۱۰ پاسخ

من آخر قصه رو عوض کردم.
پسرم خیلی دوسش داره

حتما ترسیده من این‌ داستانو با سانسور تعریف میکنم

منم‌یه شب گفت قصه بگو شنگول منگول رو گفتم یکم تعریف کردم‌گفت مامان میشه بقیشو نگی دارم میترسم🤣🤣🤣 بعد چوپان دروغگو گفتم‌گفت مامان اصلا امشب قصه نگو خودم میخوابم برای ما سمندون میزاشتن بعد اینا با این‌چیزا‌میترسن😂😂

وای🤣🤣🤣🤣بچگک الان دارم تصورش میکنم😂😂😂خب خواهرمن قصه روخودت عوضش کن دیگه

کلا قصه خای قدیمی برای بچه های امروزی اصلا مناسب نیست…منم متاسفانه قصه کدوقلقله زن و خوندم سورنا خیلی ترسید و کلا دیگه براش نخوندم

این داستان از اول تا اخرش ترسناکه ترسیده بچه.... بنظرم یه چشم پزشک ببر اگه مشگلی نبود با مشاور صحبت کن

نگران نباش تیک عصبیه که درپسربچه هازیاده.دکترعصاب ببرش

کارتنش رو من گذاشتم اول دید بعد خودم تعریف کردم الانم اون واسه ما تعریف میکنه

حالا یا ی قصه دیگه تعریف کن یا همون رو مهربون تر و لطیف تر بگو

یعنی ترسیده؟

سوال های مرتبط