عزیزم منو دوستم باهم باردار شدیم
اما دختر من بدنیا اومد ی هفته بعد فو ت کرد
خاکسپاری دختر من و دنیا اومدن دختر دوستم هر دو ۳۰ مرداد بود
تنها خبر خوشی ک تونستم اون روز بشنوم دنیا اومدن بچه دوستم بود
دلم آروم شد
الان یسال و نیم گذشته
ولی چون هیچ بچه ای روب اندازه دخترم دوست نداشتم، هیچ وقت با بازداری بقیه دلم نلرزید
اما دروغ چرا
دلم میخواست منم بار اول ک قرار بود مادر شم
حداقل برای لحظه ای دلم شاد میشد
چون صفر تا صد مادر شدنم غم بود
الهی حدا دلتو شاد کنه
بگذره ابن روزا برات
لحظه ای ک بچه ت رو بغلت میدن
غمات برهههه
برای منم این اتفاق افتاد بچه منم از بین رفت ۸ هفته اگر بود با دوست صمیم باهم زایمان میکردیم قشنگ حالت و درک میکنم ولی ناامید نشو 🌸
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.