۵ پاسخ

خداروشکر😍 مرسی که تجربتونو گفتین انقد یه سری بزرگ کردن این واکسنو منم کلی استرس داشتم، ولی توکل بر خدا ان‌شاالله برا پسر منم راحت باشه🥰🌸

اینکارایی ک قبل خاب میگی منم انجام دادم
ولی جانااز خاب بیدارشد پاشو تکون نداد ک نداد
حتی از ترس یا شایدم درد نمیزاشت بغلش کنیم

خداروشکر عزیزم.میشه طرز پخت فرنی چهار مغزو بگی

خدا رو شکر که راحت گذروندی

خداروشکر

سوال های مرتبط

مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام از تجربه واکسن هجده ماهگی که تبدیل شده به غول گهواره
دو روز پیش نیلا هجده ماهه شد و باید واکسن میزد ولی من انقدر استرس داشتم که دلم میخواست حتی شده دو روز دیرتر بزنم😑
شوهرم ساعت یازده صب زنگ زد گفت آماده بشید بریم واکسن نیلا رو بزنیم دیگه سعی کردم خودمو جمو جور کنم و به احساساتم غلبه کنم خلاصه رفتیم ساعت دوازده نیلا خانوم واکسنش رو زد و بلافاصله بردیمش پارک توی پارک نذاشتم بره سرسره یا تاب بازی باهاش دنبال بازی کردم من میدویدم میگفتم مامانی رو بگیر کاری کردم تا میتونه راه بره و خداروشكر همکاری کرد و حسابی بازی کرد همونجا بهش ناهار دادم و آوردمش استامینوفن دادم و خوابید
بیدار شد منتظر پا درد بودم ولی مثل روزای دیگه مشغول بازی شد استامینوفن رو روز اول هر چهار ساعت دادم شب از ترس تب تا چهار صب خودم بیدار بودم چهار به بعد همسرم ولی اصلا تب نکرد
روز دوم هم هر شش ساعت بهش قطره دادم یکم داغ شد ولی در حد تب نبود بردمش خونه مادربزرگش تو حیاط حسابی بازی کرد
یکم بیقراری کرد ولی سرگرمش کردم و خداروشكر گذشت
خیلی واکسن راحتی بود و سبک رد شد فقط حتما ببرید راه برن و به موقع استا بدین همین استرس هم نداشته باشین
امیدوارم واسه نی نی های شما هم راحت بگذره و صحبتام بهتون کمک کنه 🎀
مامان سویل مامان سویل ۱ سالگی
تجربه واکسن ۱۸ ماهگی
من جزو اون مامانایی بودم که خیلی از این واکسن میترسیدم و حتی نمیخواستم ببرم بزنن بالاخره خودمو قانع کردم و نگه داشتم چهارشنبه بردمش که پنجشنبه جمعه شوهرم خونه باشه و کمکم کنه واکسنشو زدیم و بردمش پارک حدود یک ساعت بازی کرد آورذمش خونه تو خونه هم یکم بپر بپر کرد نهارشو مث روزای قبل خورد و بعد باز یکم بازی کرد بعدش خوابوندمش و طبق تجربه مامانای دیگه انتظار داشتم بعد خواب پاش بگیره و دیگه نتونه راه بره درکمال ناباوری بعد خواب پاشد مث روزای قبل خوب راه رفت و بازی کرد و یکم تب داشت که اونم هر۴ ساعت استامینوفن میدادم و‌کنترل میشد و شب باز شامشو‌ خوب خورد و دوباره خوابوندمش و تا صب بالا سرض بودم که تب نکنه ولی تبش شدید نبود خدارو شکر و روز دوم هم تقریبا تبش تموم شده بود ولی هر ۶ ساعت دارو میدادم و امروز دیگه استامینوفن رو‌هم قطع کردم و خداروشکر این واکسن هم خیلی سبک‌و خوب گذشت اینو نوشتم که مامانا استرس واکسن رو نداشته باشن ممنون از مامانایی که تجربشونو نوشته بودن و باعث شدن اطلاعاتم بیشتر شه و بعد واکسن دخترمو راه ببرم که براش سبک بگذره