بخدااا هرچی سفت و سخت بگیرین بدتره شل بگیرین این چیزا رو زیاد اهمیت ندین
پسر من الان مدام داره سینه های منو میبینه وقتی ب دخترم شیر میدم هیچ واکنشی هم نشون نمیده یا با خودم میبرمش حموم ولی از این ب بعد ک داره بزرگتر میشه خودمم دیگ دلم نمیخواد با من حموم بیاد با خاله اش رفته حموم نه نگاه بدی کرده یا مثلا حساس شده ب بدن خواهرم یا با آیماه میبرمشون حموم هیچ واکنشی نشوننمیده بخدا
عزیزم فقط بگم خیلی حساسش نکن. هی این زشته اون زشته یا بریم زشته ما نباید ببینین یا لباس عوض میکنی زشته نباید بیای تو. اینکارا بیشتر حریصش میکنه و کنجکاو. عادی باش . مثلا تو گفتی نه بریم بیرون خصوصیه ما نباید ببینین تو ذهن بچه باسن اومده درصورتیکه اگه با بازی میبردیش بیرون یا حتی اگه یه لحظه هم میدید براش راحتتر بود هضمش.
نینی هم تو شکمه مامان باباها وقتی بخوان بچه دار بشن از خدا نینی میخوان . خدا هم نینی رو میذاره تو شکم مامان. حالا بریم فلان بازی بکنیم یا فلان خوردنی بدم. همین بسشه. هم جواب دادی هم بدتر کنجکاو نشده. کلا سعی کن ریلکس باشی. ببخشید زیاد شد🤦🏻♀️
به نظرم زیاده روی هم نباید کرد ، بدتر میشه
راجع به بچه دار شدن من به پسرم گفتم تو توی شکم من بودی ،اومدی بیرون ،یا گفتم شیر خوردی واینها .
یا یه وقتها ما خونه مادرم بچه هامون کوچیکن شلوار درمیارن میرن دستشویی ،دیدم دخترخواهرم که ۴ سالشه نگاه میکنه چیزی ببینه از پسرم زیرپوشش رو میندازم معلوم نشه ،هر چند به همشون میگیم خصوصیه نباید کسی ببینه ولی یه وقت هم کنجکاون .پسر من خیلی کنجکاو نیست .
پسرم سه سالشه دستشو میزاره رو سینه هام میخابه بغلشون میکنه
خب دو سال شیر خورده چه لزومی شیرخوردن قایم بشه
تو هرچیزی افراط بده خب
من الان ک خودم باردارم ب پسرم میگم یه نی نی تو شکممه مث تو ک تو شکمم بودی ، من از همه لحظه های پسرم فیلم و عکس دارم هرچی میخوام بهش بگم با فیلمای خودش میگم مثلا عکس بارداریمو نشونش دادم گفتم ببینم شکمم گردالی شده چون تو داخلش بودی الانم یه نی نی داخلشه کم کم گردالی میشه بعد مث تو ک بزرگ شد میاد بیرون ،ینی روزی یبار رو ما از بارداری تا سه سالگی رو مرور میکنیم با پسرم😂 میگمی نی نی مث تو انیجوری میشه اونجوری میشه بزرگ میشه، دیگ زیاد پاپیچ نمیشه فک کنم ب همینا قانع میشه حالا جلوتر بریم نمیدونم چیا بپرسه😂
برند قهوه تون چیه گلم؟
منم با نیم تنه میبرمش حموم.و بعد اینکه از شیر گرفتم نه نشونش دادم سینه هامو نه گذاشتم دست بزنه.آخه لزومی نداشت بنظرم.چون بچه دختر خالم عادت کرد بعد ترک شیر همش سینه های مامانشو بگیره و ببینه.خب برای من به شخصه خوشایند نیس نمیدونم درسته یا نه.خصوصی خودشو هم یادش دادم وقتی جایی باشیم بخواد بره دسشوویی خودش با صدای آروم میگه خصوصی خصوصی😄
در خصوص حاملگی هم فقط یبار براش میگفتم ک تو دلم بودی نزدیکم بودی خیلی حس خوبی بود.در همین حد.دیگه چیزی نپرسیده ولی واقعا اگ بپرسه نمیدونم چی بگم🥲
خاله قربونت بشم مرد خونه شدی میری خرید میکنی واسه مامان نازت🥹❤️من هنوز دارم قربون صدقه این عکست میرم🥹❤️
من یه بار به دیار گفتم مامان تو تو شکم من بودی مثل عمه معصومه که تو شکمش نینی داره
بعد یهو گفت مامان تو منو قورت داده بودی؟؟😅😅گفتم نه مامان تو از اول تو شکم مامان بودی😅
بعد رفتم دکتر تورو تز شکمم دراورد داد بهم
گفت مثل پیپی؟😂😂😅یعنی منو عارف مونده بودیم😂
نوش جونت قهوه🩷
حقیقتش منم اصلا خوشم نمیاد بدنمو ببینه و از همون اول هم بهش توضیح دادم خصوصی رو..یه وقتایی هم میخوام لباسمو عوض کنم خودش میگه مامان جان خصوصی رو کسی نباید ببینه و سریع از اتاق میره بیرون حتی..
