دیشب با دوستم درمورد مشکل لباس پرواز صحبت میکردم
یهو یادم اومد این مشکل از کجا شروع شد.
پرواز عاشق پیراهنه، ما عید خیلی مهمونی میرفتیم و یه روز همه‌ی جوراب شلواری های پرواز کثیف شده بود و من مجبور شدم برای مهمونی بیلر و بلوز تن پرواز بکنم.
پرواز هم اصرار داشت که پیراهن تنش کنم ولی درنهایت با اکراه بیلر رو پوشید.
تو مهمونی باز شروع کرد که لباسمو عوض کن و منظورش این بود که پیراهن تنم کن. یکی از خانومای فامیل همونجا جلوی پرواز گفت:خب عوض کن دیگه شلوار لی سفته،بچه اذیت میشه.
پرواز هم زد زیر گریه که من اذیت میشم با این، سفته سفته😐😐
البته پرواز فکر میکرد قراره به پیراهن برسه ولی درنهایت من مجبور شدم شلوار خونگی پای پرواز کنم(تو کیف داشتم شلوار)
خلاصه که از همونجا قضیه اذیت کردن لباسا شروع شد و هی شدید تر شد
و الان حتی لباسایی که تو عکس تاپیک قبلی هم بود،پرواز رو اذیت میکنه.

از امروز تصمیم دارم هرروز باهاش بازی های حسی انجام بدم
وقتی با لباسش مشکل داره بهش بگم از نظر من این لباس مناسبه و مشکلی نداره،پس این مشکل برای توئه
نسبت به گریه هاش و نق هاش مقاومت کنم و سعی نکنم لباسی رو پیدا کنم که اذیتش نکنه
و بهش نشون ندم که کارش داره منو کلافه میکنا

البته امروز صبح تنها شورت و تیشرت و شلواری که از نظر خودش راحته رو پوشید و الان یک ساعته داره گریه میکنه که اینا سفته🙂
برام دعا کنید این موضوع سریع تر حل بشه و منم دیوونه نشم تو این مدت🌈

تصویر
۲۰ پاسخ

خیلی اشتباهه این رفتار بنظرم بین بحث و حرف مادر و بچه نفر سوم نباید ب خودش حق بده نظر بده

🤧

الهی بگردم
همون حرف اون خانومه تو ذهنش مونده
اره عزیزم
با صحبت و مقاومت حل میشه
وقتی متوجه بشه که شما روی حرفتون هستین
کوتاه میاد
انشاالله این مرحله هم بدون آسیب حل بشه

کار اون خانوم اشتباه بود نباید دخالت می‌کرد باید می‌گفت مامان درست میگه.
چقدر همه دخالت میکنن

حالا علاوه بر مشکل بیش حسی،این فسقلی ها خیلی باهوشن آریا هم همینطوریه خدا نکنه یکی ی چیزی بگه راجع بهش،سریع رو هوا میگیره اونو،همسر منم ی بار داشتیم میرفتیم بیرون شلوار جین پاش کرده بودم گفت این چیه راحت نیست باهاش ی چیز راحت تنش کن،از اونروز هربار خواستیم بریم بیرون هی گفت این راحت نیست اونو نمیخوام ی چیز راحت بده و...
دیدم اینجوری نمیشه دیگه،هرچی گفت این راحت نیست و نمیخوام گوش ندادم،فقط دوتا لباس گذاشتم جلوش گفتم دوتا انتخاب داری هر کدوم رو دوست داری خودت انتخاب کن بپوش،دیگه اوایل مقاومت میکرد و گریه و اینا ولی من کوتاه نیومدم و گفتم خودت انتخاب کن از بین همین دوتا،لباس پوشیدنش هم به عهده خودشه،الان میخوایم بریم بیرون من قبلش میرم تو اتاقش دوتا لباس میزارم رو میز میگم برو آماده شو خودش یکی رو میپوشه میاد بیرون

نیلا بیرون اوکیه خونه میگه شورت نمیخام ب زور شلوار میپوشه میگه بلوزم خوب نی تیشرت خوب نی در میاره یعنی مشکل داره؟

برای بچه ای که همین مشکل رو نسبت به صداها داره چه بازی هایی میشه انجام داد؟ همه صداها نه ها. صدای ماشین و موتورهای توی خیابون

ببین من میدونم کار خانم اشتباه بوده، اما به اینم فکر کن که میدونستید دختر گلتون مشکل بی حسی داره، کمک کنید حل بشه مسله اش، مثل خودتون درگیر نباشه .. این بزار رو حساب یه گوش زنگ... که دخترتون بزرگ شد آزاد و رها از هر واکنش حسی هست... وسواس فکری ، ذهنی نمیشه❤️

قطعا میتونم درک کنم چقدر همین مشکل به ظاهر ساده میتونه روانمون رو اذیت کنه
الهی زودتر به آرامش برسید 🙏🌱♥️

مشکل من و دخترم هم از همینجا شروع شد که با حرف بقیه تلقین شد بهش که لباس خاصی سفته یا تنگه و حساس شد . و کم کم تبدیل شد به بیش حسی لمسی تا جایی که دیگه هیچ لباسی نپوشید هییییچ لباسی هاااا . به درز تمامی لباس ها حساس شد و مجبور شدم لباس ها رو بر عکس تنش کنم و نهایتا انقدر با کار درمانی و بازیهای حسی پیش بریم تا یکم درس شه . الان کمی بهتر شده . میخوام بگم چقدر میتونه حرف بقیه و تلقین اثر گذار باشه

سلام مامان پرواز، درخواست دوستيمو قبول ميكني؟

حالا دختر من از زمستون گیر داد به روسری چون هوا سرد بود هی براش سرکردم ولی به مرور شد عادت طوری شده بود که صبح زود که بیدار میشد میپوشید تا شب تو خواب باید درمیوردم خیلی اذیت شدم سراین موضوع اصلا موهاش رشد نداشت پشت سرش موهاش بقدری وز شده بود روسری پوشیدنش از اونجای شد که خونه هرکی رفتیم روسری بقیه رو میکرد سرش واونام میگفتن چرا براش روسری نمیخری از طرفیم خانواده شوهرم خیلی تشویقش میکردن خیلی بادخترم صبحت میکردم اصلا فایده نداشت تا بالاخره یه روز خودش گفت نمیپوشم برام کلاه بخر از اونا که دوستم داره منم براش خریدم تا یه روز خوب بود ولی از فرداش شروع کرد بهونه گرفتن که روسریامو بهم بده منم تمامشونو قایم کردم ولی هنوز که هنوز بهونه میگیره و شالای منو میپوشه بعضی اوقات

به روی اون خانم بیار که باعث چه دردسر بزرگی شده
بگو کاش نظرتون رو آروم به خودم میگفتین
الان شده بزرگترین چالش ما و بچه مدام اذیته

ببرش پارک بگو بچه ها رو نشون بده بگو ببین مثلا فلانی با فلان لباسه چقد راحته.چقد خوبه .ببین اگه اونام اذیت میشدن یا سفت بود نمیپوشیدن.بهش بگو لباس سفت یعنی لباسی که محکمه یعنی مثلا اگه باهم دوتایی هم بکشیم پاره نمیشه.بگو بیا دست بزن ببین چه محکمه.
اینجوری ذهنش از اون طرز تفکر کم کم خلاص میشه.

عزیزم میشه از لوستر خونتو‌ن یه عکس‌بدی قبلا تو تاپیکات دیدم اگه عکس واضحی داری بیزحمت برام‌بفرست
و اینکه راضی هستی از سبک و مدلش؟

وای منم این مشکل با دخترم دارم موقع لباس عوض کردن چنان دست و پا میزنه و نعره میزنه که انگاری گرفتی زدیش ولی سر یه لباس زمستونه اش دیگه یجوری گریه میکرد ومیگفت نزدیکم نیارینش که شوهرم میگفت اینو نکن تنش حتما اذیتش میکنه
درصورتیکه هیچ مشکلی نداشت و ازاونجایی که پول هنگفتی بابتش داده بودم تلاشهای بسیار کردم که باهاش کنار بیاد مثلا میکردمش تن عروسکاش و میذاشتمشون جفتمون
کم کم باهاش اوکی شد 😆🤦

خوشگله من رفتم تاپیکاتو خوندم دختر تو چقدر انرژیت مثبتهههه😍😍😍کلا حرف زدنت یه حس ارامش داره همیشه شاد باشین در کنار خانوادتون❤️

امااان از دخالت دیگران😐😐خدایا از الان به من صبر بده برای اون روزا

متنفرم از اون ادم فضولی ک میاد این مدل نظراشو جلو بچه میزنه.
شوهرمن چون خودش از بعضی ماذک های دوخته شده داخل لباس ها اذیت بود یه مدت برا دخترمم هرچی میخریدیم جلوش میگفت اینارو بکن بچه اذیت میشه.دخترم نمی‌ذاشت یه نخ تو لباس باشه با دوختشونم مشگل داشت یعنی.منم الکی دست میکشیدم میگفت درست کردم درست شد دیگه اذیت نمیکنه درست شد اخلاقش.الان پسرمم همینه تا یه چیزیو بهونه میکنه دستمو میکشم میگم اهان کندم درست کردم دیگه اذیت نمیکنه بیخیال میشه میره😅

🫠🫠🫠🫠

بعد بعضیا میگن چرا از خوبی‌های مادرشوهر نمیگید🙄🤪
هرچی انرژی مثبت دارم برات میفرستم که این مرحله رو بدون نیاز به تيمارستان رد کنید.
و عجب عکسی 😍😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
صبحتون بخیر مامانای مهربون 🌄🍀
قراره هرروز با پرواز بازی حسی انجام بدم،بخاطر مشکل بیش حسی
بازی امروز پیدا کردن گنج🪙
برای این بازی حبوبات یا برنج لازم دارید، اسباب بازی کوچولو و ظرفی که عمقش اندازه‌ای باشه دست بچه به ته ظرف برسه🍚🧸🫙
من کلمن رو انتخاب کردم که پرواز مجبور بشه تا بازو دستش رو تو برنج کنه😂و برای اسباب بازی هم ماشین کوچولو انتخاب کردم🚗 پرواز قبلا این ماشینارو داشت ولی چون باهاشون بازی نمیکرد حدودا ۴ ماهه جمعشون کردم و فکر میکنم از پیدا کردنشون خوشحال بشه😁

یه لایه برنج کف کلمن ریختم،بعد یه ماشین گذاشتم،یه لایه برنج،یه ماشین ،انقدر که کلمن کاملا پر شد. بعد قراره پرواز از بین برنجا همه‌ی ماشینا رو پیدا کنه.

اگر مقدار حبوبات یا برنجتون زیاد نیست که ظرف بزرگ پر بشه،میتونید تو چندتا کاسه کوچیک تر،وسایل رو قایم کنید.
نکته مثبت این کار اینه بچه به بافت های مختلف دست میزنه.
بعدش میخوام با ماشینا هم بازی‌ای که از گهواره یاد گرفتم رو با پرواز انجام بدیم.🚕🚗🚃
اگر وقت کردم حتما اون بازی رو هم بهتون معرفی میکنم.🩵🌻
اگر توضیحم درمورد بازی ها گنگ بود و متوجه نشدید،حتما ازم بخواید کامل تر توضیح بدم. بوس به همه‌تون😘
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
سلام مامانای گل🪷💖🌻
دختر من مقداری مشکل بیش حسی داره(اخر تاپیک میگم چیه)
منم تصمیم گرفتم هرروز باهاش بازی های حسی انجام بدم و به شما هم معرفی کنم🌿
از بازی‌ای شروع کردم که کمترین حس بد رو داشته باشه،بازی با یخ🧊
از اونجایی که دختر من نقاشی رو دوست داره،یخ هارو رنگی کردم(با رنگ خوراکی ولی فکر کنم با آبرنگ بهتر باشه)و با یخ ها نقاشی کشیدیم.🎨
یه کاسه اب گرم هم گذاشتم که وقتی دستمون یخ کرد، گرمشون کنیم.
آخرش هم کاغد های خیس شده رو تیکه تیکه کردیم و باهاشون بازی کردیم و چسبوندیمشون به دستامون.
البته قسمت اخر پرواز فقط یه تیکه کاغذ چسبوند و اونم چندشش شد و برداشتش😅

اگر کوچولوی شما از پرواز من کوچیک تره،میتونید با یخ رنگی تو اب ولرم بازی کنید🩷

حالا بیش حسی چیه؟
یعنی نسبت به نور یا صدا یا لمس حساسیت بیشتری دارن
دختر من فقط درمورد لمس این مشکل رو داره و به یه سری چیزا اصلا دست نمیزنه
وقتی کوچیک تر بود غذاهایی با یه بافت خاص رو نمیخورد،اوتمیل ، شله زرد، شیر برنج، بلغورشیر و...
بزرگ تر که شد شن بازی نمیکرد و کم کم روی بافت های مختلف حساس تر شد.

