بعد از سه سال اقدام دارو دکتر که جواب نداد دوماه بود بیخیال شدیم قرار بود بریم ای یو اف که خدا خواست باردار شدم بی بی چک دوبار زدم مثبت شد باور نکردم بتا دادم مثبت شد باور نکردم تا اینکه سنو دادم😍
سلام ما یک سال بعد از عروسی تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم ماه اول اقدام کردیم و من باردار شدم
من سال ۹۵ازدواج کردم ۱۵سالم بود ۸ماه بعدش باردارشدم پسرم که به دنیا اومد اصلا دیگ توفکر بچه نبودم که بعد۶سال دوباره باردارشدم خدا بهم یه پسرشیطون دادالان ۲سالوچهارماهشه الان ۲تاپسردارم چندروزه بازدوباره فهمیدم باردارم باجلوگیری باردارشدم اصلا به بچه فکرنمیکردیم که خدا دوباره بهمون دادحالاکه دخترندارم ایشالله این یکی دخترباشه
من اضافه وزن خیلی بالا داشتم، بعد ۹ سال تصمیم گرفتم ک وزنمو کم کنم چون تنبلی داشتم حتما باید وزنمو میاوردم پایین، شروع به رژیم اصلاح سبک و ضد التهاب کردم کنارش ورزشم میکردم تو خونه، حدود ۶ ماه رژیم و ورزش داشتم، جلوگیری هم نداشتیم با خودم میگفتم من ب این راحتی حامله نمیشم، دیگه بعد از ۶ ماه با لطف خدا و امام رضا یهویی فهمیدم تو دلی دارم🥹 خداروشکر بابتش
من دی ماه ۱۴۰۰ اومدم خونه خودم و دی ماه سال بعدش دخترم تو بغلم بود
مهر ماه یدونه سقط کردم ولی دی امسال که سه سالش شد خدا دومیمو بهم داد که دارم آب میشم بفهمم جنسیتشو😅☺️🤦🏻♀️
من بعد ۳ سال الانم خودم نمیخواستم همسرم دوس داشت
ما عقد بودیم ولی تو یه خونه زندگی میکردیم چون جفتمون سیگاری بودیم ترجیح دادیم زودتر بریم زیر نظر دکتر برای بارداری برناممون برای دو سه سال بعد بود با توجه به وضعییت تنبلی تخمدان و اینا که یهویی کمتر از یکسال مثبت شد دیگه تو برناممون چون این بود که دوتا پشت هم بیاریم یکی هم چندین سال بعدش دومی رو هم زود حامله شدم
جلوگیریمون هم تا یکسال قبل اقدام قرص بود که بخاطر مشکل روده هام بدنم دیگه به قرص جواب نداد جلوگیری نداشتیم
منو شوهرم جفتمون عاشق بچه بودیم یه هفته ۱۰ روز بعد عروسیمون اقدام کردیم اقدام اولم حامله شدم🥹❤️
شوهرمم اومد خونه دنبالم منو ببره خونه مامانم چون الکی گفته بودم پریود شدم
سورپرایزش کردم الکی گفتم برات کادو روز مرد گرفتم ولی توش بی بی چک و پستونک و برگه ازمایشو گذاشتم😍
من دو ماه قبل از دومین سالگرد ازدواجمون تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم ۲۰ روز مونده بود به سالگردمون که فهمیدم باردارم .۷ روز از تاخیر پریودیم گذشته بود تست زدم مثبت شد باهم دونفری خونه بودیم
اولین ماه ازدواجمون قرص مصرف کردم بعد اون کلا طبیعی بود جلوگیریمون
۳ سال بعد عروسیمون. اونم ب اصرار همسر😐🫤
من عاشق دنیای بچه های کوچولو و در کل نوزاد ها هستم از اون جایی که کمی کمال گرایی داشتم می خواستم همه چی کامل بشه و منم مهارت های کامل داشته باشم و بعد مامان بشم ؛ هر جا هم می رفتیم مهمونی من مسئول بازی با بچه ها بودم اگه هم نوزاد داشتند که کلا از ذوقش،بغلم بود بعدش از مامان باباهاشون عذر خواهی می کردم می گفتم ببخشید من خیلی ذوق دارم دست خودم نیست 🤣 به دفعه رفته بودیم تاریخ یه خانواده نوزاد داشتند گفتم ببخشید می تونم چند دقیقه بغلش کنم خیلی دوست داشتم خلاصه 😅 ولی زیر بار نمی رفتم بچه بیاریم 😅 بعد خواهرم که بچه دومش را آورد خب مثل همیشه ذوق داشتم و کمک خواهرم خیلی کردم دو هفته ای که رفتم کمکش انگار دیگه ذوقم خیلی بود وقتی برگشتم خونه مون ؛ شوهرم گفت می خوای بیاریم یکی در حالی که همیشه مخالفت می کردم انگار نه به دهنم نیومد ۱ سال و نیم از عروسی مون گذشته بود چون اضافه وزنم بالا بود گفته بودند دکترا حامله نمیشم خواهرم هم که تپلی بود گفت چند ماه تلاش کردند منم گفتم خب بزار اقدام کنیم دلش نشکنه نمی گیره دکترا گفتند که ولی تو ۴ روز با دومین اقدام شد 🤣
