عییییین من فکر میکردم منم این فکرا میاد سراغم منم ناخواسته بود پسرم ودخترم ۹۵ پسرم ۱۴۰۲ درست ۷سال چقدررر دلتنگ قبل پسرمم که دخترم بزرگ شده بود من آزاد گاهی میتونم همون کارو بکنم ولی میگم ول کن با بچه حوصله ندارم گاهی هم میگم کاش همون موقع سقط میکردم با این که عاشقشم ولی دوست دارم برم مشاور وتراپیست چون بیشتر فکران که بهم غلبه میکنه نابودن میکنه حتی نمیتونم گالریمو نگاه کنم چون ....💔🙄
چقدتومنی عزیزم😃ولی چه میشه کرد خودمو گول میزنم که اگه پسرم بزرگ شد برمیگردیم به حالت قبل ولی فک نکنم چون چالش ها هم بابچه بزرگ میشن🤣
نگران نباش عزیزم چند سال دیگه پسرتم بزرگ میشه میره مدرسه دوباره عشق و حال به راهه😅😍
کلا چون فشار بچه داری خیلی رو مادر هست بیشتر اذیت میشه
منم بعد از 3 سال از عروسیم بچه دار شدم وقتی دخترم بدنیا اومد اولین جمعه ای که با شوهرم خونه خودمون بودیم من نه تونستم ناهار درست کنم نه یک لیوان چای بیارم
همش روی مبل نشسته بودم بچه شیر میدادم آروغ میگرفتم و پوشک عوض میکردم اگه اون وسط یکی دو ساعت بچم میخوابید منم سریع میخوابیدم
یه لحظه به شوهرم گفتم اگه الان بچه نداشتیم باهم از صبح هزار و یک خوشگذرونی کرده بودیم و الانم بیرون بودیم فارغ از همه جا و همه چیز
اونم با حسرت یادآوری اون روزا رفت تو فکر و پکر شد 😅 ولی خب بخوای نخوای همینه دیگه یا نباید بچه بیاری یاهم وقتی میاد باید قید زندگی بی دردسر رو بزنی
خوابیدن تا لنگ ظهر،بدون بیدار شدن های مکرر،،حموم و دستشویی رفتن بدون استرس و عجله،مهمونی و مسافرت بدون دغدغه ..ولی خب با این همه دلم براش میره و شبا تا میخوابه میرم عکس و فیلماشو میبینم و قربون صدقش میرم،،یا همش دلم میخواد درمورد کاراش با باباش حرف بزنم
تا وقتی که خونه خودم بودم دلم برای همه چی خودم تنگ میشد، اما الان نه، خونه مامانم به همه کارهام میرسم و خدا رو شکر میکنم که دارمش، حتی اگه تموم دنیا بگن کاش قبل بچه جدا میشدی
عزیزم انشالله بزرگ میشع پسرت باز دوباره باهم میرین میگردین
من ک هیچیم فرق نکرده بازم شکر میکنم ک دخترم هست سرم باهاش گرم میشه البته بزرگ شده بهتره یکم
قبلا هرعصر موزیک گوش میدادم و پیاده روی میکردم سمت خونه مامانم چون نزدیک همیم
بین راه خرید میکردم خوش میگذشت بهم
الان خیلی وقت که دیگه نتونستم پیاده روی کنم همش با ماشین میرم و میام
من دلم برای شب تا صبح بیدار موندنمون و فیلم دیدن و مسافرت رفتن و با دوستامون تفریح رفتن
کلا زندگیم خیلی عوض شد ناشکری نمیکنم الان پسرم جون و زندگیمونه
میفهممت🫠
من دلم برا هیئت رفتنا مون تنگ شده،تاآخرشب میموندیم بعدم با موتور برمیگشتیم،یاکربلا رفتنمون دوتایی🥺
آخ دلم خاست...
خدانکشتت😵💫
انقد اتقاقا و بلاها و روزای سخت داشتم تو این دوسال که اصلا به گذشته فکر نمیکنم..هر دوره زتدگی یه خوبیایی داره ...بچه هامونم بیشترین سختیشون چند سال اول تولدشونه بیشترین شیرینیشونم همین چند ساله واقعا الان تمام تلاشمو میکنم از حال بچم لذت ببرم که بعدا حسرت نخورم اون بی خیالی و تمام وقت در اختیار خودم بودن و تایمای بی دغدغه با همسرم دورش گذشت
دلم برا خوابیدن تنگ شده😕😂
ب نظرم بعده بچه دار شدن هیچوقت اون آدم سابق نمیشی من حتی میترسم دلتنگ قبل پسرم بشم همه چیزم شده پسرم بعضی وقتا یادم میره ب همسرم عشق بدم انگار ن انگار یه زمانی بدون اون نمیتونستم🥲
من دلتنگ پیاده روی های سه ساعتم دوچرخه سواری .
امروز دیدم بارونه با کالسکه دخترمو بردم بیرون ،تاخواب بعدظهرشو تو کالسکه باشهو بخوابه ،من تا تونستم پیاده روی کردم و آسمون ونگاه میکردم و بو میکردم بوی بارون حالمو خوب میکنه ،کلی توت خوردم
دقیقا منم حس شمارو دارم.دلتنگی روزایی که با همسرم فیلم میدیدیم راحت بودیم. راحت مسافرت میرفتیم حرف میزدیم الان همچین شده بچه . هنوز هم نتونستیم عادت کنیم به شرایط ولی چه میشه کرد میگذره اینم
مال من فاصلشون ۴ ساله
منم همینم مدام میگم مثلا اگر دومی نداشتم الان این کارو میکردم اون کار میکردم فلان
اصلا هم اسمش ناشکری نیست فقط حستگیه
کاش اینام زودتر بزرگ شن یکم راحت شیم
عزیزممممم. حق داری میفهمم چی میگی 🙃🙂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.