۱۴ پاسخ

مادرشوهر چه قدر هم خوب باشه مثل مامان خودآدم نمیشه به نظرمن بمون شهرخودت وبه مامانت بگوبیادکمکت

چه مادر شوهر خوبی، خدا خیر دنیا و آخرت بهش بده

بنظرتون اگه مامانم موقع زایمانم بیاد چند روز خونه مادرشوهرم پیشم بمونه ، منطقیه یا نه؟

نه بابا بمون پیش مامانت
سخته پیش مادرشوهر

ده روز پیش مامانت بمون بعد برو پیش مادرشوهرت یا اون ‌بیاد پیشت چون دو قلو داری خسته میشین
انشالله بسلامتی بدنیا بیان

بگو دکتر گفته سوار ماشین نشو خطر داره بهش بگو اون بیاد پیشت دوتایی با مامانت کمکت کنن از نظر من بهتره بری اونجا معذب میشی خونه خودت راحتری

بنطرم‌ پیش مامانت باش. به هر حال میخای لباس عوص کنی. لباس زیر و اینا عوض کنی. آقا اصلا شاید خاستی باد در کنی. 🫠 خونه مامان راحت تری اا مادر شوهر.
من دوس دارم‌خونه خودم باشم نهاایت خونه مامانم.
فکر اینده هم‌بکن‌ ک‌منت نشه سرت و سر هرجی بگن ما حمعت کردیم و مامانت وظیفش بوده.

خانواده همسر هر چقدرم ک خوب باشن بازم نیازه رابطه رو دورادور نگه داری
من بودم شهر خودمون میموندم

بنظرمنم تهران بهتره همسرت اگه هواتو داره بری چی میشه۱۰روزبمون

هرجا ک خودت راحتی

اگر مادرشوهرت خوبه و شناخت داری بعدا داستان نمیشه برو چرا که نه
اتفاقا انقدری که نوه به خانواده شوهر میرسه زحمتاش به خانواده خودت نمیرسه

عزیزم زود نگفته آخه 32هفته هستی میشی 36هفته

اگه مادرشوهرت ادم خوبیه و هواتو داره برو خوشبحالت عزیزم

هرجا ک راحت تری و حس بهتری داری بمون

سوال های مرتبط

مامان پرنسا🐥🌟 مامان پرنسا🐥🌟 ۱ ماهگی
توی تاپیک های قبل داستان قطع ارتباطمون رو با خانواده شوهرم توضیح دادم و گفتم که خواهرم جاریم‌ هست و کنار هم زندگی میکنیم دیروز خواهرم زایمان کرد و خانواده خودم و همسرم از رشت اومدن بعد قبل اینکه بریم بیمارستان شوهرم به من تاکید کرد اصلا حق نداری سمت خانوادم بری اونا لیاقت تو رو ندارن خلاصه منم قبول کردم توی ساعت ملاقات بیمارستان که مادرشوهرم بچه رو چسبیده بود که یه وقت ما بغل نکنیم خلاصه باز ما هیچی نگفتیم و به روی خودمون نیاوردیم امروزم که خواهرم مرخص شد اوردیمش خونه مادر شوهرم و جاریم بچه رو میگیرن دیگه دست کسی نمیدن منو و شوهرم هم کلا توی واحد خودمون هستیم چون خانوادش خونه خواهرم هستن خانواده من میاد خونه ما فقط مامانم واسه کارای خواهرم و بچه میره اونور بعد دیگه واقعا من چون اولین باره خاله شدم یه حس و حال جدیده برام شوهرم می‌ره بچه رو میاره خونمون ولی پنج دقیقه نشده مادرشوهرم برادر شوهرمو میفرسته میگه مامانم گفته دلم واسه بچه تنگ شده منم اخر امروز بغضم گرفت شوهرمم هر لحظه احتمال فوران کردنش هست خواهرمم خودش کلافست از دست کارای اینا یا مثلاً مهمون میاد مهمونا سراغ مارو میگیرن ماهم باید واسه حفظ ظاهر بریم اونجا اصلا یه وضعیت بدیه جو خوبی نیست نمی‌دونم چیکار کنم



بارداری بارداری زایمان سونوگرافی سزارین طبیعی فرزند پروری انومالی سزارین
مامان لیا🩷☃️ مامان لیا🩷☃️ ۵ ماهگی
شما با این شرایطی که میگم جای من بودین کجا زایمان میکردین ؟
خودم تهرانم ، خانواده خودم و همسرم تبریز هستن .
زایمانم میوفته ده روز دوهفته قبل از عید و ماه رمضون .
مامانم اصلا راضی نیس بیاد تهران پیشم ،میگه ماه رمضونی نمیتونم بابا و داداشت رو تنها بزارم یا عید تو خونه خودم نباشم .
بعدش میگه تهران دست تنها هستم و کسی نیس تو حمام کردن بچه کمکم کنه یا وقتی تو بیمارستانیم یه غذایی چیزی لازمت شد بپزه بیاره برات ،خلاصه تک و تنهاس تو تهران اگه بره دکتر و بهداشت و ...خودش هست و همسرم .از طرفی خونم آسانسور نداره و طبقه دوم هستیم . ولی خودم خیلی دوست دارم تهران زایمان کنم هم به خاطر دکترم هم به خاطر شناسنامه بچه .
مامانم میگه بیا تبریز زایمان کن هم من راحت باشم هم خودت ، تبریز کمکی داره ، میگه بابا و داداشت میتونن بیان بیمارستان دیدنت یا مثلا زبونشون رو میدونم ،میشناسم اگه دکتر یا بهداشت لازم شد کجا ببرم بچه رو .
نمی‌دونم چیکار کنم الان .
خیلی تحت فشارم ،هر روز میگه تو بیا تبریز من تهران سختمه .هر روز بحث داریم باهم .
من دلم به تهران مونده ولی هی میگه بچه یه چیزیش میشه بعداً پشیمون میشی و فلان .
اینم بگم ۱۰روز بعد از زایمانم اگه تهران باشم میام تبریز