سلام از تجربه واکسن هجده ماهگی که تبدیل شده به غول گهواره
دو روز پیش نیلا هجده ماهه شد و باید واکسن میزد ولی من انقدر استرس داشتم که دلم میخواست حتی شده دو روز دیرتر بزنم😑
شوهرم ساعت یازده صب زنگ زد گفت آماده بشید بریم واکسن نیلا رو بزنیم دیگه سعی کردم خودمو جمو جور کنم و به احساساتم غلبه کنم خلاصه رفتیم ساعت دوازده نیلا خانوم واکسنش رو زد و بلافاصله بردیمش پارک توی پارک نذاشتم بره سرسره یا تاب بازی باهاش دنبال بازی کردم من میدویدم میگفتم مامانی رو بگیر کاری کردم تا میتونه راه بره و خداروشكر همکاری کرد و حسابی بازی کرد همونجا بهش ناهار دادم و آوردمش استامینوفن دادم و خوابید
بیدار شد منتظر پا درد بودم ولی مثل روزای دیگه مشغول بازی شد استامینوفن رو روز اول هر چهار ساعت دادم شب از ترس تب تا چهار صب خودم بیدار بودم چهار به بعد همسرم ولی اصلا تب نکرد
روز دوم هم هر شش ساعت بهش قطره دادم یکم داغ شد ولی در حد تب نبود بردمش خونه مادربزرگش تو حیاط حسابی بازی کرد
یکم بیقراری کرد ولی سرگرمش کردم و خداروشكر گذشت
خیلی واکسن راحتی بود و سبک رد شد فقط حتما ببرید راه برن و به موقع استا بدین همین استرس هم نداشته باشین
امیدوارم واسه نی نی های شما هم راحت بگذره و صحبتام بهتون کمک کنه 🎀

تصویر
۶ پاسخ

واسه دختر منم اوکی بود تا الان از خواب بیدار شد پاش درد داشت دولا شد فوت کرد پاشو راه رفت
من فقط از امشب میترسم
دعا کن وایه ماام سبک بگذره

عزیزم خداروشکر اما باز مراقب باش
من پسرم هیچ‌درد و تب نداشت یک هفته بعدش چهار روز تب شدید کرد بعدش دونه زد بدنش واکسن ام ام ار تا یک ماه بعدش ممکنه علایم بده

قطره استامینوفن دادین؟

خداروشکر
پسر منم امروز واکسنش رو زدم
باهاش بازی کردم
پاراکید هم هر ۴ ساعت بهش میدم
تا فعلا که اذیت نکرده
غیر از اینکه هیچی نخورده
امیدوارم این مرحله ام بگذرونیم 😍🥲

منم از الان استرس دوماه دیگه رو دارم

اواااا منم عکس مشابه دارم😍
دخترم تا قطرشو گرفتم همونجا داغ داغ پرچسباشو چسبوند به ماشین😃

تصویر

سوال های مرتبط

مامان سویل مامان سویل ۱ سالگی
تجربه واکسن ۱۸ ماهگی
من جزو اون مامانایی بودم که خیلی از این واکسن میترسیدم و حتی نمیخواستم ببرم بزنن بالاخره خودمو قانع کردم و نگه داشتم چهارشنبه بردمش که پنجشنبه جمعه شوهرم خونه باشه و کمکم کنه واکسنشو زدیم و بردمش پارک حدود یک ساعت بازی کرد آورذمش خونه تو خونه هم یکم بپر بپر کرد نهارشو مث روزای قبل خورد و بعد باز یکم بازی کرد بعدش خوابوندمش و طبق تجربه مامانای دیگه انتظار داشتم بعد خواب پاش بگیره و دیگه نتونه راه بره درکمال ناباوری بعد خواب پاشد مث روزای قبل خوب راه رفت و بازی کرد و یکم تب داشت که اونم هر۴ ساعت استامینوفن میدادم و‌کنترل میشد و شب باز شامشو‌ خوب خورد و دوباره خوابوندمش و تا صب بالا سرض بودم که تب نکنه ولی تبش شدید نبود خدارو شکر و روز دوم هم تقریبا تبش تموم شده بود ولی هر ۶ ساعت دارو میدادم و امروز دیگه استامینوفن رو‌هم قطع کردم و خداروشکر این واکسن هم خیلی سبک‌و خوب گذشت اینو نوشتم که مامانا استرس واکسن رو نداشته باشن ممنون از مامانایی که تجربشونو نوشته بودن و باعث شدن اطلاعاتم بیشتر شه و بعد واکسن دخترمو راه ببرم که براش سبک بگذره
مامان توت فرنگی


🍓مه 🌙وا مامان توت فرنگی 🍓مه 🌙وا ۲ سالگی
تجربه واکسن ۱۸ماهگی
آنقدر تعریفای بد از واکسن ۱۸ماهگی شنیده بودم از یکماه جلوتر غصه میخوردم چون دختر من حتی راه نمیره اخه شنیده بودم تو اون دوره ک واکسن زده راه بره خیلی خوبه براش. ..
واکسن دخترمو ک زدیم خیلییی گریه کرد ولی خب کلا تو بهداشت گریه کرد بعد با شیرین عسل سرشو گرم کردم آوردمش خونه هم استامینوفن ندادم ک سرحال باشه و چهاردست و پا بره خداروشکر انرژی خوبی داشت بازی کرد غذا هم یکم خورد خوابید بعد دوسه ساعت تو خواب نق میزد دیدم داره داغ میشه استامینوفن دادم خوابید بیدار ک شد عالی بود بازی می‌کرد و اذیت نمیکرد موقع خواب دیدم داغ شد بازم بهش اینا دادم تب نکنه و تا صب چک میکردم داغ نشه خداروشکر نمی‌شد و صبح یذره داغ شد بهش استا دادم
من معمولا تا داغ نشه بهش استامینوفن نمیدم چون بدنش عادت میکنه و بی حالش میکنه ولی چهار چشمی مراقبم ک تب نکنه
خلاصه الان دوروزه و واسه ما ک واکسن سنگینی نبود خداروشکر اصلا اذیت نشدیم
کلا دختر من سر واکسناش زیاد اذیت نمیشه تنها واکسنی ک اذیت کرد واکسن ۴ماهگی بود ک فقط درد داشت و تبشم قابل کنترل بود