تقریبا یک ماهه خیلی اذیت شدم

بر خلاف تصور که فکر می کنی انتقال مثبت بشه دیگه همه چی حله و یه دوران بارداری شیرین رو در پیش میگیری با کلی ماجرا روبه رو میشی تقریبا بیشتر از یک ماهه که هر ده روز یبار بستری شدم بیمارستان 🥲🥴

بعد از عید توی ۸ هفته بودم که توی سونو یه چیزی توی تخمدان راست مشاهده شد و چون سونو های قبلم بررسی کردن و دیدن چیزی نداشتم قبل انتقال مشکوک به بارداری هتروتوپیک شدم.
در واقع چون دوتا جنین انتقال داده بودن و یکیش توی رحم بود و قبلا هم توی تخمدان راست چیزی وجود نداشته می ترسیدن که جنین اونجا لانه گزینی کرده باشه.

و مستقیم از مطب رفتم بیمارستان بستری شدم تا تحت نظر باشم و بررسی دقیق تر انجام بشه، مجدد همون شب سونو شدم و گفتن خیلی واضح نیست باید صبر کنیم ببینیم رشد می کنه یا نه تا ۲ روز بعد هر روز سونو میشدم و خدارو شکر هتروتوپیک رد شد.

روز سوم مرخص شدم و فکر کردم دیگه همه چی اوکی شده😐

۲ پاسخ

چقدر بارداری ها الان سخت شده واقعا
ان شاء الله به سلامت بگذرونی و بغل بگیریش

چ بد عزیزم🥲

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی هفته بیست‌ودوم بارداری
اشتراک تجربه IVF

پارت ۱۴
مدت زمان قبل از انتقال

یکی دوهفته بعد نامه رو بردم برای استاد صالحپور و نگران بودم که آیا دکتر قبول می کنند انتقال رو انجام بدن که خدارو شکر ایشون گفتن با این شرایط امتحان می کنیم ولی خب من نگران فشار روی روده ها هستم.

گفتم استاد یعنی چی یعنی ممکنه مثبت نشه؟ که با خوشرویی و لبخند گفتن نه عزیزم چرا که نه ان شا الله مثبت میشه و مامان میشی، نمی دونم اون حس آرامشی که اون لحظه بهم دادن هنوزم با فکر کردن بهش ارومم می کنه.

بعد از پانکچر و پریودی بعد از اون یعنی از خرداد دارو می خوردم که پریود نشم ( در حال حاضر تنها راهکار مقابله با اندومتریوز پریود نشدن هست) تا اواخر آذر، که وارد سیکل دارویی انتقال قرار گرفتم تقریبا ۲ ماه ۱۵ روز طول کشید تا بدن من آمادگی انتقال پیدا کنه.

داروی قبلی قطع شد دوماه دی و بهمن داروهای جدید برای پریود نشدن گرفتم به همراه داروهای امادگی بارداری.

بعد دوماه چکاپ شدم، ضخامت اندومتر رحم کم بود، یک هفته دارو برای ضخامت کردم و مجدد چکاپ شدم، ضخامت بهتر شده بود و هفته اخر داروهایی که در طول سه ماه ابتدایی بارداری هم باید استفاده بشه تجویز شد و شروع به مصرف کردم

روز انتقال قرار شد نهم اسفند ماه باشه
🥴