۵ پاسخ

عزیزم واکسن های قبلیش چطوربود؟

سلام ماهم دیروز زدیم پسر منم بعد واکسن سه ساعت بازی کرد بعدش خوابید بیدار شد واز دیروز پاشو زمین نمیذاره تب نکرد دستشم درد نمیکنه فقط پاش خیلی درد داره باز امروز یکم بهتر اینم بگم پسر من واکسنای قبلیرو اصلا متوجه نشد نه درد داشت نه تب

اره راحت شدی تا ۶ سالگی

خداروشکر.....
واس پسر من سنگین بود🥲🥺

خدا رو شکر و منی که یکماه دیگه باید بزنم برای وروجکم

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
خب بعد از ۲۴ ساعت که از واکسنش گذشته بیاین براتون تعریف کنم ، چون دیگه فکر نمیکنم علائمی داشته پیدا کنه
من همه ی اینایی که اینجا گفتم رو مو به مو اجرا کردم از یه هفته قبل شروع کردم به تقویت کردنش
صبح واکسن غذای مورد علاقه اش رو دادم البته نذاشتم زیاد بخوره که معده اش سنگین نشه چون ممکنه بعد واکسن حالت تهوع بگیرن
قبل واکسن اصلا مسکن ندادم واکسن که زدیم اومدیم خونه شربت پاراکید نصف وزن بهش دادم
و شروع کردیم به بازی کردن و کارای مورد علاقه و دنبال بازی این وسطا مرتب بهش آب و مایعات دادم ، هندونه ، آب هویج ، آب انار و انگور دیروز دادم خورد ، شیرش هم از روزای دیگه بیشتر دادم به جاش حجم غذاشو کم کردم ولی مقوی دادم .
از ساعت ۱۰ که اومدیم خونه تا ساعت ۲ یه سره داشت راه میرفت منم هر دوساعت وقتی مینشست آب سرد میریختم تو کیف ای سرد و از روی پاچه شورتش میذاشتم رو حتی واکسن
یعنی فقط خنکی اون میرسید به پاش ( هربار تا ده دقیقه میذاشتم باشه )
پاراکید رو دفعه های اول ۴ ساعت دفعه دوم ۵ ساعت تقریبا دادم تا شب بعدم دیگه از آخر شب تا حالا ندادم جون نه تب داشت نه درد
نصف شب هر نیم ساعت پاشدم تبش چک کردم که خداروشکر از ۳۷.۲ بالاتر نرفت
از شب که دیگه خوابید من شروع کردم هر یه ساعت پارچه گرم کردم گذاشتم رو پاش شب با شلوار خوابوندم و پتو رو پاش انداختم پارچه هم که گفتم هر یه ساعت گرم میگردم میذاشتم
خلاصه که خداروشکر راحت‌ترین واکسنی بود که گذروندیم
البته سر واکسن ۴ و ۶ هم خیلی اذیت نکرد ولی غر میزد
این واکسن نه غر زد نه تب کرد نه درد داشت حتی پاشم لنگ نمیزد و مثل همیشه تا الان مشغول بازی و بدو بدو کردنه
گفتم تجربه ام رو با شما هم در میون بزارم
مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام از تجربه واکسن هجده ماهگی که تبدیل شده به غول گهواره
دو روز پیش نیلا هجده ماهه شد و باید واکسن میزد ولی من انقدر استرس داشتم که دلم میخواست حتی شده دو روز دیرتر بزنم😑
شوهرم ساعت یازده صب زنگ زد گفت آماده بشید بریم واکسن نیلا رو بزنیم دیگه سعی کردم خودمو جمو جور کنم و به احساساتم غلبه کنم خلاصه رفتیم ساعت دوازده نیلا خانوم واکسنش رو زد و بلافاصله بردیمش پارک توی پارک نذاشتم بره سرسره یا تاب بازی باهاش دنبال بازی کردم من میدویدم میگفتم مامانی رو بگیر کاری کردم تا میتونه راه بره و خداروشكر همکاری کرد و حسابی بازی کرد همونجا بهش ناهار دادم و آوردمش استامینوفن دادم و خوابید
بیدار شد منتظر پا درد بودم ولی مثل روزای دیگه مشغول بازی شد استامینوفن رو روز اول هر چهار ساعت دادم شب از ترس تب تا چهار صب خودم بیدار بودم چهار به بعد همسرم ولی اصلا تب نکرد
روز دوم هم هر شش ساعت بهش قطره دادم یکم داغ شد ولی در حد تب نبود بردمش خونه مادربزرگش تو حیاط حسابی بازی کرد
یکم بیقراری کرد ولی سرگرمش کردم و خداروشكر گذشت
خیلی واکسن راحتی بود و سبک رد شد فقط حتما ببرید راه برن و به موقع استا بدین همین استرس هم نداشته باشین
امیدوارم واسه نی نی های شما هم راحت بگذره و صحبتام بهتون کمک کنه 🎀