۱۰ پاسخ

از وقتی تو گهواره تاپیک هاتو میبینم ، همه ش درباره ی این بوده که من برم پایین، نرم پایین، اونا اومدن بالا، دسته جمعی بیان ، کی به کی گفته ، کی نیومده و ….

کاری ندارم هااا ولی زندگی خیلی میتونه قشنگ تر از این حرفا و فکرا باشه ، کاش بتونی یکم از این مدل فکرا دور بشی و حرفا و اینکه چه فکری مردن و چی بین خودشون کفتن برات بی اهمیت بشه، از ذهنت دورشون کنی و بزاریشون به حال خودشون

بهرحال امیدوارم هر روزت از روز قبل قشنگ تر باشه 🌸

برو هرروز ناهار وشام وصبونتو بخور بعد برا خواب برو بالا.شلوارم بپوش‌.هیشکی هیچی نمیتونه بگه.وقتی دوستدارن بری خب برو استفاده کن😁

من نمیتونم تصور کنم یکساعت هم زندگی کنم باهاشون بس سمی ان فقط دنبال ایراد گرفتن هستن اگه بفهمن پارکی جایی بریم قهر میکنن

واقعا چقدر سخته یه جا زندگی کردن چقدر ما طفلکی هستیم

بنظرم حق با اوناست. هروقت داماد هست نرو

حق با اوناست

ببین ب پدرشوهرت بگو دیدم شما مهمونی دارید بما نگفتید حتی ی بشقاب غذا بالا ندادید گفتم شاید دوست ندارید ما تو دست و پاتون باشیم😏اصلا سختت نباشه پات شکسته دیگه شلوار مجلسی ک نمیتونی بپوشی ،برو بگو وقتی دیدم شما پیگیر احوالم هستید بخاطر شما اومدم🙂‍↔️

پیراهن بلند بپوشه☺️

فقط دنبال اینن ثابت کنن داری الکی میگی،حالا باز خوبه تو امیدی داری از کنارشون بری،من که عمرم کنار اینا تباه شد،حیف زندگی که اینجوری بگذره

عزیزم نگو‌ راحت نیستم بگو وقتی تو این مدت یکبار شما سرنزدین بهم یا دختر و زنت کمک حالم نبودن منم تصمیم میگیرم ک کمتر بیام

سوال های مرتبط

مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۲ سالگی
مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۲ سالگی
پوشک پوشک شیر خشک
آخیش خانما مهمونی امشب هم تموم شد چه قدر اقوام خود ادم خوبن کلی کمک میدن من از بعد شام دیگه تقریبا هیچ کاری نکردم عمم و دختر عمم خیلی کمک دادن بعد چهار سال که من بیشتر رفتم خونه هاشون اومدن خونم کلی وسیله هم خریده بودن برا دخترم به مناسبت روز دختر شما ببینید قضاوت کنید عمم همش دعوتم کرده نمیومده خونم هر وقت هم اومده سر زده و رفته به غیر از این سری که خیلی اصرارش کردم یه بولیز شلوار و پفک هم برا دخترم خریده بود تازه عمه منه ولی عمه ها خود دخترم میرن میان تفریح تولد میگیرن مهمونی میگیرن اصلا یه تعارف به ما نمیزنن بعد توقع دارن عزیز هم باشن برام دختر عمم هم بستنی و عروسک گرفته بود کلی هم کمک دادن و رفتن 😍پدر شوهرم هم بعد شام اومد بالا احوال پرسی کردمعذرت خواهی کرد گفت مهمون دارم خواهر خانومام هستن
الانم خاله ها و خواهر شوهرام پایین بیدارن تا صبح احتمالا فردا ناهار مادر شوهرم بگع بیا پایین برم ؟؟؟با توجه به تاپیک قبلم
البته شوهرمم کلی گفت واقعا عمه با عمه فرق داره خواهر با. خواعر فرق داره 😉
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیر خشک شیر خشک رفلاکس رفلاکس پوسک پوشک پوشک جیش جیش
مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۲ سالگی
پوشک پوشک پوشک شیر خشک
یه چیزی بهتون بگم تعجب کنید من وانمود کردم که مادرم اینا خبر ندارن پام شکسته مامانم خیلی اصرار کرد بیام شهرستان گفتم نه اصلاااا پر اصل وظیفه شوهرمه بعدشم من کارامو خودم انجام میدم چیزی نشده موقعیت خوبیه خانواده‌شوهرمو بشناسم طبقه بالاشون زندگی میکنم چند شب پیش که پایین بودیم خواهر شوهرم با حالت شوخی به شوهرم گفت جلو تو بیشتر میلنگه تا غروب خوب راه میرفت شوهرمم هم تحت تاثیر قرار گزفت دکتر نبردم تا دیشب که دید پام بدجور باد کرده بردم بیمارستان فعلا آتل بستن تا امروز کچ یگیرم مادر شوهرم زنگ زده پات خوب شد گفتم کچ گرفتم خب خودت سر خود گفتم نه دیشب رفتم بیمارستان گفتن شکسته کچ گرفتن گفت من باورم نمیشه پا بشکنه نمیتونی راه بری اون دکتر خواسته پول بگیره الکی گفته شکسته 😳😳😳
مطمئنم خواهر شوهرام هم بشنون همینو میگن خانوما نمیدونم
چرا من یه چیزیم میشه همش اینجوری. حرف میزنن ولی خودشون یه عطسه میکنن کلی پیگیرن و به ما میگن زنگ بزنید حال فلانی بپرسید خدا شاهده من خودم ببشتر اذیتم دوست ندارم چیزیم بشه چون تنهام دخترمم هم اذیت میشه ولی رفتار اینارو نمیفهمم
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیر خشک