۳ پاسخ

عزیزم ترس به بچه کار نداره منم خیییلی ترسوام سر هر چیزی میترسم و تپش قلب میگیرم یه روز که از مطب دکترم بیرون شدم سوار آسانسور شدم برم پایین ازساختمون مطب که اسانسور یه طبقه سقوط کرد یه اقا داخل اسانسور بود داد زدم من باردارم میترسم تا آسانسور واستاد درشو باز کرد شانسمون تو طبقه واستاده بود اول منو فرستاد بیرون بعد خودش اومد انقد ترسیده بودم زانوهام میلرزید و گریه میکردم بنده خدا اقاهه تا طب دکتر از سرویس پله باهام اومد رفتم به دکتر گفتم گف اشکال نداره ترس به بچه کار نداره ولی دید من خیلی داغونم گف بیا دوباره دراز بکش صدای قلب بچه رو بذارم که خداروشکر حال بچم خوب بود

وای منم اینجوری شدم. یه صدای ریز هم بیاد میپرم تپش قلبم اینقد‌ر زیاد میشه ک انگار دارم میلرزم
خدا کنه برا نینی بد نباشه
خیلی بده 🥺💔

منم همینطورم. امشب ساعت ۸:۳۰ اینا بود زلزله اومد گرگان من دراز کشیده بود یهو بلند شدم نشستم دیدم تخت داره تکون تکون میخوره ترسیدم اول اومدم سمت اتاق دخترم دیدم خوابه خواستم بیدارش کنم فرار کنیم🤣🤣🤣 دیدم زلزله تموم شد.بعد یاد نی نی افتادم گفتم وای ترس من روی اون تاثیر نزاره بعد دوباره رفتم دراز کشیدم دیدم داره وول وول میخوره خیالم راحت شد.

سوال های مرتبط