شیر دادن رو میدونه از سینه و نی نی هم از تو شکم مامانا میان..پرسیده اینطور براش گفتم و همیشه هم یه لبخند دلنشین تحویلم داده..🥰
همسر من قهوه رو کم کم میگیره میگه عطرش میره و تازگی روزای اولو نداره
ما از قهوه آرام میگیریم خیلی خوبه اگر خواستی یبار امتحان کن
بگو خدا نی نی گذاشته تو دلش، توام تو شکم من بودی اول، اومدی از می می هام شیر خوردی بزرگ شدی الان میتونی غذا بخوری
از دست بچهها😂با باسنش شیر میده😅
دختر من یادشه که شیر میخورده از میمی و اینکه بهش گفتم من مثل کانگورو😅خیلی کوچولو بودی تو دل خودم نگهت داشتم بهت غذا دادم بزرگ تر شدی از دلم دروردمت حالا نمیدونم کار درستی کردم یا نه بعضی وقتا همون چیزی که حس مادرانم میگه بهم میگم و انجام میدم بدون تحقیق شاید اشتباه باشه
آرزو تو هرکاری کنی بهترینی ؛خیلی هم خفنی 🫂🌹
یجا قهوه تو گرفتی راحت شدیا 🫠
هرچی بزرگتر میشن چالش هاشون هم بیشتر میشه
اوستا هم خیلی سوال های عجیب میپرسه واقعا
ولی من دوستم ک چون همیشه باهم بودیم باردار شد من کوچک تر بود میگقتم خاله الهام تو شکمش نی نی داره ک اسمش السا هست یکم دیگه وقتی اومد راهاش بازی میکنی
خلاصه وقتی هم دنیا اومد همش میگف تو شکم خاله الهام بود 🤣🤣🤣
این قهوه چنده
آره آریل هم خیلی سوالات ...میپرسه به نحوی پاسخ میدم آریل کلا سینه نگرفت شیرخشک خورد اما میدونه از سینه شیر میخورن بچها حمام هم کلا از ۱سالگی با لباس میبرمش کلا خودم باهاش حمام نمیرم تنها راهش فقط با قصه گفتن هست مثلا داستان از خودت در بیاری بهش بگی اندام خصوصی ...مثلا وقتی دختر عمش میخواد لباسش عوض کنه ۱سالشه خودش میاد بیرون میدونه دیگه از کوچولویش ملکه ذهنش شده میگهno no no😁
پسر من اصلا سوال نمیپرسه که بخوام بهش جواب بدم
یه دختر دایی یه ساله دارم اونم که شیر خشکیه چون خودشم با شیشه شیر میخورد آشناعه واسش
کلا تابحال سوال اینچنین نپرسیده ازم
اخ اخ ماهم کلی چالش داریم راجب مسائل جنسی
فقط اونجا که گفته مامانه با باسنش به نی نی شیر داده
ای کاش اطرافیان ما میفهمیدن. مادرشوهرم سینه هاشو در میاره ب آراد میگ بخور یا باهاش بازی کن بعد من خودم بهش نشون نمیدم حتی حمومم با باباش میفرستمش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.