بچه ها راه حل بدین
بس که بچه های محل اومدن خونمون رفتن،صاحبخانم عاصی شده..گفت میخام برم دم در تک تکشون بچشونونفرستن دم درم..میگه بچه هامم عاصی ان ..میگه صب درو محکم بستن ..خیلی حساسه..من زنگ زده بودم بگم بچه ها زنگ زدن بین زنگ طبقه بالارونزنن درو بازنکنین.چون سری قبل فقط یکباردخترم زنگشونو زد بهم گفت زنگ ما رو زدن..الانم میگه اگه ناراحت نمیشی میخام بچه هارو دعواکنم که نیان اگه ماراحت نشی..چی بگم ..گفتم نه چراناراحت بشم..امروز واقعا خودمم خسته شدم..اگه خونه خودم بود میزاشتم صب تاشب بازی کنن ولی صاحبخانم حساسه ازطرفی درست موقع درس دخترم میان دخترمم باگریه وخاهش میره ..امروزعصررفت وبرگشت دوباره ساعت7ونیم الان دیدم همشونو اورده،گفتم شب شده بریدخونتون..خوشحال بودم دخترم همبازی پیدا کرده ولی اینطوری برای خودمم سخته بخان دم به دیقه برنو بیان ..ازساعت4تا8یه پام دم در بود.بچه های شمام بابچه های محل بازی میکنن ؟ازاین مسائل براتون پیش میاد؟

۱۱ پاسخ

ن چرا بچه بره تو خیابون بازی کنه الان دوره زمونه تو کوچه بازی کردن نیس

نه عزیزم بگو هر روز غروب ی ساعت میارمش تو پارک شمام بیایید پارک ب دوستاش

نه پسر من بخواد بازی کنه یا شهربازی یا خانه بازی
دیگه الان مثل قبل نیست
البته من خودمم بچگی اجازه نداشتم

من خودمم بچگی اجازه نداشتم توکوچه بازی کنم
چه برسه بخوام اجازه بدم الان بچه خودم بره

الان دوره زمونه این چیزا نیست
بی امنی و بقیه مسائل خیلی زیاد شده

من یه بار چند ساعت بچمو‌ همسایه برد هم میشناختمش هم بچه‌کوچیک داشت گفتم حتما بازی میکنن چند بارم زنگ زدم بیارش گفت ن ارومه کارش نشو اخرم گفتم شوعرم حساسه بسه بیار وقتی اومد دیدم بچم ا تشنگی هلاک بود اب نداده بودش گفت دیدم اب اب میکنه هاع یادم رفته ابش بدم . خربزه و پنیر اورده بودن خودشو دخترش خورده بودم به بچه من یه لقمه بیشتر نداده بودن گفت گفتم شاید خوب نباشه بهش یه لقمه بیشتر ندادم ( کاش حداقل جلوش نخورده بودن ) دیگه نمیزارم بره جایی یه شبم خونه عموش کنار بچه های عموش خوابید بچم از صدا سگ میترسه صدا سگ اومده بود بچه عموش ادا گریشو در اورده بود مسخرش کرده بودن دیگه درس عبرت شد برام

پسر همسابه بالاییمون چندبار گذاشتم بیاد دیدم هردفعه داره پرو‌تر میشه و حرفه‌ای بیخود میزنه روبچه منم تاثیر گذاشته بود بیرونش کردم چند روز اومد هرچی در زد گفتم برو‌خونتون نیا باز میومد چندبار درو باز نکردم تا دیگه شرش کم شد

من اصلا دوست ندارم دخترم بره تو کوچه یابابچه های همسایه دوست بشه
نمیدونم چرا اصلا حس خوبی ندارم که دخترم بخاد بره خونه یه ادم غریبه
خونه کسی بخاد بره باید حتما خودم اونجا باشم تنها اصلا نمیزارم
،😢

نه اصلا من نمی‌ذارم بچم بره دم کوچه بدم میاد

نه من اصلا. چون اصلا تربیت و نظافتشون رو دوست ندارم

چند سالشه دخترت مگه 4 ساله نیست. ما هنوز به اون دوران نرسیدیم تازه اصلا بچه تو محلمون نیست خداروشکر

آره..هی میرن میان .بعضی مادرها هم ن بچه را تمیز نگه می‌دارند نه ادب خوب ..منم دیگ اجازه ندادم ‌درقفل کردم ..اینطور بیشتر حرص میخورم

سوال های مرتبط