۲۳ پاسخ

منم همش تنهام کارامو تنهایی میرسم دخترم شدبهترین رفیقم شده همدمم حموم هم شب میرم که بچه خوابه

من مادرشوهرم نگه داشته خداروشکر ، مادر منم درگیره با کلی التماس و خواهش تو این یک سال یکی دوبار اومد ، ولی ببرم اونجا نگه میداره ، اما دخترم زیاد عادت نکرد دیگه، باید ازشون بخوای ، و بهشون بگی چ شرایطی داری بعضی وقتا تا نگی نمیفهمن هرچند ادم تو این شرایط انتظار داره درکش کنن

عزیزم مردا همینن باید ازش بخوای بهش بگو که با بچه تنهایی نمیتونی حموم بری بیرون میری بگو دستم درد میکنه نمیتونم بچه رو بغل بگیرم بخاطر اینه از اول نا اومد گفت خستم چیزی نگفتی و عادت کرد

مامانمممم🥺ینی اگه مامانم نبود من مرده بودم همش کمکمه ازبچه تاکارای خونم

بیشتر مامانم کمک میکنه اگه بخوام جایی برم میاد بچمو میگیره خداحفظش کنه.

زنگ میزنم به مامانم التماس میکنم
براش اسنپ میگیرم کرایه شو میدم
دوهفته یبار نصف روز میاد🤐

هیچکی،من خانوادم پیشم نیستن
وقتی میرم حموم ساعتی میرم باشد باشه بچه رو میخوابونم

من ماهی یکبار میرم خونه مامانم یک هفته ده روز میمونم مامان بابام بهم میگن فقط بخواب انقد وقتم اضافس همیش فیلم میبینم ولی خونه خودمون هیچکی نیس

خودم تنها شوهرم یوقتایی تازگی دیگه همونم کمکم نمیکنه اینقدر خسته ام

درکت میکنم منم شهر غریب زندگی میکنم خودم دست تنهام
برم شهرخودمونم اصلا بهش اهمیت نمیدن ک بخوام بدم دستشون با خیالت راحت جایی برم
مادرشوهرم که کلا چرک از سرتاپاش میباره دست نشسته میوه نشسته میده بچم میخوره... اصن ازش چشم برنمیدارم میرم خونشون
مامانم اینا هم یه ماه اول کمک حالم بودن الان دیگه بگیرنشم زیاد توجه ی بهش ندارن تا برگردم

اکثرا پیش مادرشوهرمه 😂🤣

مرسی که گفتی...داشتم دق میکردم که فقط من اینجوری ام😶شوهرم یک دقیقهههعه هم نگه نمی‌دارع‌.بعد با طلبکاری میگه این بچه اصلا پیش من نمی‌مونه...خب بی فانوس تو اصلا با بچه بازی میکنی که بمونه

هیچکس
فقط باباش
اونم الان چندماه بخاطر شرایط جنگ ب اقتضای شغلش نبود همش آماده باش بود
یعنی پدرم دراومد
البته بقیه بخوان کمک کنن پسرم قبول نمیکنه چسبیده ب خودم یا باباش

منم مث تو

حموم رفتن مادر شوهرم میگیرتش

منم دیگ فقط دوس دارم بمیرم خییییلی حسته ام و بریدم

چون تو ساختمان بابام اینا زندگی می‌کنیم بعضی وقتا تو غذاددرست کردن مامانم کمکم میکنن و واسم غذا میپزن،ولی ماهان زیاد پیش کسی نمی مونه و فقط به خودم چسبیده

به نام خدا هیشکی. مگه خیلی کار داشته باشم جایی یخام برم یه ساعت میزارم خونه مامانم یا مادر شوهرم،ولی هر روز باشه اصلا با بچه ظرف میشورم بچه بغل غذا میپزم، با هم جارو میکنیم

فقط شوهرم
مادرم از دنیا رفته.خواهر و خواهر شوهر و جاری هم ندارم
مادرشوهرمم شرایطشو نداره
مگه مهمونی برم یکم بقیه چند دقیقه سرگرمش کنن
پسرمم پیش کسی نمیمونه

منم مثل توم
من از خانوادم دورم ، تا حالا خانواده شوهرم ده دیقه نگهش نداشتن😢

من مامانم کمکم میکنه

من یکی چند باری شده در حد دوسه بار واسه خرید مجبور بودم برم بچه رو گذاشتم یبار پیش عمم یبار خواهر شوهرم دوبار هم جاریم
بقیه اون همش تنها بودم چون شوهرم شب میاد

من با بچم با هم حموم میریم
تا حالا کم پیش اومده بدون اون حموم برم

فقظ با ظرف شستنم دشمنه که اونم خدا جاریمو خیر بده میبرمش خونش 1ساعتی نگه میداره تا من ظرفامو بشورم و به خونم برسم

سوال های مرتبط

مامان گربه كوچولو مامان گربه كوچولو ۱۶ ماهگی
خانوما مادر پدر تون بچه هاتونو دوست دارن؟؟
منظورم از نظر نوه دختري و پسري
پسر داداشم ٤ ماه از پسر من كوچيك تره مادر پدرم عاشقشن براش همه چي ميخرن تا من ميگم ميخام يه چيزي برا پسرم بخرم اونم سريع ميگه منم از اينا براي عرشيا(پسر داداشم) ميخرم چشمش نمونه يا اينكه از قصد جلوي من ميگه عرشيا من خلبان ميشه و فلان ميشه دائم بوسش ميكنه پسر من كه كنارش ميره حتي بغلش نميكنه چه برسه بخاد اون حرفا بزنه پسر من نگاه شون ميكنه يا خواهرام اگه پسر منو بغل كنن سريع ميگه نه بچه زهرا ( اسم خودم) بغل نكنين جلوي عرشيا كه حسوديش ميشه
يا اينكه اونبار خواهرم اومد پسر مو برد خونه شون آخه خونه مون تو يه كوچه س گفت زهرا مريضه بزار يكم بخوابه استراحت كنه مامانم گفت به جهنم مريضه خودش بچه شو بگيره شما عرشيا رو بگيرين گريه ميكنه خونه برادرم طبقه پايين مادرم هست
تا نق ميزنه عرشيا سريع ميگه برين پايين بيارينش گريه ميكنه از بس تو بغله تا الان كه الانه نه خودشو به شكم ميكنه نه چهاردست پا ميره
من اگه جايي كار داشته باشم تا قبل از اينكه بگم ميشه بچه مو نگه دارين سريع ميگه ميخاي بري كي بچه تو نگه داره منم ديگه نميتونم بگم شما نگه ش دارين

ادامه تو كامنت
#فرزندپروري
#نوزاد
#كودك #شيرخشك