پارت2
ساعت هفت بود پاشدم دیدم کمرم و شکمم ی مدل خاصی درد میکنه گفتم تو دلم ن بابا بازم مول همیشس هعی رفته رفته دیدم داره بیشتر میشه بعد از ظهر خیلی شدید شد زنگ زدم مامانم اومد رفتم حموم کل کارامو کردم خونه رو راهرو همه جارو تمیز کردم گفتم خونه دردامو بکشم برم ساعت 5بود دیگه دردم زیاد ب.ود رفتیم بیمارستان بستریم کردم ی سرم زدن بهم اسمشو نمیدونم گفتم دراز بکش معاینه کنم معاینه کرد تازهههههه دو سانت بودم درد شدید شدید داشتم در حد مرگ گریه میکردم مامان من تحمل ندارم تازه دوسانته خیلی سخت بود یعنی مردم مامانم منو برد زیر آب گرم روی توپ نشستم با آب داغ کمرمو ماساژ میداد خیلی درد وحشتناکی بود اومد باز معاینه کرد گفت دونیم گفتم خدایا من میمیرم من نمیتونم اخه نمیتونم بگم چجوریع دردش ولی جون ادم درمیاد انقد دعا کردم مامانم گریه میکرد زیر آب داغ سه ساعت بکوب کمرمو مامانم ماساژ میداد ول میکرد میگفتم الا میمیرم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.