۸ پاسخ

خدا بیامرزه مامان بزرگم میگفت با فرشته‌ ها میخنده پسرم که میخندید مامان بزرگم میگفت دارن باهاش بازی میکنن

🤣🤣🤣پسر من تو دو ماهگی سقفو تا یه مسیری با چشاش دنبال میکرد بعد یجا نگاهش ثابت وایمیساد لبخند میزد🤣🤣🤣

برا منم با تابلو رو دیوار دوست شده همچین براش ذوق میکنه من میترسم چیزی باشه ما نبینیم و اون ببینه🫠🤔🫠🤔
خلاصه ماجرا داریم

اتفاقا الان پسر منم ب در نگاه میکرد میخندید سکته کردم😂

دختر من عاشق یخجال شده تا میبینتش کلی براش میخنده حرف میزنه انگار مثلا یه ادمی رو دیده ک داره باهاش حرف میزنه

دختر منم بالای در اتاق رو نگاه می‌کرد هی تازه درست شده منم میترسیدم😂

پسر منم همینطور 😑🙊 به روشنایی نگاه میکنه میخنده صدا در میاره از خودش هر چقدرم سرشو برمیگردونم باز بدتر میشه

ای جانم 😍کیف کن ازمن بالامپ صحبت میکرد و بالشت

سوال های مرتبط