۸ پاسخ

ارع واقعا با تمام بند بند وجودم درکت میکنم

حق داری مسئولیت سنگینیه واقعا

درکت میکنممممممم...غلط میکنه هرکی بگه ناشکریه..اخه چ رپطی داره😔

وای منم خسته ترینم امشب شوهرم بردش تا بیرون با اینک نیم ساعت بود ولی واقعا فهمیدم نیاز به استراحت تنهایی دارم ❤️‍🩹

با تموم وجودم بند بند جمله هاتو درک میکنم🥲♥️

درکت میکنم منم اینجوریم بعضی وقتا از سر خستگی و فشار شده سرش داد بزنم بعدش سری پشیمون بشم🥲

درک میکنم ..منم قبل بچه موقع پریودی تو استراحت بودم و هیچ کاری از خانه رو انجام نمی‌دادم و شوهرم همشو انجام میداد ولی الان که درد های پریودی هم زیاد شده ولی مجبورم هم به دخترم برسم و هم به خونه ..خیلی سخته و کم میارم

واقعا همینه ولی یاد مامانم که میفتم ۴ تا بچه بزرگ کرده لباس با دست شسته یه بچه مریض شهر غریب میگم خیلیی لوس نباش هم مادر شوهرت کمکته هم مامانت

سوال های مرتبط

مامان شازده کوچولو مامان شازده کوچولو ۱ سالگی
داستان حقیقی یکی از شما
یاسمین
پارت ۴۱

من یه دلیل بزرگ داشتم برای اینکه سهراب رو انتخاب بکنم حامد بعد از جدایی از نیارا خواهر سهراب رو گرفته بود که یعنی نسبتشون می‌شد پسرخاله و دختر خاله.
از بعد اینکه حامد ،نیارا رو طلاق داد،خاله‌هام یه جور دیگه به مامانم نگاه می‌کردم یه جوری باهاش حرف می‌زدن که انگار یعنی تربیت تو مشکل داشت.
منم با خودم گفتم هم سهراب پسر خوبیه هم می‌تونم اینجوری این لکه رو از دامن مامانم پاک بکنم.
از یه طرف دیگه ته دلم خیلی خوشحال بودم احساس آزادی می‌کردم...
احساس نجات...
قرار بود گوشی برام بگیره،
هرجوری دلم می‌خواد لباس بپوشم.
هر وقت دلم می‌خواد اجازه داشته باشم از خونه برم بیرون.
همه آنچه که خونه پدرم نداشتم...
اما ازدواج با سهراب بدی خودشم داشت دیگه اجازه نداشتم درس بخونم،
اجازه نداشتم سر کار برم .
فقط باید خانه دار می‌شدم .
اما قبول کردم...
فاصله بین خواستگاری تا عروسی ما فقط دو ماه طول کشید و من رفتم طبقه بالای خونه مادر شوهرم یعنی خالم زندگی کردم.