۱۴۰۵/۲/۱۲ ماهم دخترمونو بغل گرفتیم یه حس باورنکردنی داشت
خوش اومدی فرشته قشنگم👼🏻💗
از تجربیاتم بخوام بگم…
با بیهوشی سز اختیاری شدم ماساژ رحمی وحشتناک بود
تو اتاق عمل از این تخت به اون تخت جابجا کردنی وحشتناک بود تو ریکاوری هم جابجاییش همینطور
با درد به هوش اومدم خیلی بد بود مسکن هم نمیزدن چاره ای نداشتم جز هر دو ساعت یه شیاف
اولین بار که بلند شدم راه برم وحشتناک بود حتی نمیتونستم بشاشم فشار میومد ب شکمم
درکل بدترین تجربه زندگیم بود خیلی درد داشتم از استرس حالت تهوع و لرز میگرفتم بچمو نمیتونستم بغل بگیرم اصلا غیر قابل تکون خوردن بودم حتی نفس کشیدنی هم شکمم درد میکرد دیگ هیچوقت دوس ندارم این روزارو تجربه کنم هی میگفتن رگات خراب شده از دوباره رگ گیری و آنژیو کت میزاشتن وای نگم از وحشتناک ترینش که سوند بود سوزش کثیفش غیر قابل تحمل بود اما بعد عمل دیگ هیچ حسی نداشت
سزارین عمل بارداری شیردهی زایمان

تصویر
۵۲ پاسخ

مبارکه عزیزم خوش قدم باشه🌸🩷
ولی عکس و متن باهم هماهنگی ندارن🤣♥️

لطفاتت عکسی که گذاشتی
به تجربت نمیخورههههه😂❤️

ان شاالله بسلامتی عزیزم برات بقیش شیرین میگذره مثل عسل

من دقیقا انتظار چنین درد و سختی دارم و هرکس بهم میگه لباس برای عکاسی چی‌ می‌بری من اینطوریم که عزیزم من فقط می‌خوام زنده بمونم😂😂
اگر این عکس مال خودته تو چطور تونستی😂😂

همه چی بهت سخت گذشته انگار
احتمالا ناشی بودن
شایدم آستانه تحمل درد بدنت پایینه
هرچی که بود گذشت به سلامتی و مبارکی😍🥰

من هرچی لباس ولوازم بردم استفاده نکردم انقدر حالم بد بود درد نداشتم فقط حالم خوب نبود سرگیجه شدید داشتم

چراااا نیستی تو دختر نگرانتممم ندا بده😕😕😕

چرا اینقد بد میگین از سزارین
من ۱۹سالم بود ک پسر اولم دنیا اومد
سزارین شدم
درد نداشتم اصلا
فقط ی بار شیافت استفاده کردم
راه رفتن برام سخت نبود
جوری ک هیچکس باورش نمیشد عمل شدم
دو روز بعد عملم رفتم بازار وکیل خرید کردم برا خودم🥲
نترسونید بقیه رو

کدوم بیمارستان زایمان کردین عزیز؟؟

دقیقا راست میگی واقعیت زایمان سزارین همینه منم تجربه بدی داشتم اما به خاطر ناشی بازی دکتر بیهوشی م بود بی وجدان هم بی حسی امتحان کرد نتونست پیدا کنه جای درست در آخر بیهوش کرد

عزیزمممم مبارکههه✨🩷🩷

مبارکه عزیزم چ عکس قشنگی
همش میگیم سعی کنید طبیعی بزایید بابا بخدا دردش خیلی کمتر از این همه اذیت های سزارینه وحتی عوارض بعدش
ولی کو گوش شنوا حاضرید درد نیم روز طبیعی رو بزارید کنار و درد ۱۴ روز سزارین رو تحمل کنید...

مبارکه خانم😍 لباست چه قشنگه . اگه اینترنتی خریدی میشی آدرسشو بذاری؟

تو یک روز با یه مامان دیگع زایمان کردین هر دو سزارین ولی چقدر تجربها متفاوته.
شما خیلی درد کشیدی اما اون میگف همه چی خیلی راحت و عالی بود

مبارکههههه گلم ❤️

عویی مامانیییی مبارکههه باهم تو یه روزیمم الان بهتری قلبمم؟؟؟

ای جان قدمش مبارک 😍لباست عین لباس منه😀

ای جووونم‌مبارکت باشه قدم گل دخترر

قدمش پر برکت باشه عزیزم 🌸🩷 ایشالله شیرینی ای که تو زندگیتون میاره روزای دردناک بیمارستانو از یادت ببره زودتر 🌸

عزیزم مبارک باشه قدمش❤️
خداروشکر که به سلامت گذشت

مبارکه عزیزم🥰🥰

به به چه قاب زیبایی🥹🤍✨
مبارک باشه مامان قشنگ 🥰🌹

قدمش پر برکت عزیزدلم🩷😍

الهی بگردم🥺😍مبارک باشه عزیزم❤️خداروشکر که چه تلخ و سخت و چه خوب الان حال جفتتون خوبه و عزیز دردونت تو بغلته🫂🥺

