شبی که قرار بود فرداش برم برا زایمان
شبی که بیبی چک زدم تا صبح هردومون نخوابیدیم😍
هیچی 💔
چه نازی 😍😍😍
شبی که پسرم دنیا اومد تو بیمارستان تا صبح نخوابیدم و بغلش کرده بودم .پرستار خصوصی گرفته بودم اون هی میگفت بخواب میگفتم نه دلم نمیاد
شبی که پسرم دنیا اومد 🥹❤️تا دوروز بیدار بودم🥹❤️از ذوق
بعد ۸ سال ناباروری وقتی بی بی چک زدم مثبت شد تنها بودم و همسرم راه دور بود تا صب نخوابیدم از استرس و خوشحالی ک صب زود بیدار شم برم آزمایش..شب قبل زایمان هم نخوابیدم😍😍کاش ب حق همین روز قشنگ این اتفاق شیرین خیلی زود زود زود برام بیفته و قسمت همه اقدامیا
هیچی شده از ناراحتی نخوابم ولی از ذوق نه. اصن یادم نی کی از ته دل ذوق کردم 😓
شبی ک فرداش زایمان داشتم
شبی ک دخترم میخاست دنیا بیاد تا صب بیدار بودم البته بیشتر استرس داشتم
شبی ک فهمیدم حاملم تا صب نخوابیدم چون از فکرش اومده بودم بیرون تکرر ادرار گرفتم رفتم ارژانس ازمایش گرفتن خودم برگششتم خونه بعد شوهرم زنگ زد گفت مثبته انگار کل دنیارو دادن بهممممم
چه سوال قشنگی😍
شبی که بابام بعد از دو سال راضی به ازدواجمون شد
و شبا که پسرم بدنیا اومد تا صبح نگاش کردم و اشک ریختم🙂
زایمانم، عمل بینیم ، روز عروسیم
هیچوقت تجریه نکردم شب از شادی بیدار بمونم
بیشتر شبایی ک تا صبح بیدار بودم همش از استرس و ناراحتی بوده ک زیاد ازین شب داشتم
شبی که دیگه نداشتم اون کسی دوست داشتم
شبی که عقد کردم فکر میکردم دیگه زندگی تموم شده
شبایی ک دلهره و استرس خابیدم
شبی ک بخاطر خیانت دوست همسرم فکر میکردم همسرم باهاش بوده
شبی ک دخترم عمل کرد
شبی ک زایمان کردم واسه هر دو بچم
شبی که بابام فوت شد و منتظر بودم صبح تشییع کنیم
شبی خواستم بینی عمل کنم
شبی ک خواستم پیوند استخوان بزنم
شبی ک مامانم عمل داشت
بخام بگم نصف عمرم شب زنده داری کردم
شب هایی ک غربت و تنهایی بودم و تا صبح فقط اشک ریختم
چ سوال غمگینی برام بود خیلی فکر کردم کدوم شب بگم تا صبح بیدار موندم از ذوق چیزی خاطرم نیامد ن اینکه روز خوب نداشتم ولی شبی نداشتم پاسخ این سوال باشه
وقتایی ک فرداش عروسی درجه یک و دو داریم
عشقم بهم پیشنهاد ازدواج داد برا ازمایش خون استرس داشتم
ذوق اولین گوشی خرید بابام تلگرام نصب کردم با گروه های مدرسه
یکی شب عقد یکی شب عروسی خخخ
شبی ک فرداش میرفتم برا زایمان و شبی ک فرداش میخام برم سفر اصلللا نخابیدم
شبی ک فرداش باید میرفتم برای زایمان،حتی پنج دقیقه هم نخوابیدم
خیلی ساله دگ به هیچی ذوق ندارم
🙂
شبی که 11شب دردم گرفت رفتم بیمارستان بستری شدم و دکتر گفت صبح میام برای زایمان اخرین شبی بود که دخترم تو شکمم بود خیلییی ذوق داشتم و بشدت ترس و استرس داشتم درکنارش
نمیدونم فقط یادمه وقتایی که میخواستم نامزد کنم همه تو شور و شوقن اینجور موقع ها من مثل مرغ ساعت ده میخوابیدم تا صبح تخت😂😂😂
شبی ک همسرم بعد ۶ ماه پیام داد
من درهرصورت میخوابم😐😂
اصلا هیچوقت در اون حد ذوقی یا ناراحت نشدم که از شدتش خوابم نگیره.
شب قبل زایمانم
روز عروسیمون
وروزی ک پسرم دنیا امد
فقط شب زایمانم سرجفت بچه هام.
روزی که بعد یک ماه که پسرم بیمارستان بستری بود بهم گفتن امکان داره فردا مرخص بشه
کلا شبش با تمام بی خوابی هام نخوابیدم و انرژیم فول بود
هیچی منو از خواب نمیتونه بزنه 😂😂
شب عقدمون 😍
روزی که جنسیت بچمو فهمیدم هیچ وقت یادم نمیره تا صبح نخوابیدم فقققط تصورش میکردم با لباسای قرتی و اینده ی مادر دختریمون🥲🤧🩷
هیچی😔😔😔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.