پسر من بشدت وابسته بود شب دوساعت دوساعت بیدار میشد روزم تا زمین میخورد میگفت جی جی از خواب بیدار میشد جی جی میخوابید جی جی ولی یه روز صبح زردچوبه زدم اومد گفتم آه شده میخوری گفت نه ظهرش همینطوری خوابید چند روز هی میومد میگفت نشون بده زردچوبه میزدم نشونش میدادم میرفت دیگه فقط شب اول خوابید صبح زود بیدار شد گفت جی جی گفتم اوف شده گریه کرد گفتم میخوری گفت نه خوابید دوشب بعدشم همینطوری خوابید الانم که دیگه کلا یادش رفته
پسر من سیرخودمو میخورد،روز سوم دگ کلا یادش رفت
من الان یه ماهه گرفتم تو خواب عمیق ندادم البته که تدریجی گرفتم ولی هنوزم گاهی اوقات دست میزنه میگه ممه
من از پنجشنبه هفته قبل شروع کردم به ندادن شیرخشک (شیر خودمم نمیخورد) اومد گفتی ایجی (شیر) گفتم مامان ایجی تلخ شده دیگه بدرد نمیخوره کلی گریه کرد رفتم تو شیشه اش شیر درست کردم فلفل سیاه ریختم😑 یه قطره خورد دیگه تنده گف تلخه ایجی خر شده اینم بگم مجبور بودم بخدا این کارو کنم چون خیلی شیر میخورد مخصوصا شبا و اصلا غذا نمیخورد دیگه بعد اون تا دو روز قبل خوابش گریه میکرد ک شیشه بده و ندادم الان ۶ روز گذشته هم غذا خوب میخوره هم دیگه یادی نمیکنه ازش
بیخیال شده ب نظرم
من الان روزسوم هس تلخک زدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.