۱۲ پاسخ

سلام عزیزم تو جنگ شرایط شیراز شبیه تهران بود حالا تهران بیشتر
و اینکه کسی باید کنارتون پرستاریتون بکنه مهمه که فکر نکنم با این شرایط کسی بخواد بیاد تهران بمونه
دو راهی سختی اگر من بودم با اینکه احتمال میدم دیگه جنگ نمیشه اگر پیش خانواده امم امن آنجا میموندم

عزیزم منم مثل شمام تقریبا.
اما ۲۵ هفته ام.
از اسفند ماه اومدم شمال
واقعا کلافه ام خسته ام از دکترم دورم
حالم بعضی وقتا خیلی بد میشه
از خانوادمم دورم
دلم میخواد برگردم کرج اما میترسم دوباره شروع کنن . طول سرویکسم هم مرز هست نمیتونم مدام توی رفت و آمد باشم. تنها نیستی عزیزم خیلیا شرایطشون سخته

منم خانواده هامون تهران نیستن من دیگه از ۱۹ فروردین برگشتم تهران خیلی سختم بود دور از خونه خودم بودم این همه مدت، هر روزم دعا میکنم همه چی ختم بخیر شه و دیگه آواره نشم

عزیزم منم شرایط شمارو دارم منم تهران زندگی میکردم بخاطر جنگ ازاسفند‌ ماه اومدم شمال خانواده خودمو وهمسرمم شمالین‌ اونا هم اجازه نمیدن من برگردم تهران منم مجبورم تاخرداد صبر کنم وهمینجا شمال زایمان کنم بیشتر هم بخاطر شرایط جنگ اوضاع مملکت اصلا معلوم نیست

من جات بودم همون شیراز زایمان میکردم چون هر دو تا خانواده شیرازن بهتره همونجا بمونی
تهران هنوز مشخص نیست اوضاعش ایشالله که درست بشه

من برعکس شمام .‌خودم شیرازم . پدر مادرم کرج هستن . منم اینجا تنها سختمه ولی خونه پدریمم نهایت دو هفته بتونم بمونم . خونه خودم راحتترم اخرش

من از خونم تکون نخوردم حتی تو اوج سنگینی بارداری و اوج جنگ.
کسی نمیدونه شرایط تا کی اینجوریه که،مگه چقدر میشه از خونت دور باشی؟
اوکراین چند ساله جنگه ،زندگی جریان داره.
این اوارگی که سختتره

منم مثل توام عزیزم اومدم شیرارخونه مامانم اینجوری هم مامانم اینامیگن خیالمون راحته هم همسرم بااینکه پسرمم ماشاالله۷سالشه خیلی شیطونه واذیت میشم‌امامجبوری وایسادم

منم اومدم شمال هفته پیش رفتم کارهای بستری رو انجام دادم باز برگشتم شمال
اگه خبری نباشه میرم تهران زایمان
اگه شلوغ شه همین شمال زایمان میکنم

منم دقیقا عین شمام به خاطر شغل شوهرم مهاجرت کردم تهران جنگ شد و برگشتیم شیراز و الان 2 ماهه از خونه زندگیم دور افتادم و خانوادم میگن پیش خودمون باشی خیالمون راحت تره حقیقتش راست هم میگن چون شرایط واقا جو پایداری نداره و معلوم نیست چی میشه

پیش خانواده بهتر حالا جنگ باشه یا نباشه

اگر همسرت هم کناره بمون . بهتر راحت تری

سوال های مرتبط

مامان لیا🩷☃️ مامان لیا🩷☃️ ۴ ماهگی
شما با این شرایطی که میگم جای من بودین کجا زایمان میکردین ؟
خودم تهرانم ، خانواده خودم و همسرم تبریز هستن .
زایمانم میوفته ده روز دوهفته قبل از عید و ماه رمضون .
مامانم اصلا راضی نیس بیاد تهران پیشم ،میگه ماه رمضونی نمیتونم بابا و داداشت رو تنها بزارم یا عید تو خونه خودم نباشم .
بعدش میگه تهران دست تنها هستم و کسی نیس تو حمام کردن بچه کمکم کنه یا وقتی تو بیمارستانیم یه غذایی چیزی لازمت شد بپزه بیاره برات ،خلاصه تک و تنهاس تو تهران اگه بره دکتر و بهداشت و ...خودش هست و همسرم .از طرفی خونم آسانسور نداره و طبقه دوم هستیم . ولی خودم خیلی دوست دارم تهران زایمان کنم هم به خاطر دکترم هم به خاطر شناسنامه بچه .
مامانم میگه بیا تبریز زایمان کن هم من راحت باشم هم خودت ، تبریز کمکی داره ، میگه بابا و داداشت میتونن بیان بیمارستان دیدنت یا مثلا زبونشون رو میدونم ،میشناسم اگه دکتر یا بهداشت لازم شد کجا ببرم بچه رو .
نمی‌دونم چیکار کنم الان .
خیلی تحت فشارم ،هر روز میگه تو بیا تبریز من تهران سختمه .هر روز بحث داریم باهم .
من دلم به تهران مونده ولی هی میگه بچه یه چیزیش میشه بعداً پشیمون میشی و فلان .
اینم بگم ۱۰روز بعد از زایمانم اگه تهران باشم میام تبریز
مامان کوچولو موچولو مامان کوچولو موچولو روزهای ابتدایی تولد