیشتر میلنگه تا غروب خوب راه میرفت شوهرمم هم تحت تاثیر قرار گزفت دکتر نبردم تا دیشب که دید پام بدجور باد کرده بردم بیمارستان فعلا آتل بستن تا امروز کچ یگیرم مادر شوهرم زنگ زده پات خوب شد گفتم کچ گرفتم خب خودت سر خود گفتم نه دیشب رفتم بیمارستان گفتن شکسته کچ گرفتن گفت من باورم نمیشه پا بشکنه نمیتونی راه بری اون دکتر خواسته پول بگیره الکی گفته شکسته 😳😳😳
مطمئنم خواهر شوهرام هم بشنون همینو میگن خانوما نمیدونم
چرا من یه چیزیم میشه همش اینجوری. حرف میزنن ولی خودشون یه عطسه میکنن کلی پیگیرن و به ما میگن زنگ بزنید حال فلانی بپرسید خدا شاهده من خودم ببشتر اذیتم دوست ندارم چیزیم بشه چون تنهام دخترمم هم اذیت میشه ولی رفتار اینارو نمیفهمم
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیر خشک