۶ پاسخ

من تاپیکاتو نخوندم ولی اگه نگرانیت بابت عمل رحمه اصلا خطرناک نیست مادر من ۱۳ سال پیش عمل کرد رحم و لوله شو تخلیه کردن الانم خداروشکر حالش خوبه و هیچ مشکلی نداره

عزیزم اول خدا مادرتو برات حفظ کنه انشاالله که همیشه سلامت باشه
دو اینکنه میگی دکترش کم سنه برو در موردش تحقیق کن ببین چطوره اگ واقعا کارش خوب نبود و بی تجربس نبر مامانتو پیشش

چرا در میارید رحم شو

بیمارستان میلاد نمیتونی ببری ...بیمارستان داغون پرستار داغون ولی دکترای عالی عالی

خواهرم ،زنداداشم ،خالم زن عموم همشون برداشتن هیچیم نشده

خواهرشوهرم ۳۴سالش بود سرطان رحم گرفت.خونریزی شدید میگرفتش دکتر گفت رحمشو در بیاره.الان خوب شده فک کنم اهواز عمل کرد.چیزی واسه ترسیدن نیست انشالا خدا ب مادرت سلامتی بده عزیزم

سوال های مرتبط

مامان نیکی مامان نیکی ۲ سالگی
مامان آروکو 🌵 مامان آروکو 🌵 ۲ سالگی
سلام مامانای عزیز
دیشب یه تاپیک گذاشتم ک پسرم در مواردی ک خط قرمزه یا جدیده براش حتما از من اجازه میگیره، خیلیا پرسیدن چیکار کردی ک اینجوری شده؟
خواستم تو این پست تجربه‌ی خودمو باهاتون شِر کنم شاید ب درد کسی خورد.
اول از همه اینو بگم ک من هیچوقت نمی‌گم صددرصد رفتار من باعث گرفتن این بازخورد از پسرم شده، قطعا نوع رفتار و تربیت من موثر بوده اما ب خود بچه‌ها و شخصیتشون هم ربط داره و نمیخوام یه نسخه کلی برا همه بپیچم.
خب در قدم اول باید اینو بگم ک من خیلی روی قوانین حساسم و همیشه حتی از وقتی پسرم نوزاد بود قوانینی ک برام حائز اهمیت بودن و براش توضیح میدادم، و همچنان هم همین کارو میکنم یعنی کاملا با قوانین آشناست.
قدم دوم اینکه ثباتِ والد اصلی خیلی مهمه، خب یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی یک چیزی رو ممنوع میکنم، قطعا بچه برای رسیدن ب خواسته‌ش دست ب هر کاری میزنه، دلبری میکنه، داد میزنه، گریه میکنه، لجبازی میکنه، خودشو میکوبه زمین، والدش رو میزنه و ... و معنی ثبات اینجاست ک شما از حرفتون عقب‌نشینی نمیکنید و بخاطرش کوتاه نمیاید ولی نه با دعوا بلکه با همدلی. چطوری؟ اینطوری ک میدونم ناراحتی مامان میدونم چقد میخوای این کارو کنی ولی من نمیتونم اجازه‌شو بدم.
بقیه تو کامنت
مامان تیام🪽🌈🧿 مامان تیام🪽🌈🧿 ۲ سالگی
ربه از پستونک گرفتن تیام بگم 😣🥴
من شنبه۱۹ام عمل بینی داشتم چون مامانم ‌شوهرم همراهم میخواستن بیان تیام سپردم ب عمش ک خدایی هم مهربونه هم دخترش با تیام بازی میکنه تیام اونجارو دوس داره بعد عملم ک تموم شد اومدیم خواهرشوهرم گفت بذار بمونه نگهش دارم چندروز منم تاجرات تیام نذاشته بودم شب پیش کسی دیگ مامانمو شوهرم گفتن جای بدی نیس ک بذار بمونه خونشونم با ما ده دقیقه با ماشین فاصلس خلاصه تیام موند و خواهرشوهرم ب این پستونک نداده بود چون سرگرم بازی بوده ب من گفت شب اول یکم بی قراری کرده ‌برقاتون خاموش کردم و یکم سرگرمی کردم خوابیده توی روز هم اصلا نمیخواسته خونه خودمونم بود توی روز پستونک خیلی چی بشه کم میگرفت ولی موقه خواب چ‌طهر ‌شب باید میخورد خلاصه ک تو این چندروز از تیام گرفت و خودم چنددفه از تیام اومدم بگیرم تب کرد قهر کرد نمیخوابید شوهرم میگفت دوباره بهش بده گناه داره ک میدادم هفته ای یه دونه هم پاره می‌کرد میخریدیم 🥴
از ی جهت خیلی ناراحت بودم گفتم تو این موقعیت چرا بچ منو از خودش از پستونک گرفته اون الان منو کمبود داره باید من بهش محبت کنم ک آروم شه شاید ضربه محکمی بخوره باشعورم خیلی بحث داشتیم شوهرمم میگف حق باتوعه ولی عب نداره از خدات باشه سختیش برای اون شد گرفت راحت شدیم تیامم بعدشه روز اومد خونه دیدم عصبی شده😞😥 منم گچ و کبودی بود صورتم سمتم نمیومد دوباره مجبور شدیم فرستادیم اونجا با دخترش دوباره دوروز بازی کنه سرگرم شه ک خواهرشوهرم میگفت اینجا خیلی خوب سرگرمه شاید بلد نیستی و بچت بهونش تشنگیشه و گرمایی منم میگفتم خب مک میشه مادری بچ خودشو بلد نباشه ☹️😏(بقیه تو کامنت
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی)