۱ پاسخ

پارت2
ساعت هفت بود پاشدم دیدم کمرم و شکمم ی مدل خاصی درد میکنه گفتم تو دلم ن بابا بازم مول همیشس هعی رفته رفته دیدم داره بیشتر میشه بعد از ظهر خیلی شدید شد زنگ زدم مامانم اومد رفتم حموم کل کارامو کردم خونه رو راهرو همه جارو تمیز کردم گفتم خونه دردامو بکشم برم ساعت 5بود دیگه دردم زیاد ب.ود رفتیم بیمارستان بستریم کردم ی سرم زدن بهم اسمشو نمیدونم گفتم دراز بکش معاینه کنم معاینه کرد تازهههههه دو سانت بودم درد شدید شدید داشتم در حد مرگ گریه میکردم مامان من تحمل ندارم تازه دوسانته خیلی سخت بود یعنی مردم مامانم منو برد زیر آب گرم روی توپ نشستم با آب داغ کمرمو ماساژ میداد خیلی درد وحشتناکی بود اومد باز معاینه کرد گفت دونیم گفتم خدایا من میمیرم من نمیتونم اخه نمیتونم بگم چجوریع دردش ولی جون ادم درمیاد انقد دعا کردم مامانم گریه میکرد زیر آب داغ سه ساعت بکوب کمرمو مامانم ماساژ میداد ول میکرد میگفتم الا میمیرم

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم