عشقم حق با جفتتونه،ولی مادرتم الان چاره ای نداره جز اینکه داداشتم بیاره،یه جوری کنار بیا
درسته زندگی سخت شده
ولی اونم داداشته این دنیا ارزش این حرفارو نداره عزیزم مادرتم. نارلحت شد خب اونم بچشه نمیتونم. اسیرش کنه غذا میخاد اب میخاد بعدشم خونوادتن. غریبه نیستن ک بگی پزیرایی انچنانی بکنی ـ. خودتم بزاری جایی. مادرت همیچن چیی برات میش میومد. ناراحت نمیشیدی؟
ای خواهر من اروزم این داداشم بیا تا اخر عمر نوکریشو کنم. خار تو پاهاش نرع ولی خدا نخاست داداشم آسمونی شد ۱۸ سالش بود الان ک اینو نوشتم. بغضم گرفت🥲 ارزش نداره این چیرا میگذره. این چن هقتم اون داداش مامانتت سخت نگیر.
خونهی خودت کوچیکه؟تو برو خونه مادرت بمون
چراانقد همه قضاوتت کردن؟؟؟۱۶سال مگه بچست که مامانت نتونه ولش کنه؟؟این حرفا چیه واقعا؟بچه زیر ۱۰ساله نه ۱۶سال
اگر شرایط داری شما برو خونه مادرت
چرا خودت نمیری خونه مامانت؟؟
من موقع زایمان مامانم انقدر اصرار کرد برم اونجا ک حد نداره ولی من خونه خودم راحت بودم
عزیزم داداشت تو سنی نیست که بتونه کارهاش بکنه؛باید بیاد
مادرت که نمیتونه بچش رو ول کنه
خودت میتونی بچترو ول کنی؟؟؟
دیگه خانوادتنن؛خشک و تر میخورن
باز خوبه که بازیمیکنن؛من زایمان کردم دو بچه دیگه داشتم،کجا میفرستادم؟؟؟مجبورشدم کنار خودمتحمل کنم استراحت که نکردم دیگه مجبرویه دیگه باید بگذرونی؛دیگه نگو؛نیاد..مطمئن باش همین برادرت ده شال دیگه انقد پشتت باشه؛که نگو
درضمن ۱۶ سال دیگه سن کمی نیست که نتونه تنها بمونه تازه پدرشم پیششه … واقعا باید یکم تنهایی هم بکشه ۴ تا چیز یاد بگیره که متوجه بشه همیشع یکی نباید فرمایشاتشو براورده کنه یا اب و غذا جلوش بذاره برای همین بعضی از مردا مسئولیت پذیر نیستن چون همیشه مادرشون کنارشون بوده
کاملا حق با شماست زن که تازه زایمان کرده احتیاج به ارامش و راحتی داره …بهرحال میخوای شیر بدی خون ریزی داری درد داری بچه باید بخوابه …منم به همسرم گفتم اگر مادرت خواست بیاد بمونه خونمون (شماله خونش) لطفا داداشت نیاد بره خونه اون یکی داداشت من معذبم ، هروقت خواست یه سر بزنه قدمش رو چشم ولی نمونه اینجا
سلام حق داره مامانت چون داداشت نوجوونه،تو زمونه الانکه نمیشه تنهاش گذاشت،باباتم نمیتونه سرگردون داداشت باشه درهر صورت سرکار یا درگیری داره،بحث غذا هم که نباشه..
بعد مامانت بنده خدا بخاطر شما میاد و غیر زحمت فک نکنم چیزی به گردن مادرا باشه،نگهداری از شما و نوزاد و غذا و درهرصورت رفت و آمد اطرافیان..
اتفاقا خودتم باید خوشحال باشی که بهانه ای شده مامانت بیاد کنارت،از این فرصت استفاده کن خیلی کم پیش میاد عزیزم..
حالا هر چی خوردن مهم نیس،اونام انتظار بیش از اندازه ندارن و مهم کنار هم بودنه وگرنه یه لقمه نون که خونه هز کسی پیدا میشه
نمیشه تو بری خونه مامانت اینا
هر دو طرف حق دارن، این وسط باید یه راهی پیدا کرد که اذیت نشین .
کاش داداش عزیز من هم زنده بود دغدغه م این بود ، قربونش برم سر سالگردش من زایمان می کنم 😔.
عزیزم، شما چند روز اول رو برو خونه مادرت، رو پا که شدی برگرد، منم خانواده م راهشون دوره و پدرم و برادرم سرکار میرن و اینکه مامانم ۱۰ روز مثلا ولشون کنه و بیاد پیش من واقعا سخته، دوتا مرد هستن و از پس غذا و خونه بر نمیان. برای همین احتمالا یا من میرم اونجا زایمان میکنم یا گفتم مامانم فقط۴_۵ روز بیاد که بعد بتونه برگرده به زندگیش برسه طفلکی، منم اگر دیدم خیلی سخته بعدش، هر چند روز یکبار یه پرستاری چیزی میگیرم بیاد کمکم تو کارهای خونه، البته که همسرم هم هست کمکم معمولا
به نظرم نباید میگفتی مامانت برا شما میاد قرار نیس ب خاطره شما برادرت تنها بمونه تو خونه
حق داشته .
خب تو برو ۱۰ روز بمون
بنظرم بنده خدا راست میگه غذا و بهرحال نوجوانه نمیشه تنهاش گذاشت شما ی مدت تحمل کن یا شما برو خونه مامانت
برادر ات هم بچشه تو هم به نظرم مادر ات باید درک کنه چی میشه چند روزی با بابات بیرون غذا بخوره یا غذای فریزری مادر شوهری یا خواهر شوهر نداری کمک ات کنه اگه بچه دومته شوهر خودتم میتونه کمک ات کنه بی تجربه که نیستین
بنظرم حق با شماس
هرچی پدرت میخوره به پسرش هم میده دیگه
بعدش مادرت میتونه برای چند روز از قبل غذا بزاره واسه پسرش و پدرتون بعداز چند روز بره بهشون سر بزنه بیاد
یکم اون بیاد تا بکم بهتر شدی تو برو ک اذیت نشی
حق با مامانتونه بچه ان بازی میکنن یکم صبور باش عزیزم
نگهداری از زائو و نوزاد خیلی سخته حالا فک کن دغدغه فکری داداشتون رو هم مامانتون داشته باشه خیلی فشار سنگینی میشه همه چی میگذره عزیزم صبور باش تو میتونی♥️♥️
دیگه گاهی آدم مجبوره تحمل کنه مادرت هم مجبوره برادرتو همراش بیاره اشکال نداره این روزا میگذره به خودت سخت نگیر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.