۱۳ پاسخ

من خیلی لاغر شدم هرکی می بینه میگه خیلی از بین رفتی
هیچکی خبر نداره از زندگی کسی، فامیلا فکر میکنن ما پولداریم نمیدونن یه چیزی شد هرچی داشتیم و نداشتیم رفت ، شوهرمم نشسته خونه سرکار نمیره با دو تا بچه کوچیک ، تو مردم نمیگیم بیکاره
نه خواب درست دارم نه خوراک همش فکر و خیال
کسی چه میدونه تو دل کس دیگه چه خبره🥲

بعضیا قبل ازدواج لاغرن دوباره بعد زایمان ژنتیکشو دارن برمیگردن به حالت اول از یه طرفم شاید رژیم گرفته
شاید مشکلی نداره .
بعدم خیلی لاغر بشه قرص چاقی همه مدل هست مخوره چاق میشه دوباره

بابا خودش شاید لاغر کرده

امان از مرد بد و آبروداری

بالاخره یه مشکلی تو زندگیش هست دیگه یا جسمی یا دغدغه روحی

آخی منم ناراحت شدم مخصوصا برا دندون حالا لاغری نکه خودم دوس دارم بالاخره ممکنه سلیقه‌اش باشه ولی دندون افتاده دیگه واقعا هیچکس خوشش نمیاد،اگه مشکل مالی نداره چرا ایمپلنت نمیکنه؟

شاید رژیم گرفته.منم خیلییییییییییی لاغر شدم بخاطر عمل جراحی اما هیچکس خبر نداره چرا لاغر شدم

منم الان ببینیم مثل معتادا شدم همه میگن چرا اینجوری شدی
ولی خب جوش وامونده

ای وای از مرد بد

خیلیا ظاهر زندگیشون و شوهرشون عالبه ولی درون زندگیشونو‌ کسی خبر ندارع
من کسی ام ک تو فامیل همه حسرت شوهرم و زندگی مو میخورن ولی فقط خودم میدونم از درون چخبره یه شوهر بی احساس و خسیس
مردی که سالی یک بار زنشو نمیبوسه ماهی دوماهی یه بار رابطه داره...
خلاصه ک هیجوقت زندگی دیگرانو از ظاهرش قضاوت نکن اونم حتما غمی داره

عزیزم منم خیلی لاغرم اگر از قبل لاغر بوده طبیعیه نگران نباش
من پنجا کیلوام اصلا چاق نمیشم

شاید بچه شیر می‌داده اونجوری شده
یا خدایی نکرده نکنه مریضی چیزی داره

حتما شوهرش خوب نیست

سوال های مرتبط

مامان 🩷پرنســـا🩷 مامان 🩷پرنســـا🩷 ۲ سالگی
پوشک پوشک شیر خشک
آخیش خانما مهمونی امشب هم تموم شد چه قدر اقوام خود ادم خوبن کلی کمک میدن من از بعد شام دیگه تقریبا هیچ کاری نکردم عمم و دختر عمم خیلی کمک دادن بعد چهار سال که من بیشتر رفتم خونه هاشون اومدن خونم کلی وسیله هم خریده بودن برا دخترم به مناسبت روز دختر شما ببینید قضاوت کنید عمم همش دعوتم کرده نمیومده خونم هر وقت هم اومده سر زده و رفته به غیر از این سری که خیلی اصرارش کردم یه بولیز شلوار و پفک هم برا دخترم خریده بود تازه عمه منه ولی عمه ها خود دخترم میرن میان تفریح تولد میگیرن مهمونی میگیرن اصلا یه تعارف به ما نمیزنن بعد توقع دارن عزیز هم باشن برام دختر عمم هم بستنی و عروسک گرفته بود کلی هم کمک دادن و رفتن 😍پدر شوهرم هم بعد شام اومد بالا احوال پرسی کردمعذرت خواهی کرد گفت مهمون دارم خواهر خانومام هستن
الانم خاله ها و خواهر شوهرام پایین بیدارن تا صبح احتمالا فردا ناهار مادر شوهرم بگع بیا پایین برم ؟؟؟با توجه به تاپیک قبلم
البته شوهرمم کلی گفت واقعا عمه با عمه فرق داره خواهر با. خواعر فرق داره 😉
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک شیر خشک شیر خشک رفلاکس رفلاکس پوسک پوشک پوشک جیش جیش
مامان آرتام🧸🤎 مامان آرتام🧸🤎 ۳ سالگی
یه چی یادم افتاد گفتم اینجا بگم تقریبا ۵ سال پیش با شوهرم آشنا شدم یجورایی واسطه شدن واسه ازدواجمون و قسمت هم شدیم بعدش با دختر داییم و شوهرش رفتیم که منو شوهرم همو ببینیم حرف بزنیم اینم بگم اولین بار بود که همو از نزدیک می‌دیدیم قبلش حرف زدنمون در حد چت بود بعدش دختر داییم اینا از ماشین پیاده شدن که ما مثلاً حرف بزنیم راحت باشیم شوهرم جلو نشسته بود من عقب لعنتی یهویی دستشو آورد عقب منم هول شدم دستشو گرفتم الان یادمون میوفته می‌خندیم میگه گیرم که من نمی‌خواستم تورو بگیرم اصلا نمیپسندیدیم همو من یه غلطی کردم دستمو آوردم تو چرا گرفتیش منم میگم یه موقع فک نکنیا از اون دخترای هولی بودم فقط یهو هول شدم دیگه هیچی دیگه گفتم بیکارم بیام یه چی تعریف کنم 😂😂😂



شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک
شیرخشک فرزندوپروری پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند شیرخشک شیرخشک پستونک فرزندپروری‌ پوشک پوشک بچه ویتامین غذا فرزند