۱۶ پاسخ

دختر جاری منم تا چند سال پیش میگفت خاله الان میگه زنعمو
از بس به همه میگن خاله عادت میکنن بخاطر همون به همه میگن خاله
دختر برادرشوهرم به عمه هاشم میگفت خاله خواهرشوهرم حرص میخورد😂

مدتی رفتو امد نداشتین از دهنش شاید افتاده😂
پسر خواهر شوهرمم جایی ک بهم بگه زن دایی میگه خاله

حالا خوبه میزاره بازی کنن

منم جاریم دوست داره بچع های من خاله صداش کنن
میگه سن و بالا میبره زن عمو 😆😆😆

والله من مجرد بودم ی بچه فامیلی داشتیم هر وقت منو میدید میگفت زن دایی🤣🤣🤣

والا من قاطی میکنم همیشه زندایی شوهرمو میگم خاله😂😂😂😂

دختر منم عمشو نمیشناسه به عمش میگه مامانه سوفیا 😂😂

حالا چ عیبی داری خاله که قشنگتره😁

ما هم با برادر شوهرم قهریم دوتا پسر داره مامانش اصلا نمیزاره بیان تو کوچه یکی پسراش هر وقت من یا پسرم رو توکوچه ببینه بخواد بره مغازه در صورتی که باید بیاد از جلو ما رد بشه میره از کوچه پشتی میره پسرش کلاس سوم دبستان یکش هم پیش دبستانی

جاری من ،خواهرزادمه
باباش خیلی اصرار داره بهم بگه زن عمو
منم میگم من زن عموی کسی نیستم 😃

من برادر زادم بهم میگه خاله ۶ تا خاله داره انقد میرن خونشون اونا میان خونشون منو یادش رفته فقط ی عمه داره بهش مبگه خاله 😂

حتماقاطی میکنه دخترجاریم 9سالشه همیشه قاطی میکنه یامیگ زنعمویاخاله یازندایی😂

بچه های برادر شوهر منم بهم میگه خاله
😬

پسر منم به زنداییاش میگه خاله

برا منم پیش آمده زنمو زن دایی صدام میکنن منم میگم جانم تازه بچه جاری دومیم از همون بچگیش۱سالگی بهم گفت عمه الان ۱۴سالشه هم چنان عمه اش باقی موندم

والا باز اون خوبه
دختر خواهرشوهرم ۲۲ سالشه به من میگفت خاله😩

سوال های مرتبط

مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه