۴ پاسخ

بخدا من از دیروز حالت روانی ها رو پیدا کردم به همه میپرم کارنو دعوا می‌کنم جیغ می زنم
دیشبم الکی پریدم ب شوهرم

سلام عزیزم داشتم تاپیک قدیم می‌خوندم در مورد تخم مرغ خواهر شوهر گفت که تخم مرغ ندم پسرم باعث دیر حرف زدن بچه میشه نگران شدم پسرم عاشق تخم مرغ تنها غذای کامل میخوره شما با تخم مرغ به پسرتون می‌دین الان خوب صبحت می‌کنه

نمیدونم چرا بچه ها اینطوری شدن بچه من میشینم به گریه از دستش
همین الان یه دقیقه دراز کشیدم چشام بستم پنکه رو انداخت شکست
جاییم که میریم به غلط کردن میندازم به نیم ساعت نمیکشه میگم پاشین بریم

پسر من بدبختی با هیچی باز نمیکنه هرچی میریزم زمین هرچیزی باز جیغ میزنه میچسبه بهم با خواهرشم دیگه بازی نمیکنه😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان پسرم💗 مامان پسرم💗 ۲ سالگی
مامانا چيكار كنم به شدت عصبي شدم ديگه وقتي چند بار به پسرم ميگم نميشه ديگه عصبي ميشم داد ميزنم چون شبا خيلي خيلي عصبيم ميكنه صداي گريه ي برسام به شدت بلندو گوش خراشه همه ميگن شبا كه كلي بهونه ميگيره گريه ميكنه تا بالاخره راضي ميشه واسه خواب ميخوابه تا دو ساعت ميگذره پا ميشه انقدر لقد ميكوبه بهم تا بالاخره پا ميشم هرچي ميگم چي ميخواي اينو بدم اونو بدم فقط هوار ميزنه برقارو روشن كن روشن ميكنم ميگه راه برو منم اون موقع انقدر حالم بد ميشه احساس ميكنم مويي رگاي سرم داره پاره ميشه ديشب انقدر گريه كردو هوار زد انقدر راه بردمش كه از شدت سردرد خودم گريم گرفت هق هق ميكردم از گريه ي شديد من راضي شد دوباره خوابيد چون شبا با سر دردو فشار عصبي ميخوابم صبحم با سر درد بيدار ميشم باهاش بازي ميكنم ارومه منم ارومم وقتي شروع ميكنه لج بازي يا هي زورم ميكنه يه كاري و كنم ناخوداگاه داد ميزنم سرم نير ميكشه واقعا پشيمون ميشم همون لحظه واقعا نميدونم چيكار كنم خيلي ضعيف شدم خيلي😭😭