۷ پاسخ

چه کار خوبی کردین ،
وگرنه الان دیگه تو این گرونی به این راحتیا صاحب خونه نمیشدین

بعد اینکه چرا مخفی میکنی بگو به بقیه که پدرمادرت تو خرید خونه کمک کردن

خوبکاری کردی خونه بهتره به مرور وسایل جدیدتر وبهترمیگیری

وسایل خونه کم‌کم میشه بگیری یا عوض کنی عشقم بعدشم بخدا جهاز زیاد به درد نمیخوره چون الکیه استفاده نمیشه من خودم دوسال عروس شدم ولی بخدا نصف وسایل هامم استفاده نکردم منم بهترین جهاز رو مامانم داد بهم چیزایی شیکی ک تمام اقوامون می‌سوختن می‌گفتن یه زن تنها چجوری اینارو داد همه رو به دختر این جهاز رو بابام بود ولی بیشترش رو مامانم کار کرد خرید ولی خودشو زیر قسط کرد ک هنوز تموم نشده قسط هاش بخدا خدا خیرشون بده ولی بقران من اونجا نمی‌فهمیدم فکر میکردم خوبه حالا ک حال مامانو با قسط ها میبینم عذاب میکشم پشیمونم مامانم شاغل ایشالله خدا برا همه درست کنه برا مامان منم درست کنه براش دعا کنید کارش درست بشه آلان ک باردارم گفتم یه سیسمونی معلومی میگیرم چون حرف مردم مهم نیست هرچیم نگیری یه عیبی روش میزارن واجب نیست بهترین کار دنیا رو کردی خونه گرفتی عشقم همون خونه ک واب دلتع منکه خونه از خودمه با مادرشوهرم تو یه حیاطیم اذیتم دعا کن منم بکنم برم تو شهر دورشم از اینا خونه خودم تا مامانم ۲ ساعت ۳ ساعت راه 🥹🥹🥹

اتفاقا بهترین و عاقلانه ترین کارو کردی. چون جهاز یه سری چیزاش اضافه ست واقعا و باید ببینی نیاز داری یا ن. اگر نیاز داشتی خودت کم کم میتونی بخری. من و شوهرمم موقع خریدن خونه با هم روی هم پول گذاشتیم و خریدیم. خونمون همچین بزرگ نیست ک بگم بزرگه ولی توی منطقه خوبی هستیم و در کل برای منی ک کم مهمون میاد خونم خوبه و راضیم. جهازمم ساده و کم گرفتم ک به بابام و مامانم فشار نیاد. کاملا هم راضیم واقعا

این حرفا همیشه هست بیخیال
برای من یه حرفایی میزدن پشت جهاز و شب عروسیم که نگو خودم و همسرم و خانواده هامون از حرفا شاخ در آوردیم
حرف همیشه هست دهن مردم را نمیشه بست خودت را اذیت نکن

زنداییت کار اشتباهی کرده ولی خالتم نباید اجازه میداد زنداییت پشتت حرف بزنه بنظر من

زندایی ها سمی هستن معمولا سم پرومکس😂😐

سوال های مرتبط

مامان مرسانا 🩷 مامان مرسانا 🩷 هفته سی‌وششم بارداری
سلام مامانا میگم میشه یه نظر بدید لطفاً من خودم موندم چی کار کنم
آبجیم دوسال میشه که ازدواج کرده والان یه بچه دارد که یسالو دوماه اش است وشوهرش یه آدم عرق خور ورفیق بازه بارها و بارها به آبجیم خیانت کرده الان سه ماه میشه که آبجیم اومده خونه بابام
خونه شوهرش کرمان است ما شیراز استیم
بعد شوهرش هی زنگ میزنه به آبجیم میگه من ترو طلاق میدم وبچمو ازت میگرم آبجیم میگه پاشو بیا شیراز تا از راه قانون پیش بریم و البته اینو هم بگم که مهریه آبجیم حتی یه سکه هم نمیشه خیلی کمه حدود 30و40میلیون است الان تو این سه ماه شوهرش حتی یه ریال هم واسه خرج دخترش نداده بعد آبجیم بدجور افسرده شده حالا شوهرش از بابام می‌ترسه نمیاد شیراز الان آبجیم تصمیم گرفته که خودش بره کرمان بچشو بده به شوهرش وطلاق بگیرد خودش برگرده بیاد خونه بابام آخه من میگم آبچی بچت گناه داره الان داره شیر آبجیمو میخوره وابسته مامانش است چطور آخه دلت میاد اونو بدی به شوهر عروق خورد که شب روز خونه نیست بخدا حتی بچش درست بابا شو نمیشناسدهرچی به آبجیم میگم میگه نه من بچشو بزرگ نمیکنم میگم گناه داره میگه منم گناه دارم 😔




بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری