۵ پاسخ

حق داری
بچه خیلی آدمو محدود میکنه
ولی به این فکر کن که بچت داره زیر دست خودت بزرگ میشه
من دختر خالم متخصص اطفاله خوند خوند خوند تا دکتر شد بچه دار شد بچشو میزاشت جای پرستار. بچش عین دیوونه ها شده بود ، وحشی بود توی مهمونی که میومد یک بچه نبود که از دستش گریه نکنه
وقتی دخترش به دنیا اومد تخصصش رو گرفت و کمر دردای شدید داره
دوسه بار نزدیک بود بچش بمیره به خاطر شرارت های اون بزرگه
اون دختر خاله دیگم وقتی ماما شد ۸۰ تا بچه رو هم به دنیا آورده بود ولی بعد از زایمانش دیگه نرفت ، گفت نمیخوام بچه هام مثل بچه های اون دختر خالم بشن

منم دقیقا تو همین حسو حالم 🥲

منم دلم میخواست ارشد بخونم دانشگاه تهران فعلا با دوتا بچه غیر ممکنه ولی منم خیلی حسرتشو میخورم چندباری هم خواستم بخونم نشده سخته ولی اعصابم بخاطراین کنبود بهم میریزه

این حالت شما یه مدت محدود هستش رفع میشع یکم بجه از آب و گل در بیاد اوضاع بهتر میشه

منم
ایقدر با خودم فکر می‌کنم و درگیرم به اضافه بقیه مشکلات دیگه اخریا چشمم خونریزی میکنه از فکر کردن از خود خوری

سوال های مرتبط