۷ پاسخ

وای روزایی ک من اینطوری با دخترم شروع میکنم آخر شب ی دیوانه و جانیه متحرکم ، هرکی بیاد سمتم میخوام پارش کنم

مثل پسر من😫🫂

این سن خیلی لجباز و غرغرو میشن خواهر مجبوریم تحمل کنیم تا بزرگتر بشن

دیروز منم خونت ابجیم بودم دوتا از بچهای ابحی دیگم اومده بود با بنیامین بازی اولش خوب بود کلی بازی و رقص بود آخرش بنی لجبازی کرد نمیزاشت یکی از بچها از رو دسته مبل موشک رو بندازه فقط می‌گفت خودم باشم اون نیا انقد لجبازی بودم کلی دعواس کردم بازم گریه

وای مثل پسر من😩انقد شلوغه از دستش همیشه تپش قلب دارم هم شلوغه هم بشدت لجباز یعنی دهنش باز بشه باید یک ساعت و نیم گریه کنه تا بسته شده یکسره هم کارای خطرناک می‌کنه میدوئه اینور اونور از رو مبل می‌ره بالا میپره وقتی میدوئه انگار در و دیوارو نمیبینه میخوره اینور اونور یهو میبینی نشستیم وسیله پرت می‌کنه یا میاد میکوبه سر و صورتمون،یعنی من و پسر بزرگم جرات نمی‌کنیم دراز بکشیم یجوری خودشو پرت می‌کنه رومون،با یه سرعتی هم میدوئه تو خونه انگار سگ دنبالش کرده یعنی یکسره تو هول و ولام تا بخوابه ضربان قلبم آروم شه😖

من هرروزم همینطوره

عزیزم 😔بعضی روزا واقعا بد قلق میشن

وای نگو که دلم خونه، دیروز دخترمو بردم پارک کاری باهام کرد اون سرش ناپیدا، نشستم کف خیابون شروع کردم به گریه کردن ، هرکاری میکردم گریه و جیغش تموم نمیشد ، آخرش یه آقائه دلش برام سوخت اومد بهش خوراکی داد و باهاش بازی کرد تا آروم شد تونستم ببرمش خونه

سوال های مرتبط