امروز یه سری تاپیک ب چشمم خورد ک خیلی ناراحتم کرد
عزیزم شما اگ خیلی پولداری خب خدا بیشترش کنه واست اگ بچت آرومه اگ شوهرت خیلی خوبه خداراشکر خوش بحالت
ولی نمیتونی بیای به بقیه گیر بدی یا بقیه را مسخره کنی ک چرا از مادرشوهرخواهرشوهرت بد میگی چرا میگی شوهرت بده و.... میخام بگم خیلی ها لحظه ناراحتیشون اینقدر واسشون سنگین اینقدر اون لحظه حالشون بده ک فقط میخان این حس بد خفشون نکنه میان اینجادرد و دل مینویسن شما باز نکن شما نخون مجبورت کردن؟
وقتی یکی میاد میگه بچم اذیت میکنه اون لحظه نوشتنش اینجا خودشو خالی میکنه باعث میشه کمتر سر بچه اش داد بزنه و...
چرا اینقدر بی رحمین
عزیزم اگ کسی از سفر و رستوران واین چیزاش نمیذاره نه اینکه نمیره چرا اتفاقا ممکن اینکارا اینقدر روتین باشه واسش ک حتی عکسم نگیرن ک بخاد منتشر کنه یه سری اومدن اینجا دم و دقیقه عکس از خودشون خونشون کاراشون میزارن و به به چه چه میکنن ک ما چقد خوشگلیم چقد خوبیم بقیه بد یه سری هم دامن میزنن ب اینکار
یاد بگیریم به هم احترام بزاریم شما حق نداری کسی دیگ را قضاوت یا منع کنی
یه پلتفرم ک کسی کسی را نمیشناسه شاید دلش میخاد دردودل کنه خالی بشه و همین خالی شدن میتونه از کلی پیامد بدتر جلوگیری کنه....
بی رحم نباشید

#فرزندپروری
#مادر
#کودک
#نوزاد
#زایمان
#انتی
#انومالی
#غربالگری
#فرزندپروری
#مادر
#کودک
#نوزاد
#زایمان
#انتی
#انومالی
#غربالگری

۱۳ پاسخ

برای یه مادر کامنت گذاشته بود تو ک نمیتونی شیرخشک تهیه کنی چرا بچه آوردی ......😔

من یک ماه پیش در این مورد یه تاپیک گذاشتم که از اینستا و بلاگراش راحت شدیم الان یه سریا اومدن تو گهواره دارن زندگیشون رو به نمایش میزارن یه نفر احتمالا از همون بلاگرا باشه چون رفتم تاپیکاش رو دیدم دقیقا اونم دنبال به نمایش گذاشتن بود اومده بود نوشته بود وا اینا دارن زندگی عادیشون رو میکنن به چشم شما اومده شما باید درکشون کنید اون دیگه خونه زندگی و ماشینش همینه. میخوام بگم اصلا حرف منو نمیفهمید چی دارم میگم
بعد دقت کنی اینایی که اینجا همش در حال عکس گذاشتنای اینستا طورن چقدر تعداد دوستاشون زیاده مردم عادت دارن بشینن تجملات و فخر فروشی رو نگاه کنن و حسرت بخورن
به قول شما یه سریا اینقدر این کارا براشون عادیه و جزء روتین زندگیشونه که اصلا عکس نمیگیرن چه برسه منتشر کنن

دقیقا
خیلی موافقم با حرفات🌷♥️

بعضیا یادشون رفته اینجا اینستاگرام نیست

موااافقم

ایول به تو چقد قشنگ گفتی، والاه من هر سری ک ایون عکسا و حرفاشونو میبینم ک چقد خوشبختن و مرفه هستن کلی حسرت میخورم کلی از خدا گله و شکایت میکنم که چرا من زندگیم اونجوری نیست

