۹ پاسخ

آره عزیزم از هورموناته منم ۱۸سالگی باردار بودم تودوران بارداری مثل تو بودم هی فکر میکردم خیلی زود باردار شدم نمیتونم از پسش بربیام اما بچه که به دنیا اومد همش میگفتم خیلی خوب کاری کردم که زود آوردم البته علاوه بر خوبی چند تا بدی هم داره خوبیش اینکه من فاصله سنیم کمه با بچم مثل دوتا دوستیم هرکیم میبینه مارو فکر میکنه خواهربرادریم ولی بدیش اینه که تو سن کم مسئولیت یه بچه رو دوشته سخته ولی خوب خداروشکرتو خانوادت نزدیکتن من تنها بودم خانوادم دوربودراهشون ولی خوب در هرصورت من راضیم🥰

منم همین بودم عزیزم یکم ک بگذره کنار میای من الان باهاش حرفم میزنم🥲😂
من اوایل همش باشوهرم دعوا میکردم ک تقصیر توعه ولی الان نه خیلیم دوس دارم زودتر دنیا بیاد🌝

به این فکر کن وقتی بچت به سن جوانی برسه یه مامان جوون هم داره 😍😍 میدونی چقدر خوبه؟
من خودم دوس داشتم مامان جوونی باشم

بارداری اول همین من اینقد ب این مسائل فک کردم خودمو اذیت کردم ک از پسش برنمیام و منو شوهرم پدر و مادر خوبی نمی‌شیم و مسئولیت سنگین و کاش کلا بچه دار نمیشدم ک وقتی ب دنیام اومد همین فکرم بود افسرده شدم ببین خدا یه جوری قشنگ کمکت می‌کنه ک وقتی بچه دار میشی ب این فکر می‌کنی خدایا چجوری قبل بچه زندگی میکردم نمیگم سخت سخته ولی گذرا لذت ببر تو قطعا میتونی و خیلی هم زمان درستی

اره عزیزم منم اوایل همینطوری بودم یا مدام گریه میکردم کم کم اوکی میشی نکران نباش اگه خیلی حرص خوردی یا گریه کردی حتما یه اب قند درست کن بخور

منم ازت یک سال کوچیک ترم ولی این جوری نیستم شاید بعضی وقتا فک کنم ولی زود ذهنم رو مشغول میکنم ک بهش فک نکنم ناشکری نکن عزیزم
خیلیا تو حسرتشن

این حس رو همه برا بچه اول دارن هشت هفتت که تموم شد حس می‌کنی سبک شدی و از این حال بیرون میای

من همین شما نیستم
ولی مامان شدن تو سن شما خیلی خوبه،قشنگ با بچه بازی می‌کنی براش وقت میگذاری و لذت میبری از جوونیت
من خودم هم مامانم تو سن بالا بدنیام آوردن گاهی حسرت کسانیکه مامانشون جوون هست رو میخورم
البته مامانم خیلی خیلی برام زحمت کشیدن و خیلی خداروشکر میکنم برای وجودشون،اما گاهی بخاطر سنشون محدودیت‌هایی دارن

من ازت بزرگترم ولی همینه وضعم خواهر🤦‍♀️
با اینکه خودم میخواستم و بابتش خیلیییییی از خدا ممنونم
ولی میشینم همش گریه میکنم و فکرای بد میکنم
واقعا دست خودم نیست نمیتونم کنترلش کنم

سوال های مرتبط