۱۵ پاسخ

چه اشکالی داره حالا ببره نمیخواد آزارش بده که سر دوست داشتن و کمک میگن...مادرشوهرا کمک نکنن میگین شعور ندارن میکنن میگین دخالت میکنن...قرار نیست بچه وابسته پدرو مادر بشه که مادربزرگشه دیگه غریبه یا فامیل که نیست...مطمعنه ببینه بچه اذیته گریه میکنه قطعا میاد دنبالت .... سخت میگیرین

عزیزم بگو دلم براش تنگ میشه طاقتم نمیاد
اینطور بچه وابسته میشه
مثل بچه من با این روش جدا کردمش
بار اول و دوم بهشون بر خورد
ولی دیگ عادی شد
بعد خدایی نکرده بلایی سرش بیاد میگن مگه مادرش کجا بود ک مراقب بچش نبود
خودت از بچت نگه داری کن
نزار ب کسی عادت کنه

بگو‌خودم‌یاد دارم
الآنم خوابش نمیاد
چرا با زبون خوش با اینجور آدما حذف میزنین ‌بزنین‌جررررر بدین
تو‌مامانشی ن‌ اون ک‌بچتو اون‌ بخابونع ببخشیدا مگ چلاغی

بگو ن پیش خودم راحت ترم🫤
ینی چی بچه ۵ماهو ببره بخابونه
بگو گشنش میشه باید شیرش بدم
ینی واقعا اختیار بچتو اینجوری کم کم ازت میگیرنا

من بودم میدادم از خدامم بود
چیمبشع مگه اونم مادر بزرگه هیچ کس جای مادرو برا بچه نمیگیره که بخواد حس بدی بهت بده
وابسته اونم بشه که بهتره برات هروقت کاری داشتی یا خسته بودی میزاری برات نگهش داره

بنده خدا خیلیم میگه اگه کار داری بگو بیام کمکت یا پناهو بیار بزار ولی اصن دوس ندارم
خیلیم مهربوننا
ولی دلم راضی نیست دخترمو بزارم جایی
فرقی نداره مامان خودم باشه یا اونا

منم خیلی حساسم
مامانم خودشو میکشه برای دخترم که یکساعت مثلا بزارم اونجا یا هرچی
ولی اصلا
نه خونه مادر شوهرم حاضرم تنها بزارم نه خونه مامان خودم
بااینکه مادرشوهرم طبقه پایین ما هستن

چه عیبی داره اونم مادربزرگش دشمنش که نیست حالا ببره بخوابونه خوبه که خودتم یه استراحتی میکنی چرا تا اسم مادر شوهر میاد همه جبهه میگیرن همشونم بد نیستین ما خودمونم بلاخره یه روز مادر شوهر میشیم دیگه پس همه بد جنسیم هیچ کس جای مادرو واسه فررزند نمیگیره پس با بردن بچه محبت ووابستگی بچه کم نمیشه بهتون

چ خوب بده ببره تو بگیر بخواب شاید دیده خسته ای و زیر چشات سیاهه بفکرته دختر

من جاتو باشم میگم ببر چند ساعت بخابم مردم ازکسری خواب😂😂😂😐

من درکت میکنم
دوست نداشتم تا چندین ماه هیچ کس بچم و بگیره . احساس می‌کردم محبت و عشق من و از بچه میگیره
نمیدونم انگار میخوان جدا کنن من و از بچه .
یطور افسردگی بعد از زایمان
اصلا کسی دست میزد به بچه فکر میکردم میخواد از من جداش کنه
بچه اون شخص دوست داشته باشه جای من
رو هیچ کس هم اندازه مادرشوهرم حساس نبودم
دست که میزد مرگم بود
میگذره ولی ایکاش درک بشید
من و که کلی منت گذاشت شوهرم سر این موضوع
میگه چه اداهایی داشتی و تحمل کردیم

ببخشید داغ دلم تازه شد بعد ۵ سال
هنوز ثانیه به ثانیه یادمه

کمک شاید میخواد بده

بگو خوابم نمیبره اینطوری

اگه قصدش کمکه که تو استراحت کنی چه اشکاالی داره از طرفیم درک میکنم دوریشون حتی واسه یک ساعتم سخته
بهش بگو نمیتونم بدون بچع بخوابم خودمو میخوابونمش زحمت نکشین

زن بابای همسرم هم مدام بچمو ازم میگیره-بچه سه ماهه رو پاهاش وامیستونه اینقدر حرص میخورم رومم نمیشه بگم نکن بچم آسیب میبینه -زودی بدشون میاد هرچی میگم یه جوابی بهم میدن.

سوال های مرتبط