مامانا راهنمایی کنید
منو جاریم دخترعمو هستیم
پسر من ۴ سال و ۴ ماهشه دختر جاریم ۳ سال و ۳ ماهشه
ینی ۱ سال و یک ماه فاصله دارن
بعد ما طبق روال هر هفته ناهار میریم خونه مادرشوهرم که زنعمومون هست و پدرشوهرم فوت شده تنهاس
بعد الان تقریبا ۱ سال یا شاید بیشتر بعد از هر مهمونی نصف شب جاریم پیام میده اخ پسر تو فلان کار و کرد
پسر تو بچه منو اذیت میکنه
پسر تو آسیب میزنه
پسر تو فلان و پشمدان


بعد پسر من اصلا ابنجوری نیست که بزنه یا فحش بده
بچه ان دیگه شاید سر یه وسیله بحث کن خب دختر اونم اندازه خودش هست ساکت که نمیمونه
بیشتر شده کنترل کردیم خداییش جفتمون ولی اینکه چند بار پیام داده و شکایت کرده و تقصیر ها رو انداخته گردن پسر من
من هی گذشت کردم بخاطر همسرم و زیر سیبیلی رد کردم


اما آخرین بار ۱۴ فروردین پیام داد که پسر تو جیغ زده دختر من ترسیده
سر همین موضوع کفری شدم و محترمانه گفتم دنبال چی میگردی که هی بعد هر مهمونی پیام شکایت میفرستی
اونم بحث کرد منم کردم

حالا شما باشین با همچین جاری چجوری رفتار میکنید
و اینکه متاسفانه هر جمعه ناهار دور یه سفره جمع میشیم

اگه کسی بلده راهنماییم کنه

تصویر
۴ پاسخ

بنظرم اصلا محلش نده مثلا جواب پیام نده
یا اصلا حرف زد در مورد این موضوع اصلا انگار کسی حرف نمیرنه و در نهایت اگر نشد جوابش رو بده جوری که بفهمون آخرین باری باید باشه که اضافه گویی میکنه. بگو من طبق روال همیشه نهار میام بچه م هم کوچیکه بازی میکنه اگر درکی از بچه نداری دیگه این مشکله خودته لطفا مشکلات ذهنیت رو به من نگو خودت حلش کن ،میدونی اینجور آدما یه چیزی از درون داره آزارشون میده و همین براشون بسه ،نیاز نیست تو کاری کنی خودش برای خودش کافیه

اینم شده مثل زن دایی من با دختر پاچه اون بدبختی که نگرفته باشه سر بحث دعواهاش نیست اینجور آدم ها رو باید ببخشید محل س…گ ندی خودش متوجه بشه اینا یه چیزی داره اذیتشون میکنه یا حس حسادتی بهت داره یا یه عقده ای نسبت به تو داره بی صدا و کم محلی کن باهاش خودش بفهمه

خب اونکه متوجه نمیشه به پسرت یاد بده یه کتک حسابی به دخترش بزنه دیگه آدم بشه😐😂وااااااالا

عزیزم اگه فکر می‌کنی یا صحبت متوجه میشه صحبت کن باهاش
و گرنه روزی برو که اون نباشه
برای آرامش خودت بهتره
من زن داداشم بارداره
بهشون گفتم اگه بچه تون بدنیا اومد دیدین با بچه های من نمیسازن
یا شما یک روز دیگه بیاین خونه مامانم یا ما
گفتم به هیچ وجه با هم نیایم
چون باعث میشه بین خواهر و برادر بنظرم کدورت پیش بیاد

