۱۱ پاسخ

من یک ماه تلاش کردم خیلی خیلی نگفت فقد دوهفته اول قشنگ همکاری کرد شبا جیش میکرد جاش خیس خیس بود الانم خیس شبا دیگ توان مای بیبی گرفتن نداریم گرونه اگ بشه بعد پریودیم اقدام کنم دوباره

من قبل از ۲ سالگی ازش گرفتم فقط یه بار رو فرش جیش کرد ک اونم تقصیر خودم بود باید صبرو حوصله داشته باشی هر ده دقیقه یه رب ببریش دستشویی..اوایل شبا هم پوشکش میکردم صبح زود میبردمش دستشویی پوشکش هم خشک بود..الان کلا خودش میگه دیگه

خب ببین ماشلا بزرگه دیگه خودشم دیگ اذیت میشه اولش فک میکنی خیلی کار سختیه ولی هیچی نداره واس من فوبیا بود الان ۳ ماهه گرفتمش فقطم ۳ روز اول خطا داشت

ببین باید دل بزنی به دریا و نجس شدن خونه برات اهمیت نداشته باشه
من خودم بیشتر از پی پی بدم می آمد که اونم یک خانمی تو گهواره گفت شلوار دمپا تنگ بپوش یا شورت عینکی بپوش که نریزه تو خونه
دوم باید ذهنش آماده کنی از قبل هی تو خونه اعلام کنید ما داریم میریم دستشویی جیش و پی پی کنیم
و وقتی پوشکش باز میکنیم عوضش کنید هی بگی آه چقدر بو میدی تو بزرگ شدی باید بری دستشویی که بو ندی که بگیرند بغل بوست کنند بوی خوب بدی
بعد تصمیم بگیری ده الی پانزده روز جای نری و حتما نشسته یادش بدهی با داخل قصری
پوشکش باز کنی و روزان تقسیم کنی مثلاً سه روز اول بین ده دقیقه تا بیست دقیقه ببریش بعد از سه روز بیست دقیقه تا چهل دقیقه
بعد سه روز چهل دقیقه تا یک ساعت تا همین طوری که به دوساعت برسه
همش یاداوریش کنی جیش داشتی بگو
بعد اگر خودش گفت تشویقش کنی دست بزنی براش حتی شده یک شکلات بدهی
بعد قانون بزاری بگی هر وقت بگبچی برات برچسب میزنم
بعد چندبار که گفت برچسب زدی براش یک جایزه خیلی کوچیک
سعی کن زیاد جایزه ای نکنی فقط در حد یک یا دوبار فقط وقتی خودش گفت
من کلا دو بار جایزه دادم یکی برای پی پی که دیگه خودش می‌گفت اوایل برای جیش تمام
این کارهای بود که من کردم
الان بعد حدود ۸۵روز دیگه تقریبا یاد گرفته هم جیش میگه هم پی پی
ولی بازم خودم یاداوریش میکنم جیش داری جیش نکنی

خود بچه هم باید آمادگی داشته باشه.. دختر من خودش گفت دیگه پوشک نمیخوام تو کل دوران ترک پوشک هم ۲ بار خطا داشت که اصلا دعوا نکردم گفتم پیش میاد سری بعد زودتر بگو و اینکه زود به زود ببر دستشویی

خیلی اعصاب قوی میخواد من حالتای افسردگیمو کنترل کرده بودم دوباره سراین قضیه واقعا درگیر شدم اصلا حالم خوب نیست
ازبس بهم فشارمیاد
بااینکه باهام همکاری کرد
ولی واقعا زانوودرد گرفتم از بس رفتم موندم توی دسشویی
من ک برای هرمرحله از بچه داری جون دادم تاگذشت

دقیقا منم مثل شمام وفشار اطرافیا داره روانیم میکنه

ازهمه چیز سخت تره یعنی روزای اول روانی شدم ،روز رو موفق شدم شبو توخودم نمیبینم

رفتی دستشویی بده یکم آب بازی کنه خوشش بیاد

تابحال امتحان کردی؟

سختترین کاره من امروزگفتم امتحان کنم یکی دوبارکثیف کردم اعصابم خوردشد☹️دوس دارم کلابمونه توپوشک دراین حدسختمهه اعصاب فولادی میخادد

سوال های مرتبط