مبارکههه زیبا🥰🌸🩷

مبارکه عزیزم
خداروشکر عروسک قشنگتو بغل گرفتی🥰😍😍😍

مبارکه گلم
منم از سزارین وحشت کردم واقعا دردناکه و دوس ندارم دیگ تکرار شه 🥲

مبارکه
چ عکس زیبایی

مبارک باشه😍

مبارکه عزیز

مبـــاركه 😍💗

تبریک میگم عزیزم😍❤️
قدمش پر خیر باشه براتون🌼

مبارکه عزیزم خوش قدم باشه❤️❤️

همه ی اینا به بدن آدم ها و بیمارستانی که میری بستگی داره من دقیقا همه ی این چیزهایی که گفتی رو برعکس بودم با اینکه همزمان دوتا عمل دیگه هم داشتم ولی عالی بود و تقریبا درد زیادی حس نکردم فقط هم شیاف استفاده کردم

مبارک باشه عزیزم ❤️
شاید با بیهوشی بودی اذیت شدی من با بی حسی سز شدم اصلا متوجه نشدم کی سوند وصل کردن و کی جدا کردن ، ماساژ رحمی هم چون بی حس بودم خیلی دردش واسم کمتر بود ولی خب برای اولین بار که از جا پامیشی اون سخته یکم که اونم من پمپ درد گرفتم واسم قابل تحمل بود

من همین که از ریکاوری آمدم بخش با اون بخیه درد بالا آوردم عوارض بی حسی رو نمی‌تونستم نگهدارم ن بزور دستم رو بخیه هام بود باز نشه گلاب ب روتون کلی زرد آبه بالا آوردم

عزیزم خداروشکر سالم بغلش گرفتی...اره وقتی آدم بیهوش میکنن سزارین خیلی سخته .دکترم اصلا توصیه نمیکنه میگه بی حسی بهتره ..و سز اول اصلا سوند نمیزنن ..
من سز اولم قبل ابنکه پرستار شیاف بیاره خودم زدم .

الهی بگردم قدمش مبارک عزیزدلم💖
امیدوارم روزای پیش روت دیگه سخت و طاقت فرسا نباشه
همشون قشنگ و زیبا مثل عکستون باشه🌸💖🎀🍼

من ماساژ رحممو زمانی انجام دادن ک بی حس بودم سوندمم همون موقع بی حسی گذاشتن زیادم درد نکشیدم فقط برای باراول از جام خاستم بلندشم سرم خیلی گیج میرفتو شکمم همون لحظه درد میکرد بعدش اوکی بودم

ابجی موهات داخل عکس قبل کوتاه نکرده بودی مگه ؟ 🙁

چرا اینقدر همه چی وحشتناک بوده 😐😐
خب ما میخوایم زایمان کنیم چرا اینجوری گفتی ☹️

مبارک باشه عزیزم

لباست رو خیلی دوست دارم چقدر زیباست ندیدم این مدلشو هیجا😍

۴ بار گفتی وحشتناک😁پس اونا ک طبیعی زایمان میکنن چی بگن

من همیشه یه سوال دارم چراااا این سوند رو وقتی بی حس میکنن نمیزارن که درد نکشن مردم؟
من وحشت دارم از این سوند
بنظرت بگم بعد بی حسی بزارن ممکنه قبول کنن؟

سزارین همینه دیگه تعجبی نیست
شکم ادمو پاره کردن و دوختن کم عملی نیست والله
❤️❤️❤️❤️به هرحال مبارکه قدم نی نی