بازی های حسی کمک میکنه که این مشکل کمرنگ تر بشه، همزمان باهم بازی هم میکنید و کلی بهتون خوش میگذره🎉
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
ما دیروز از سفر برگشتیم 🧳🚗
گفتم امروز براتون بگم چجوری پرواز رو تو ماشین و اقامتگاه سرگرم نگه داشتم🏕

من یک سری وسایل برای پرواز در نظر گرفتم که مخصوص مهمونی و ماشین و بیرون از خونه‌ن(عکس تاپیک)

عروسک انگشتی شخصیت های داستانی که خودم براش ساختم و چند برگ برچسب هم برای تو ماشین
وبرای اقامتگاه هم پازل جدید و دوتا کتاب کار دیگه و دفترنقاشی و رنگ آمیزی برداشتم.🧩✏️

نکته اینجاست که پرواز نمیدونست من اینارو برداشتم و اول فقط تبلت جادویی رو بهش دادم تو ماشین، وقتی حوصله‌ش سرمیرفت بهش میگفتم اینکه حوصله آدم سربره خیلی خوبه،بیا فکر کنیم چجوری سرگرم بشیم.

بعد با هم بازی های ماشینی انجام میدادیم، مثل:
🐭🦊🐥 بازی من چه حیوونیم، ویژگی های یه حیوون رو بگیم و بقیه حدس بزنن من چه حیوونی هستم
🟢🔴🟡بازی پیدا کردن رنگ، یک رنگ رو انتخاب میکنیم و همه باید یه چیز اون رنگی پیدا کنن
🏡بازیِ با چشمای کوچولوم میبینم، یک ویژگی از یه چیزی که همون لحظه میبینیم رو میگیم و بقیه باید پیداش کنن

هربار یک بازی رو انتخاب میکردیم و بعدش که دوباره حوصله پرواز سرمیرفت یکی از چیزایی که براش اورده بودم رو بهش میدادم

گزینه دیگه سرگرم شدن خوراکی بود
که اینو همه میدونن و توضیحی نداره😄

ما کلا ۳ روز سفر بودیم و فقط یک بار به پرواز گوشی دادم
چون پرواز وقتی خیلی کارتون میبینه، عصبانی میشه
وقتی هم که گوشی بهش بدم،مدام میگه گوشی بده.

بیاید اطلاعاتمون باهم به اشتراک بزاریم و شما هم بگید چجوری کوچولوتون رو تو راه و اقامتگاه سرگرم نگه میدارید👧🏻🧒🏻
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
صبحتون بخیر مامانای قشنگ🌱🌄🌻
میخوام کتابی رو بهتون معرفی کنم که منو نجات داد💖
"شتری که اخمو بود!"
یه مدت پرواز خیلی زیاد نق میزد، صبح هنوز چشمش باز نشده شروع میکرد به نق زدن و کلا لحنش نقی بود😩
هرچی باهاش صحبت میکردم، بی توجهی میکردم، تو بازی و داستان میگفتم اینجوری صحبت کردن خوب نیست، بازم تاثیر خاصی نداشت. تا اینکه این کتاب رو کتاب فروشی پردیس کتاب مشهد بهم معرفی کرد‌.

داستان یه بچه شتر به اسم کاتبرته که خیلی غر میزنه و بداخلاقه، یه جایی کاروان ولش میکنه و کاتبرت با یه موش صحرایی خیلی شاد و پرانرژی به اسم جان آشنا میشه و ازش میخواد راز شادی رو بهش بگه
جان هم بهش میگه رازی نداره و خودش تصمیم گرفته لبخند بزنه و شاد باشه.
و درنهایت جان کاری میکنه که کاتبرت هم خوش اخلاق بشه.

درقالب داستان به بچه یاد میده که شادی انتخابیه و خودش باید بخواد که شاد باشه.

حالا وقتایی که پرواز الکی نق میزنه بهش میگم یادته کاتبرت خودش تصمیم گرفت شاد باشه، توهم میتونی خودت تصمیم بگیری که لبخند بزنی و شاد باشی.

برای اینکه کتاب برای فرزندتون جالب بشه،سعی کنید دیالوگ های کاتبرت رو با لحن نق و دیالوگ های جان رو با هیجان و شادی بگید.
و درطول کتاب از فرزندتون سوال بپرسید، مثلا بپرسید : به نظرت چرا کاتبرت غرغر میکنه اینجا ؟ به نظرت راز شادی جان چیه؟ کاتبرت چرا دوست نداشت بداخلاق باشه؟ و...

از داخل کتاب هم تو نظرات عکس میزارم، به نظر خودم تصویرگری خیلی خوبی داره👌🏻
کتاب از انتشارات مهرسا هست( خودم عاشق این انتشاراتم😍)و قیمتش هم ۱۱۰ تومن بود ۲هفته پیش

درآخر اگر معرفی کتاب براتون جالبه، بهم بگید که بازم معرفی کنم😘🌿❤️
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