۷ پاسخ

عزیزمممممممم تاب بخر بخدا خلاص میشی من دوماهه خلاص شدم... تازه آغوشی هم میتونی بخری برعکس ببندی ک بره پشت کمرت راحت ب کاراتم برس هرجا میخوای بری هم بچه پیشته نگاه می‌کنه بیرونو گریه نمیکنه

پسر منم از اول همش تو بغل بود تو بغل میخوابید پدرم دراومد الان دستم مچ بند آتل دار بستم از زانو درد و کمر درد که نگو من دیگه آعوشی مینداختم تو خونه الان فرشته نجاتم شده روروئک یعنی زندگی میکنما ولی همچنان تو بغل میخوابه

بالاخره ميگذره مگه ميشه نگذره هممون دوره سختي داريم ميگذرونيم مخصوصا ماها كه باره اوله مادر ميشيم اون از حاملگيمون كه همش استرس و جنگ بود اينم از نوزادي بچه هامون ولي همه اين روزا ميگذره ي روز دلمون براي انقدري هاشون تنگ ميشه ي روز اصلا يادمون نمياد كه چقدر سخت بود مگه ماها بزرگ نشديم اينام بزرگ ميشن هر چند سخته شايد هيچوقت ديگه از نظر روحي و جسمي اون آدماي سابق نشيم ولي خب ارزششو داره ما مادر شديم مادر بودن راحت نيست اصلا راحت نيست ❤️

دقییقا منم وضعم همینه🤦🏻‍♀️همشم میگ راه برو وقتی بغل شد

من اینقد بغلش گرفتم وگفتم گناه داره مخصوصا بعد عید بغلی شد اینقد تعطیلات بقیه بغلیش کردن که الان یک ماهه دستم تو گچه همه کارا افتاد گردن شوهرم دستم دچار سندروم دکورن شد تاندونای دستم داغون شد کلی هزینه واذیت شدم تازه اخر هفته برم گچ دستمو باز کنم خدا کنه به جراحی نکشه کارم سعی کن عادتش بدی زمین بمونه مثل من نشی

منم همینم دست تنهام ،تمام کارام یک دستی انجام میدم شوهرمم راحت میاد غذا میخوره و میگیره میخوابه .

تاب پارچه ای براش بخر فرشته ی نجاتته

سوال های مرتبط