وقتی زایمان کردم اوردن نشونم دادن و اولین بوسه رو به گونه ش زدم ،جونم به جونش بستس ،اونقدر لحظه زایمان قشنگه که به خاطر همون یه لحظه آرزو دارم یکبار دیگه طعم مادری رو بچشم
نمیدونم چرا من میترسم دلببندم انقد اینجا خوندم هی میگم شاید نموند همش میترسم اصلا نمیدونم چیکا کنم
از وقتی صدای قلبشو شنیدم
از وقتی صدای قلبش رو شنیدم ۷ هفته بودم
از همون موقعی که فهمیدم باردارم
از بعد از ان تی 🥹 وقتی دستای مشت کرده اش رو دیدم🥹 هرررررروز قربون صدقه اش میرم
از وقتی صدای قلبشو شنیدم
تازه باهاش حرفم میزنم
میگم افرین ک مامانو اذیت نمیکنی😊😂
حالت تهوع کلا ۳روز بود
معده درد۱هفته بود
از همون اول یجوری وجودش قشنگع ک هیچی عصبی یا ناراحتم نمیکنه
من هنوز حسی بهش ندارم نمیدونم چرا
حتی وقتی باردار نبودم بهش فکر میکردم میمردم براش🥹
چون سقط داشتم سعی کردم از اول خیلی بهش وابسته نشم ولی دیگه از زمانی که صدای قلبشو شنیدم شده کل زندگیم🥹
از ثانیه ای که فهمیدم باردارم
ازاولش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.