۱۰ پاسخ

پسر منم رفلاکس شدید داشت شیرم و هر دفعه که میخورد بالا میاورد بوی بدی هم میداد انگار همش ترش میکرد دیگه خودشم نمیخورد شیرمم کم بود اولش خیلی ناراحت بودم بعد دیدم وقتی بهش نمیسازه چه فایده شیر خوبه زیاد و چرب باشه نه شیر ابکی و ترش و پر از استرس 😏

نیلا از 3ماهگی دیگه لج کرد از4ماهگی شیرخشکی شد ناراحت بودم ولی دروغ نگم یه خورده که گذشت دیدم شیرخشک راحت تره
من خودم داشتم اب میشدم هیچی نمیخوردم چون دخترم اذیت میشد

دقیقا مثل دختر من
من از اول کنار شیر خودم بهش شیرخشک هم‌میدادم بعد ۵ ماه دیگه فقط شیر خشک اونم خیلی کم

منم از یادم بردم
دختر من رفلاکس شدید داشت
فکر کن شیرو از استخوونای من میکشید بعد که سینه امو ول میکرد عوق میزد همرو میریخت بیرون
به خودم دل سوزوندم ندادم الآنم گاهی شیر خشکو بالا میاره ولی ناراحت نمیشم زیاد شیر گاوه پول میدیم تهیه میکنیم ولی شیر من که تو معده اش نمیموند از اسنخوونو دندونام میومد

من پسرم رفلاکس شدید داشت و دکتر گفت شیرخشکیش کنم چون شیر خودم همه رو بالا میاورد وزن نمیگرفت اصلا. خیلی غصه میخوردم مخصوصا که هر جا میرفتم میفهمیدن شیرخشک میدم یه جور بدی برخورد میکردن دلم ببشتر میشکست. یه کم که بزرگ‌تر شد، حدودای یکسال به بعد دیدم واقعا بچم هیچ چیزی از بقیه هم‌سناش کم‌نداره. دیگه کم‌کم آروم شدم. هم این که قطعا اون زمان بهترین تصمیمی بود که براش میتونستم بگیرم. دیگه از اون سن به بعد دیگه غصه نمیخوردم.
سر دخترم شیرم خیلی کم بود هیچوقت سیرش نمیکرد کامل. حدودای دوماهگیشم خشک شد. این بار چون تجربه پسرمو داشتم واقعا آروم‌تر بودم پسرم که دوسال شیرخشک خورده‌بود سالم و سرحال جلوم بود دلیلی نمیدیدم که غصه بخورم. درمورد دیگرانم برعکس زمان پسرم که همیشه میخواستم بقیه رو قانع کنم که کارم دوست بوده، محلشون نذاشتم. وقتیم میپرسیدن چرا؟ یه کلمه میگفتم نداشتم یا خشک شد. اگه باز ادامه میدادن که تقصیرا رو بندازن گردن من دیگه جوابشوتو نمیدادم. هیچکس شرایط بچه منو اندازه من درک نمیکنه. هیچکس صلاحشو بیشتر از من نمیخواد.

منم همینم کاری نمیشه کرد که

بچه من از اول زردی سنگین گرفت شیرخشکی کردمش هروقت دلم میگیره و ناراحت میشم با این جمله که اگر خیلی بهش سخت میگرفتم بجای ۲ روز ممکن بود تا یک ماه هم زردیش خوب نشه و ضعیف بشه یا ادرار نداشتنش و خون توی ادرار داشتنش ادامه دار بشه خودم و آروم میکنم
واقعا هم صلاحش توی این بود که شیرخشک بخوره چون سینه و نمیگرفت من با پافشاری ۵ روز داد ولی درست نخورد بعدش کل گوارش و الکترولیتاش ریخت بهم از گرسنگی و افت قند

بچها منم همینجوری بودن از اول هم شیر خشک میخوردن هم شیر خودمو ولی چون دوتا بودن هی بزرگتر میشدن بیشتر شیر میخاستن خودم سیرشون نمی‌کرد شیر خشک بیشتر خوردن
دیگ کم کم هم سینمه پس زدن تا چهار ماه شیر داشتم دیگ اصلا سینه نگرفتن عادت کردن به شیشه خیلیم ناراحت بودم ولی دیگ چیکارش میشه کرد

حالم خیلی گرفته بود
میدوشیدم تو‌شیشه میخورد تااینکه خودش نخورد
دیگه شیرام تو شیشه میموند
نمیخورد
دیگ ندوشیدم خشک شد

هیچی میشینم غصه میخورم باز سعی میکنم بهش فک نکنم😔😔😔😔

سوال های مرتبط