۸ پاسخ

خونه خودت برو دخترو بیشتر بفرس اونجا ببرن بازی کنه

مرسی از همتون 🩷

خونه خودت بهتره منم تو هر شرایطی باشم خونه خودم راحتترم از همه نظر دختر بزرگمم خونه خودمون بهتره خونه مامانم خیلی اذیت می‌کنه عصبی میشم

به نظرم خونه ی خودت بهتره دخترتم خونه ی خودت راحت تره. من که بعد زایمان قطعا میام خونه ی خودم

اگر راحتی و روتین دخترت به هم نمی خوره برو اونجا راحتی مسولیت نداری، اگر خونه خودت باشی بالاخره مسولیت خونه هست و باید نظارت کنی.

وقتی نزدیکن بروخونه خودت اونام میان بهت سر میزنن شبا هم شوهرت کنارته

اگر مامانت شرایطش داره که بیاد پیشت یا مادرشوهرت خب بمون خونه خودت دختر بزرگتری رو هم بیشتر بفرست پیششون

بیان خونه خودت راحت تری

سوال های مرتبط

مامان شاهان👼🏻💙 مامان شاهان👼🏻💙 ۱۱ ماهگی
بچه ها یه سوال.بهم کمک کنید تا بهتر تصمیم بگیرم من اصالتم اهل رشتم همه خونوادم اونجان من تازه اومدم تهران .من دلم میخواد تهران زایمان کنم ولی کسی اینجا نیست ازم مراقبت کنه یا باهام بیاد بیمارستان مامانم از شمال میاد ولی یه دختر سه ساله داره بچشو با کی بذاره اگه بیاره اینجا با کی بذارتش اگه نیاره که خوب یه هفته ۱۰ روز بدون مامانم که نمیتونه بمونه .زایملنمم موقع کار کشاورزیه مادرشوهرمم نمیتونه بیاد بجار داره
.اگه برم شمال زایمان کنم خونه مادرشوهرم که نمیتونم بمونم چون گفتم میرن مزرعه بعد دستشوییش بیرونه برا شستن بچع سخته
مامان بابام از هم جدا شدن خونه باباو زن بابامم نمیتونم که بمونم
مامانم و همسزش مزگن بیا خونه ما بمون ولی اونجام راحت نیستم بعد همسرمم کارش اسنجاس برامون سخته از هم دور باشیم .چون خوب باید چند هفته زورتر از زایمان برم دیگه .از اون طرفم دو هفته بمونم بعد برگردم تهران
الان بنظرتون من همینجا زایمان کنم؟ خونه خودم باشم راحتترم
یا برم خونه مامانم؟بدون همسر
مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو ۱ ماهگی
سلام مامانا تایپیک قبلی و پاک کردم گفتم اینجا یه توضیح کامل بدم من پارسال ۰۴/۴/۴ عقد و عروسیم باهم بود یعنی دوره ای عقد نداشتیم ک ب خونه و دوری خانوادم عادت کنم برج هفت هم باردار شدم تا ۶ماه بارداری ویار بد داشتم وزن کم میکردم پیش مامانم بودم هر از گاهی خونه مادر شوهرم میرفتم ولی زیاد دوست نداشتم چون فک کنم شناختی ازشون نداشتم حاضر هم نبودم خونشون تنها بمونم
من از اول بارداریم تا حالا خونه ای مامانم هستم هیچیم تا حالا بهم نگفتن چون ی جورای من ب مامانم وابستم مامانمم ب من من اگ شب برم خونه ای خودم صبح با یه غمی بیدار میشم بغض دارم و اشک میریزم ک شوهرم بنده خدا من و دوباره میاره خونه مامانم ولی شوهرم و ک میبینم این طرف و اون طرفه دلم براش میسوزه بعضی وقتا میاد پیشم میمونه بعضی وقتا هم نه میره خونه مامانش یا مادر بزرگش نهار یا صبحانش و دیر میخوره و….
الان نمیدونم چیکار کنم برم خونه ای خودم نرم نمیدونم چیکار کنم میترسم بعد زایمانمم نتونم برم خونه ای خودم میشه کمکم کنید من دیگ کامل توضیح دادمم