این احساسات نشات گرفته از عذاب وجدان درونی ت هست
ی مادر همیشه این حس رو ب دل داره
خصوصا اگه اتفاقی این چنینی برای فرزندش بیفته و اونو از دست بده
شما این روز ها هم دلت میخواد جبران کنی
و هم ترس تکرار رو داری
و چون زمان باردار بودنت ی آینده ای رو با جنین ت تصور کرده بودی
و تا نیمه راه تونسی بری
پس تو ذهنت این خلا ب سر انجام رسوندن وجود داره
من بعد یکسال با بی تابی زیاد اقدام کردم و هر ماه با پریود
احساس عذاب زیادی داشتم
انگار ک فرزند خیالی م رو از دست دادم
اما زمانی ک از روح خودش خواستم اگه قراره من مادر شم و پیش مرگ بچه م شم
از خدا بخوااد دامن منم سبز کنه
اما من ترسم از اصرار هست
نمیخواستم اصراری کنم
چون من با التماس زیادی از خدا میخواستم بچم رو نگهداره
و درسی ک بم داد اون اتفاق
این بود آروم و صبور باشم و تسلیم خواست خدا
چون درس رو گرفتم
از خودش خواستم تکرار نشه برام
احساسات ضد و نقیضی ک داری تا زمان بارداری بعدی ت هم همراهته
چون دلت نمیخوااد بازم عذاب کشیدن بجه رو ببینی
ولی تنها کاری ک کن این باشه ک تسلیم خدا باشی
ازش بخواه خودش ک تو رو تو این مسیر قرار داده
خودش راه گشا باشه
ای ک مراه خوانده ای
راه را نشانم بده
من بعداز دست دادن بچم به فکر بچه دوم بود
لحظه ای نبود فکرنکنم
از همون دوماه بعد زایمانم رفتم دکتر ولی دکتر تاکید مرد حتما ۶ ماه بگذره یه عالمه منو ترسوند
دوباره دکتر عوض کردم ولی دکتر بعدیمم همونایی رو گفت که قبلیه میگفت
تمام این ۶ ماه رو فکرکردم به بچه
ولی الان که ۶ ماهم تموم شده و میتونم اقدام کنم انگار میترسم
هی میگم فردا هی میگم پس فردا
یه حس دلهره که نکنه دوباره بد پیش بیاد
متاسفانه تاامروز موفق به اقدام نشدم از حس ترسم
من ۵ ماه بعد سقطم باردار شدم
من دکترم گفت بعد از سه ماه.دوباره میتونی اقدام کنی.اما الان یک سال و چند ماهه میگذره.ترس و استرس اجازه نمیده حتی بهش فکر کنم.هنوز آمادگی روحی ندارم.🥲💔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.