با شوهرم دعوا کردیم شدیدبه همدیگه همه چی گفتیم وسط دعوا هم دخترم اومده بود گریه جیغ داد سرمامانم دادنزن برو اونور تو بدی آقا بد مامان و دادنکش .....بعد شوهر بچه ننه ام حاشو برداشت رفت اون اتاق پرنسس تا نیومد چیزی بر داره دخترم دادمیزد نیا برو اقابد سرمامانم دادنزن 🤣🤣🤣🤣اونم بچه ننه می‌گفت دیگه تو رو دوست ندارم نه تو نه مامانتو گفتم فداسرم دل به دل راه داره ..به بچه میگه حقته خاک برسرت برو پیش اون ننه آت که هی دعوات می‌کنه لیاقتته بچه ام میگه مامان کنه تو بدی منم حال میکردم .....حالا دعوا سر چی بود ما این خونه رو تازه خریدیم ۱۰سال ساخت هست بعد کاشی های پذیرایی صدا میده اون موقع که میگفتم اثاثیه درست کن بعد وسیله بیار ننه اش انگار شاش داره هی می‌گفت چرا نمیان خونتون چرا نمیان ...حالا امشب فرش ها رو جمع کرده کل خونه رو ریخته بهم داره دوغاب می‌ریزه به بچه میگه نرو اونور به من میگه نیا اینور اینجا چرا اینجوریه اونجا چرا اونجوریه منم قاطی کردم گفتم دنبالت گذاشته بودن زود اثاث بیاری بشینی درست تعمیر میکردی بعد الان گندزدی به خونه میخوای بری کله صبح اخرشب بیای من گفتم اون کفت این بچه هم با کفش تو دوغابها می‌دوید دعوا بالا گرفت اون کفت خفه شو من گفتم خودت خفه سو،🤣🤣🤣گفت زر نفت میزنی من گفت خودت که بیشتر میزنی 😂😂انگار دوتا بچه دبستانی دعوا نیکنن خلاصه قهرکرد بچه امم به طرفداری من سراون جیغ میکشید از بچه توقع نداشت هواداران باشه ،🤣🤣🤣#
#پوشک مای بی مولفیکس فرزندپروری کولیک شیرخواران و کودکان

۹ پاسخ

همش نگران بودی ک بگی خدایی نکرده دست بلند کردین رو هم🙃عیب نداره عزیزم از این چیزا زیلد پیش میاد ک بیشترم اقایون مقصرن دم بچتم گرم😘😍

باورت میشه من9ساله ازدواج کردم غیر از دوسال ک عقد بودیم بحث زیاد داشتیم و منم تقریبا از حق خودم دفاع میکردم تقریبا از وقتی عروسی کردیم من لال شدم! ینی هررررچیییی میگفت من فقط قهر میکردم، وقتی خواب میرفت گریه میکردم و فرداش تموم. گاهیم میومد معذرت خواهی فقط بخاطر اینکه دیگه قهر نمونم و همههههه ی حرفام تو گلوم مونده بود تااینکه چن شب پیش داشتیم با موتور تاب میخوردیم یهو ی چیزی گفت ک خیییلی بدم اومد اومدم خونه طبق معمول قهر، خوابیدیم فردام ب همین منوال باز شب شد و من همش دل دل میکردم ک7سال خفه خون گرفتی و خودشو خانوادش هرچی خواستن گفتن، دیگه وقتشه ک حرف بزنی گفتم بچه رو ببر خونه مامانت بیا حرف بزنیم. چون بنظرم آسیب های حضور داشتن بچه ها تو اینجور مسائل خییییلی زیاده، کمترینش همینه ک میگی این چیزارو ب شوهرت گفته. البته ما حتی تو بدترین دعواهامونم ی تو بهم نمیگیم ولی من کلا چون زودرنجم صدام بالا میره. ولی درکل بچه رو منم هرررررچی این چند سال روهم تلنبار شده بود گفتم حااااال اومدم😂🥲

دم بچت گرم🥰🤌

امان از این مردهای م ش ن گ

وای خدایا نصف شبی چقد خندم گرفت خیلی بامزه گفتی 🤣🤣

عزیزم اشکال نداره دعوا بین همه زن و شوهرها هست من نگرانت شدم گفتم یه وقت دست بلند نکرده باشه که خدا رو شکر تا آخر خوندم خیالم راحت شد کوچولوی نازت خدا حفظش کنه 😍♥️
من و شوهرم خدا رو شکر خیییلی کم پیش میاد دعوا کنیم دعوامون در حد جر و بحث همیشه هم همسرم کوتاه میاد ولی پسرام همیشه پشت من هستن 😍😍♥️♥️

عزیزم اشکال نداره دعوا بین همه زن و شوهرها هست من نگرانت شدم گفتم یه وقت دست بلند نکرده باشه که خدا رو شکر تا آخر خوندم خیالم راحت شد کوچولوی نازت خدا حفظش کنه 😍♥️
من و شوهرم خدا رو شکر خیییلی کم پیش میاد دعوا کنیم دعوامون در حد جر و بحث همیشه هم همسرم کوتاه میاد ولی پسرام همیشه پشت من هستن 😍😍♥️♥️

کاش جلو بچه دعوا نمیکردین طفلکو دلم براش سوخت.. بااین حرفای زشتی ام ک بهدیگه زدید بچه یاد نگیره خیلیه😩

پسر منم اینجوری با شوهرم حرفم میشه ب باباش میگه امید دهنتو ببند مامان منو نترسون خفه شو بعد ب من میگه مامان ولش کن بزار بره

سوال های مرتبط

مامان آیلا 💕💕 مامان آیلا 💕💕 ۳ سالگی
بچه های شماهم سرهرچیزی شدید گریه میکنن؟ امروز شوهرم تعطیل بود خونه بود دخترم به حدددددی امروز گریه کرده که تا حالا توعمرم همچین چیزی ندیدم سرهمه چیز بهانه وجیغ وداد گفته بریم پارک رفتیم اونجا مثل اینکه از تابش خوشش نیومد یه شری کرد بیاوببین اوردیمش یه پارک دیگه بازی کرده بعد خسته شده گفتیم بریم خونه؟ میگه نهههه بعد دوباره جیغ وداد وگریه که چرا این بچه ها از این سرسره میرن اینا مال منه قیامت به پا کرده بود وایساده بود پاهاشو میکوبید زمین هرچقدر حرف میزدیم فایده تداشت دیگه بغلش کرده شوهرم اومدیم ماشین خودشو میکوبید اینور اونور بادستش زد چشممو کور کرد اوندیم خونه الان آرومه😐ولی منو شوهرم به شددددددت دعوا کردیم اون میگه تو داد زدی بچه پرخاشگر شده مشکل اعصاب داره فلان منم میگم من به اندازه داد میزنم میگه باید ببریمش دکتر مغزواعصاب
تروخدا راهنمایی کنید یعنی من باعث شدم؟ من به جون عزیزم انقد دیگه دادنمیزنم که 😭😭😭متنفررررررررررم از بچه
مامان رایان مامان رایان ۲ سالگی
سلام سلام

ما امروز عصر مادر پسر آماده شدیم بریم باشگاه که من ورزش کنم شازده هم ژیمناستیک این جلسه رو امتحان کنه مربی ببین حرف گوش می‌کنه علاقه داره یا نه
رفتیم آقا نشست یه گوشه فقط به بچه ها نگاه کرد هر چقدر گفتم پاشو بپر بپر کن گفت نه دیگه اذیت نکن 🫩🤔🤔🤔
خوبه براش پفیلا و اسباب بازی برده بودم آقا پفیلا رو گذاشت جلوش به حرکات بچه ها با دقت نگاه میکرد پفیلا میخورد انگار اومده بود تئاتر 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
هیچی دیگه بعدش پاشدیم دست از پا دراز تر برگشتیم 😮‍💨😮‍💨😮‍💨
البته مربی گفت کوچولو هستش ☺️👶👶
ژیمناستیک کنسل شد باید همون کارگاه هوش خلاقیت ببرمش 😁😁😁
بعدش رفتیم فروشگاه دوتایی کیف کردیم پاستیل و شیر خریده ( خوراکی های مورد علاقه اش )
بعد بردمش پارک تا باباش اومد شیفت رو تحویل دادم بهش🧔👶
بنده اومدم شیفت آشپزی تا ی چیزی برای شام بپزم ، ولی مغزم یاری نمیکنه ،🤣🤣🤣🤣

شماها در چه حالین ؟؟؟؟ چیکار میکنین؟؟؟؟

زایمان
بارداری
شیرخشک
پوشک
مامان حلما جون مامان حلما جون ۳ سالگی