من بعد پنج سال انتظار بدو بدو دارو دکتر بعدش با کلی ناامیدی شانسی تست زدم مثبت شد کلا خانواده رفت رو هوا به شوهرم تلفنی خبر دادم از خوشحالی گریه می کرد دومی فکر می کردم دیگه حامله نمیشم ولی خدا گفت هدیه دوم تو راهه😁
منم بعد ۷ ماه باردار شدم همه میگفتن سنت بالاست نمیاری یا طول میکشه دلم میشکست ولی هیچ وقت امیدمو از دست ندادم خدا خواست و شد .خداروشکرت 🙏🌹😍
من دوسال عقد بودم برج 2 .1404عروسی گرفتیم. برج 8رفتم خونه خودم. هیچ وقت قرص نخوردم. از عروسی تا برج 8تو اقدام بودم ولی جالب بودم ک حامله نشدم برج 8خونه خودم ک رفتم شب قبل پاتختی فهمیدم حامله ام اول به مامانم گفتم بردم آزمایشگاه
بعدش به شوهرم گفتم بریم برگه آزمایش مامانم بگیریم 😂😂
اونجا بهم گفتن مبارکه من گریه میکردم
سوار ماشین شدم شوهرم سکته کرده بود هی میگف چی شده مامان طوریشه
گفتم حامله ام فک کرد مامانم میگم
گفت خب اشکال نداره درسته زشته حالا شده ،😂😂
منم گفتم مرگ بیشعور خودم حاملممم تو کردی
اونم هنگ کرده بود میگفت دروغ میگی
رفت تو آزمایشگاه میگفت کی گفته زن من حامله. 😂😂😂😂
خلاصه ک خیلی دخمل میخواستیم خدا بهمون داد
من خودم خیلی بچه میخواستم
شوهرم دو دل بود
ولی الان عاشقشه هروز براش یه چی میخرع برا منم گل میاره ک براش دخملی میارم
طولانی شد ولی خب گفتم شاید جالب باشه براتون ،🤭🤭🤭🤭🤭
من بعد ۱۸ ماه😐
من ۳ سال تو انتظار بودم آخرش با قلبی شکسته و با همه نا امیدی باردار شدم😍❤️
من بعد از ۸ سال و یک بار از دست دادن تو پنج ماهگی خدا دوباره بهم داد🥲
ما ۱ سال و نیم جلوگیری کردیم و بعدش تصمیم گرفتیم بچه دار شیم
ماه دوم باردار شدم
جلوگیری هم طبیعی بود❤️
خبببب من جونم بگه برات ک اولی کاملا ناخواسته به محض عروسی اتفاق افتاد ... الان ۳ سالشه ولی گفتیم یکی بیاریم ک سنشون ب هم نزدیک باشه و تنها نباشه که با یه تیر دو هدف زدیم ... 😂😂😂
من از اولم عاشق بچه بودم ولی فکر میکردم شوهرم عقیمه😂😂بخاطر یک سری مشکلاتی که داشت
جلوگیری طبیعی داشتم تا پنج ماه بعد عروسیم که با اولین ماه اقدام گرفت درحالیکه من فکر میکردم چون مشکل داره خیلی زمانبره تا بگیره و سوپرایز شدم واقعا 😂😂😂برنامم این بود بعد عید حامله بشم ولی خب.....
و اینکه یک نامه نوشتم با بیبی چک گذاشتم جای کنترل و فهمید😁
من برج ۳ عروسیم بود برج ۶ حامله شدم از اول جلوگیری نداشتیم کلا بچه دوست داریم و نمیخواستیم خیلی فاصله بندازیم و پشیمون نیسم ک دخترمو انقد زود اوردم
برای دومی هم نمیخواسم بچه هام فاصلهشون زیاد بشه و پشت هم بزرگ بشن ک دومی رو بعد ۵ ماه حامله شدم
سلام من یک ماه بعد عروسیم باردار شدم جلو گیری ام نداشتم ت این یک. ماهی ک نشدم بعدم تست بارداري خونه مامانم بودم زدم بعد خواهر هام ب شوهرم گفت حالا بچه دومم تست باردار زدم نشونش دادم دخترم بزرگم یک سالش هست اینم 10 هفته هستم
دوتا دوست صمیمیم باردار بودن 😂🤦🏻♀️اونارو دیدم دلم خواست بعد یه سالو نیم خودمون خواستیم ماه اول اقدام صبش ک بی بی زدم همسرمم دید😁ساعت پنج صب تا هشت نخابیدیم از ذوق بعدش خوابیدیم تا دوازده😮💨چقد طولانی شد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.