سوال های مرتبط

مامان مهیار مامان مهیار ۹ ماهگی
خوشحالم امشب
من همیشه بخوام جواب یکیو بدم حتی ساده ترین چیز هم باشه گریم میگیره ولی امشب نه
امشب ما خونه مادر شوهرم دعوت بودم اونم شام قیمه گذاشته بود پر ادویه و تند بعد هی قایمکی به میکرد میزاشت دهن پسرم 😐😐😐😐
بعد من گفتم مامان نده خوب نیست براش بعد اونم گفت که پس چرا خودت میدی بهش خوبه من میدم بده
بعدشم اینم بگم که همه جمع بودیم منم آروم و با خنده گفتم که مامان جون من فرنی و پوره میدم تازه یه بار هم سوپ دادم ولی این ادویه داره
بعد هی پسر کنه پسر کنه راه انداخت و چند بار زیر لب طوری که خودم بشنوم گفت بچه کنه پسر کنه به تو ربطی ندارد من چی میدم بهش 😤😤😤😤
منم برای اولین بار گفتم پسر شما اونه هاش نشسته روبه روی شما پسر منم اینه اختیار همه چیش دست کنه نه شما شما چند سال بچه داری تو کردی کسی هم کاری به کارتون نداشته لطفا بزارین منم اونجوری که می‌دونم بچمو بزرگ کنم 😮‍💨☺️
اصلا انتظار نداشت جوابشو بدم کپ کرده بود شوهرم هم پشتم در اومد و گفت اینقدر تو زندگی من دخالت نکنین😍😂💃🏻
و من خوشحالترینم....
کولیک رفلاکس بچه شیرخواره شیرخشک کودک رفلاکس
مامان محمدزُهِیر🩵🧿 مامان محمدزُهِیر🩵🧿 ۹ ماهگی
دختر یا پسر ؟
من از زمان مجردی هام همیشه دلم میخواست مامان ی پسر قوی و درشت و جذاب باشم...
یعنی اونقدر که این رویا رو داشتم اصلا به اسن فکر نمی‌کردم که شوهرم چه شکلی باشه..فقط یه پسرم فکر میکردم
بعد از ازدواج هم همچنان عاشق پسر بودم...
با اینکه الان میبینم دختره که تا آخر عمر پشت مادر پدر هست و دستشونو میگیره ولی چیکنم دوست داشتم
تا اینکه باردار شدم همش میگفتم خدایا سالم باشه مهم نیست چی باشه...ولی اون ته ته دلم میگفتم پسر پسر خدا پسر 🫥🫥🫥
رفتم ان تی ..جای تقریبا معتبر...مریم امینی
گفت دختر..۸۰ درصد دختر 🥰
شب چهار شنبه سوری بود تا اومدم خونه همش با خودم حرف زدم کلی پیاده روی اومدم که با خودم تنها باشم...
خیلی کلنجار رفتم دیدم واقعا اصرار من بی معنی بوده...وقتی خدا خواسته...وقتی می‌دونی دختر از پسر بهتره پس چرا باز اصرار داری...
رفتم چند تا ظرف و ظروف و عروسک دخترونه خریدم و دنیام شد دختر...اسم انتخاب کردم و شدم مامان ی دختر 🥰🥰🥰🥰
کل فروردین و اردیبهشت رو با این فکر سر کردم تا رفتم انومالی...داشت توضیح می‌داد که سالمه و فلان و فلان ..منم از صفحه فیلم می‌گرفتم و توی دلم خوشحال بودم که به همکارش گفت mail یعنی جنسیت پسر
من اینو شنیدم و میدونستم یعنی چی...
ولی انگار نشنیدم...نخواستم که بشنوم...
بعد گفت خب خانوم مبارکه پسر شما سالمه و فلان
گفتم چی👀🫤🤔🤔
نه اشتباه میکنید دختره...من مطمینم...گفت وا من می‌دونم یا شما...من الان دیدم میخای دوباره برات نشون بدم...گفتم اوکی و اومدن بیرون بدون خداحافظی و هیچ حرفی ..حالا مامانم هی میگه چیه چته من فقط عین ابر بهار گریه میکنم ..نمی‌دونم اردیبهشت بود یا خرداد که بارون هم میومد...
ادامه پایین می‌ذارم