من برعکس همه آره میدم چه مشکلی داره مگه
من اگه مجبور شم حتما میزارم چون به شدت ادم خوب و مسئولیت پذیریه و عاشق دخترمه حتی میخواستم برم سر شغلم پیشنهاد داد که دخترمو کلا شیرخشکی کنم تا ازش مراقبت کنه اما خودم دلم طاقت نمیاره و دلتنگ میشم پس قبول نکردم و شغلمو نپذیرفتم بستگی به ادمش داره عزیزم
چقدر همه گفتن نه.ولي من ميدارمش پيش مادرم در حد ي شب ولي مادرشوهرم چون پيره نميتونم اطمينان كنم
اگ ادم مطمئنیه.ومسئولیت پذیره بده چه اشکال داره همش یروزه.
نه نمیتونم طاقتم نمیاد حتی برای یه ساعت دور بشه ازم
من فقط شبا پیش خواهرم میذارم اونمهفته ای یکبار و از چشمام بیشتر بهش اعتماد دارم ، مامانمم گهگاهی میاد خونمون شب پیششه
ولی غیر از اینا اصلااااااا خانواده شوهر که عمرا
بنظرم خیلی زوده بیشترازبچه خودت اذیت میشی ودلتنگش میشی من یکی دوباریکی دوساعت گذاشتمش رفتم خرید انگارچندروزندیدمش
بچه به بوت عادت داره. شاید نصفه شب لج کنه تا صبح هلاک کنه خودتو چجوری میخوای خودتو برسونی
من تا الان فکر میکردم فقط خودمم که خیلی وابسته بچمم الان دیدم تنها نیستم اصلا دلم نمیخواد از خودم جداش کنم حتی بدمش به کسی خودم بیشتر وابسته ترم تا بچه
تا الان تنها مونس و همدم من تو این روزا بوده از صبح تا شب که شوهرم سرکاره منم و این بچه
شب که سهله، من روزم ۲ ساعت به مادرم نسپردمش. هرجا میرم با خودم میبرمش. یبار یه ساعت رفتم دکتر سرم زدم اومدم همش استرس داشتم نکنه گریه کنه نتونن آرومش کنن اذیت شه، نکنه گرسنه ش بشه.
پسرم الان تو۵سال حتی ی لحظه پیش کسی نزاشتم مواقع ضروری فقط شوهرم اونم دکتری چیزی برم دخترمم نمیزارم حتی فکرش گریم میگیره
بچه مگه اسباب بازیه بدید دست کسی من اصلا خیالم راحت نیست اونطوری جایی رفتنم خوش نمیگذره بهم
ن خدانکنه یروز ازش دوربمونم
بچه خیلی کوچیکه ممکنه کاری داشته باشه. حالا سن مادر شوهرت و نمیدونم چقدره ولی پسر من گاهی لج میکنه و فقط میخواد راهش ببرن خب پدر و مادرم و مادرشوهرم اینا نمیتونن خسته میشن. یه بازار میرم سریع میام خونه
یه شب مریض بودم
از ترس اینکه مریض نشه جدا ازش خوابیدم
خوابم نمیبرد
با اینکه تو اتاق کنار پیش مامان و بابام بود🥺
وای نه اصلا ...
خودت بتونی بری استراحت کنی بچه نمیتونه به صدا و بوی مادر عادت کرده من سه ساعت گذاشتم پیش مادرم رفتم دکتر برا چکاب خودم اینقد مادرمو اذیت کرد
منم ب هیچ عنوان نمیتونم مادر شوهرم اینا خیلی اصرار میکنن بچه رو بزار برو کاری داری و فلان میگم نه هرجا باشم بچه هم باید با خودمون باشه
وای نه عمرا بدم به کسی ، درسته خلوت با همسر هم نیازه اما خیلی زوده ظلمه
من میزارم یه شب پیش مامانم در حد اینکه استراحت کنم یکم خستگی در کنم ولی نه اونجوری هنوز نزاشتم
همسر منم مداوم اصرار داره بچه رو بزاریم پیش خواهر شوهرم و بریم بیرون ولی من دوس ندارم، اولا به خواهر شوهرم اطمینان ندارم و دوما مادامی که بیرونم اصلا خوش نمیگذره بهم، همش استرس میگیرم برگردم سریع
من باشم نمیدم
حتی چند ساعتم نمیتونم
وای ن اونم بچه ۲ماهه
نه عزیزم خودت نمیتونی تحمل کنی یکم که دور شدی ازش گریه هات شروع میشه بچه هم بوی تورو برداشته مطمعا باش اذیت میشین
اصلا نمیدم
من اولادفک میکردم خ به ک مادر چند روز بزاد پیش یکی بره سر حال شه برگرده
ولی از وقتی بچه دار شدم ی ساعتم نمیتونم دور شم میرم خرید میزادم پیش مامانم همش میگم برسم خونه اصلا مسافرت ک سهله
نه اصلا این کارو نکن
نه اصلااا دلم طاقت نمیاره
فکرشم اذیتم میکنه
نچ نمیتونم بدون بچم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.