۳۰ پاسخ

والا خبر شکار اف ۳۵ 😂😂😂😂

امروز بعدازظهر باخانوادم‌ رفتیم تو طبیعت یه پسر که از کمر فلج بود وکمک دادیم ازتپه اومد بالا بعد وایساد پیشمون وتعریف کرد که چطوری این بلا سرش اومده جالب اینجاست که حتی گلایه هم نمی‌کرد می‌گفت راضیم به رضای خدا اون خواسته اینجوری بشم وامتحانم کنه وخدا‌ کنه از این امتحان سربلندبیام بیرون واینقدر ایمانش قوی بود که می‌گفت من سال دیگه این موقع روی پای خودم واسادم وکلی اعتماد به نفس داشت واعتقاد ومن اینجا بهم باز تلنگر خورد که یادم بیاد تو هر لحظه سخت از زندگیم شاکر خداوند باشم وبابت چیزای ساده وکوچیکی که هرروز ازش ساده رد میشم هر روز شکر گذارش باشم و هیچ وقت تو تنگی روزگار شاکی نباشم وبهش ایمان داشته باشم و امروز برای من این نشونه ازطرف خدا بود ...خدایا شکرت هرچقدر سزاوار✨🤲😍😘💫🌱🫶❤️

من کلا کیک خامه ای نسکافه ای خیلی دوسدارم طعمشوبعدامشب رفتیم یجابستنی قیفی بااب هویج خالص درست میکنه بخوریم بعدکه خوردیم دیدم نوشته بستنی نسکافه ای به شوهرم گفتم بره بگیره تست کنیم وعااااشقش شدم قلبم براش رفت وفتی خوردم رفت چسبیدبه قلبم خیلی حال داد

دختر من بی دلیل یهو میاد بوس می‌کنه اون لحظه من رو ابرام ☁️

این روزا خیلی خسته و کم خوابم. همینکه نشستم دارم کامنتاتون میخونم و بچم خوابه... خودش خوشیه😅

ده دقه موتورسواری کردم خدایاشکرت

وای منم یکی از فانتزیام اینه❤️❤️❤️😍😁

بعد مدت ها دخترمو بردیم پارک

به پسرم که ده سالشه گفتم عیدی های خواهرتو هم بهت میدم کلی خوشحال شد بغلم کرد

من امروز صبح بیدار شدم و دیدم همسرم پسر هامو حاضر کرده که برن نان تازه بگیرن برای صبحانه
منم پسر کوچکمو ازش گرفتم که با خودش نبره چون روی پله سخته شونه
بعدش رفتیم گردش به یه چشمه اطراف فولاد محله بود
وقتی هم داشتیم راه میوفتادیم، مادرشوهرش زنگ زد برای ناهار که بیایید، همسرمم مردد شد که برگردیم و روی مادرش رو زمین نندازیم، منم بهش گفتم خیلی وقته که خانوادگی گردش نرفتیم و اونم تصمیم گرفت امروز رو اختصاص بده به خودمون و تیکه های بعدش که قراره مادرش بهمون بندازه رو به جون بخره
چند باری هم بنده خدا زنگ زد، ولی همسرم گفت ساعت ۱۲ خبردادی برای ناهار و ما هم خارج شهریم و نمی‌رسیم و خودتون بخورید

با اینکه عصر پریود شدم و از اون ور مهمون بودیم و پسرم دهنم رو سرویس کرد تو مهمونی
ولی امروز بوس کردن رو یاد گرفته و صبح هم کلیییی بغلم کرد
خدایا شکرت

امروز دخترم خیلی کم سرفه کرد و بابت این خوشحالم و اینکه خواهرم یهو اومد خونم سوپرایز شدم و رفتیم تو باغچه خونم نارنج کاشتیم و واقعا حالم خوب شد...خدایا شکرت

از صب با خانوادم بیرون بودیم درسته دخترم دهنمو سرویس کرد ‌ولی خیلی خوش گذشت چون چند سالی هست ک اصلا همگیمون باهم بیرون نرفتیم

شوهرم برام سوخاری گرفت😂😋

الهی چرا رو ب رو در نشسته فسقلی😍

امروز دخترم غذاش رو خورد

برادخترم دنت خریدم اونجاک انتخاب میکرد
گفتم وای خدا بالاخره ب منم دختردادی شکرت ضعف کردم