چه عکس قشنگی عزیزم😍😍😍همیشه لبتون بخنده

عزیزم لباستو از کجا تهیه کردی لطفا میگی؟؟؟

ای جانم مبارکه عزیزم به سلامتی😍💞🌸

جونم عزیزم مبارک 😍❤️🧿

عریزم خیلی مبارکه

پر از عشق و روزی باشه براتون🌺

خیلی مبارک باشه❤️😍

مبارک باشه😍 چقد گل اوردن برات

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان تمشک (دیآکو) مامان تمشک (دیآکو) ۶ ماهگی
سلام مامانی ها
اکثریت گفتید از تجربه ی زایمانم بگم بهتون
من نوع زایمانم سزارین اختیاری بود ( طبیعتاً مثل اکثریت استرس داشتم و من به شدت حساس بودم که همه چیز عالی باشه و... واسه اولین بار میخواستم برم اتاق عمل و برام فوبیا داشت )
ظهر ساعت ۱ظهر بستری بیمارستان شدم و ساعت ۴:۰۵ عصر پسر عزیزم دنیا اومد ، برخلاف تصورم اتاق عمل اصلا ترسناک نبود و خیلی محیط باحالی داشت و من اونجا کلی آرامش داشتم و اینو مدیون دکتر عزیزم و کادر اتاق عمل بودم ، بی حسی گرفتم و سریع بی حس شدم حین عمل تهوع گرفتم و نفس تنگی شدید که یه دارو زدن داخل سرمم و آروم شدم و خیلی سریع بعد ۷ دقیقه پسرمو دنیا آوردن و گذاشتنش کنار صورتم ، من سوند رو گفتم دکترم داخل بی حسی گذاشت و حس نکردم اما در آوردم سوزش قابل تحملی داشت ، تنها قسمت دردناک واسه من اولین راه رفتن بود که از قبل کم کم پاهامو شروع به حرکت دادم و حرکت پل روی تخت زدم ک بهم کمک کرد ، پمپ درد هم داشتم که به شدت عالی بود و پیشنهاد میکنم ، داخل ریکاوری به پرستار گفتم ماساژ رحمی ک میخوایین بدین رو الان بدین اون گفت باشه اما نداد زمانی داد ک حسم برگشته بود و نزدیک ۶ بار ماساژ رحمی گرفتم و واقعا وحشتناک بود و بعد هم وارد بخش شدم که اتاق خصوصی داشتم و به شدت از کادر درمان راضی بودم واقعا رسیدگی داشتن بهم ، این عکسی هم که گذاشتم تیکه از فیلم اتاق عملم هست ، امیدوارم همگی زایمان خوبی داشته باشید ♥️☄️🦋
مامان آقارضا مامان آقارضا ۱۳ ماهگی
تجربه سزارین

من سرکلاژ بودم و درد رحم داشتم با وجود سرکلاژ معاینه شدم و گفتن نیم سانت باز شدی و اگه بیشتر بشه و باز نکنی ممکنه رحم دور از جون پاره بشه و من تو ۳۷هفته و ۳روز سزارین شدم (سزارین اختیاری)

صبح ساعت ۵:۳۰بیمارستان بودم و خیلی درد داشتم و وقتی بهم سوند وصل کردم به معنای واقعی کلمه داشتم از درد میمردم خیلی برای من سوند سخت بود کارامو کردم و ۵دقیقه مونده به عملاز شدت درد سوند تمام بدنم خیس عرق بودم و دردم وحشتناک تر شده بود ،رفتم تو اتاق عمل و خلاصه سزارین شدم و من پمپ درد هم گرفتم ساعت ۹رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۱از ریکاوری زدم بیرون و درد سزارین مثل یه پریودی پر درد بود ولی نه اون حدی که نشه تحمل کرد و هر وقت حس میکردم دردم یکم داره اذیتم میکنه دکمه پمپ درد رو میزدم و برام شدت درد کمتر میشد و خداروشکر پسرمم تو دستگاه نرفت و بعدم ۱۲ساعت بعد عمل گفتن بلندشو راه برو،خلاصه به جز درد سوند که اصلا برام قابل وصف نبود بقیه عمل واسم قابل تحمل بود وذخلاصه که واسه کسایی که مثل من ترس دارن یا از درد طبیعی میترسن من سزارین رو پیشنهاد میدم ان شاءالله دامن اقدامیا سبز بشه و همه ی مامانا بچه هاشون رو صحیح و سلامت بفل بگیرند🥰🤲🏻💐❤️
مامان رستا 🥹🎀 مامان رستا 🥹🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت ۳ :)
اومدن بهم سوند وصل کردن من خیلی از سوند میترسیدم اما خب یه لحظه سوختم و تموم شد و رفتم تو اتاق عمل
بهم توضیح دادن که چجوری هست و قراره همه چیو حس کنم به جز درد
و روی تخت نشستم و خانمه گفت خودتا شل کن به سمت جلو و شونه هاتو به سمت جلو ول بده و اصلا نترس و خداییشم هیچی حس نکردم و بعد از ۲ دقیقه پاهام گرم و بی حس شدن و دراز کشیدم و یه پرده جلو صورت و شکمم کشیدن
و دوتا خانم اول تا اخر عمل دستامو گرفته بودن و بهم دلداری میدادن و توضیح میدادن که دارن چیکار میکنن و من قشنگ همه چیز و حس میکردم فقط درد نداشتم بعد از چند دقیقه صدای گریه دختر قشنگم اومد و بعد آوردن کنار صورتم که ببینمش و بوش کنم
بعد از یه ربع بردنم ریکاوری که اونجا هم یخورده وقت طول کشید چون یکی از پاهام دیر حس اومد
و تو ریکاوری دوبار ماساژ رحمی شدم که چون بی حس بودم زیاد حس نکردم
اما موقع جابه جا شدن از تخت یکم سختم بود
بعد از چند دقیقه بی حسیام کم کم داشتن میرفتن و دردام شروع شدن اما قابل تحمل بود دوباره اومدن ماساژ رحمی دادن که خیلی درد داشت چون حس میکردم
بعد از چند ساعتم گفتن مایعات بخورم و راه برم که خیلی سختم بود و موقع بیرون آوردن سوند هم یه کوچولو سوختم
و الانم یکم درد دارم اما قابل تحمل هست و خیلی ترسناک نیست