امروز مامانم باید میرفت سر زمین کشاورزیش
دم غروب رفتیم کیک و چایی خوردیم
مامانمم به کارش رسید خیلی هم خوشحال بود از اینکه ما همراهیش کردیم

واسه حیاطمون تو یه گلدون بزرگ گل رز کاشتیم

عشق قدیمیم دیدم 🫠

تنها اتفاق خوب امروز دختر امشب هنوز تب نکرده🥲💔

تصویر

امروز ظهر ساعت 12 تا الان ب پسرم شیر ندادم و الآنم خابوندمش بدون اینکه شیر بخاد خیلی خوشحالم کاش سراغشو نگیره

بعد مدت هااااااا باشوهرم رفتیم یه دور بیرون و یه شام دونفره خوردیم و تو خلوت یه صحبت هایی کردیم ک مدت ها جمع شده بود و فرصت نکرده بودیم درموردش باهم حرف بزنیم

امروز این سینکو به دخترم سفارش دادم حس خوب گرفتم چونکه عاشق آب بازیه هم دست و صورت شستنو هم مسواک زدن یاد میگیره هم آب بازی میکنه خیلی آب دوسداره حموم میریم کلی کف پارتی داریم

تصویر

هیچی واقعا امروز احساس پوچی میکنم
با بچه خسته میشم
دلم میخواست برم بیرون بچم کلافه شده بود توخونه ولی ترسیدم تو این اوضاع ترجیح دادم خونه بشینم

امروز با خانواده شوهرم رفتیم حموم عمومی 3 ساعت همو شستیم و کلی خوش گذشت یه تجربه عالی بود تو یکی از روستاها

سریال مورد علاقمو میبینم
پسرم هم خوش میگذرونه تو روستا .
با شوهرم تلفنی حرف زدیم چندروز بود نمیشد درست حرف بزنیم

امشب شام خونه مادرشوهرمم بودیم کلی ظرف شستم تنهایی🤣🤣🤣

منم چند روز بود با مامانم قهر بودم سر مسئله ای
امروز زنگ بد نهار دعوت کرد اشتی کردیم
البته زیاد قهر و اشتی میکنیما عادیه😂

تونستم خودمو کنترل کنم و بچه برادر شوهرمو با شعر سرگرم کنم تا به بچم کار نگیره و هولش نده، تونستم یک دوش بگیرم و یک انیمیشن فوق خفن که نوستالژی بود و توی دوره مادر بودن الآنم بهم کلی چیز یاد داد ببینم و یکم از نبود بچه استفاده کنم و ریلکس کنم چون دیشب تا صبح پدرمو درآورد 🫠

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلا مامان جوجه طلا ۲ سالگی
خوب بریم سراغ بحث خواب پر چالش ترین قضيه برا مامان ها 🥲❤️
برا خوابیدن بچه ها هزار تا روش وجود داره مستقل خوابیدن ،زیر شیر خوابیدن و کلی روش های دیگه این مونده به شما و کوچولوی شما که ببینین از این روش ها کدوم روش مناسب شماس و جواب میده بچه ها متفاوتن و هرروش روی یه بچه ای فرق داره الان مثلا ترند شده که مستقل خوابیدن بهترین روشه ولی شما باید ببینین این روش بهترین شما هست یانه؟
مثلا برا ما هر چند ماه به یه روش میخوابه اول ننو بعد سرپا بعد زیر شیر بعد رو پا الان از یک سالگی مستقل میخوابید گاهی که مریض میشد رو پام یا بغلم الانم دو روزه دندون اسیاب داره درمیاد وهمه چی بهم ریخته دوباره
بدن بچه ها هرروز در حال رشد و یادگیریه این که بگیم به یه روش پایبند بمونن مضخرفه مخصوصا وقتی که مریض میشن یا دندون درمیارن یا حتی مهمونی رفتن هم تاثیر داره تو نحوه خوابیدنش
و شما اول اینو قبول کنین که امکان داره کوچولوتون تو یه روش پایبند نمونه ❤️
حالا دوست دارین در باره کدوم روش توضیح بدم بهتون هر سوالی دارین بپرسین ❤️🫂