دمت گرم موافقم بات

یه حرفی که خوندم خیلی ناراحت شدم یه نفر دوتا بچه داشت و فهمیده بود شوهرش خیانت میکنه یه نفر بهش گفت توکه شوهرت اینجوریه چرا بچه اوردی منم باهاش در افتادم گفتم مگه تو الان بچه اوردی ار ایندت خبر داری میدونی اینده هیچ اتفاقی نمیوفته

تا ابد حق بود👏👏

از موقعی که اینستا قطع شد تنها جایی که تونستن عکس خونه زندگی و رستوران و غذاشون رو به اشتراک بذارن همین گهواره س!!!! متاسفانه شده یه ویروس واگیردار این مسأله! انگاری حتما باید هرچی داری به نمایش بذاری. در واقع مردم صرفا برای همین نمایش داشته های پوشالیشون دارن زندگی میکنن!!!!!

چقدقشنگ بود حرفات باهات خیلی موافقم👍انگار اومدن اینجا به رخ بکشن کمبوداشونو

✋️✋️موافقم

من یادم نمیاد تا بحال از رستوران و غذا عکس گرفته باشم!!! اصن دلیلی نمیبینم! خب که چی!! یه محلیه که میرن غذا میخورن! عکس گرفتن نداره، یاعکس لباس و تولد و فلان و فلان، موقع اینستا نه نگاه میکردم نه فالو نه لایک

سوال های مرتبط

مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
کاش هیچوقت اینقدر تنها نشیم که حتی ندونیم درد دلمون را به کی بگیم ک شاید یکم سبک بشیم از وقتی یادم میاد بچه بدی واسه خانوادم نبودم کل تفریحمم درس و ورزشم بود معدلمم همیشه بیست بود یادمه هر کی حتی یه نمره اش هم بیست میشد خانوادش کلی تشویقش میکردن ولی من حتی وقتی معدلمم بیست میشد بابام میگفت خب وظیفته کار خاصی نکردی دبیرستان بابام میگفت برو رشته تجربی ک بری پزشکی و معلم ها و مدیرم نظرشون همین بود ولی من اصلا دوست نداشتم کلا حس خوبی نداشتم و رفتم ریاضی و از همون روزا بابام میگفت فایده نداره تو هیچی نمیشی همیشه تحقیرم میکرد همیشه بقیه را با من مقایسه میکرد یادمه رفتم المپیاد شیمی معلممون اینقدر خوشحال بود و خانوادم میگفتن چه فایده داره مگه
اینقدر همیشه تحقیر شدم ک شدم یه ادم افسرده و ناامید و ترسو ولی با همه اینا همیشه احترام خانوادم داشتم ازدواجم ک کردم بابام میگفت تو بدی کی تو رو تحمل میکنه چقد شوهرت خوبه ک تحملت میکنه و همیشه این سوال تو ذهن من موند ک مگه من چه بدی در حقتون کردم بابای من همیشه به همه کمک کرده در هر زمینه ای ولی ب من هیچوقت
این مدت خیلی دستمون تنگ بود حتی یبار غرورم زیر پا گذاشتم غیرمستقیم گفتم درصورتی ک خودشم میدونست شرایطمونو ولی ب روی خودش نیاورد میدونم ک میتونست راحت کمکمون کنه ولی نکرد
دلم ازهمه گرفته از خدا بیشتر
نمیدونم چرااینا را اینجا نوشتم شاید واسه یکم سبک‌شدن
#فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#
مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
من به شدت روی دخترم حساسم اصلا خوشم نمیاد کسی جز من بخاد دعواش کنه یا برچسب بهش بزنه شدیداااا میریزم بهم و بابدترین لحن ممکن برمیگردم ب طرف حالا هرکی میخاد باشه
بچه من خیلی شیطونه خیلی زیاد ولی مواظبم نه کسی را اذیت کنه نه آسیب به کسی یا چیزی بزنه
چند وقت پیش خونه مامانم بودیم چون داشت نق میزد دعواش کرد منم اول هیچی نگفتم بعد گفت ویانا بشین منم خیلی عصبی شدم اول ک یه داد سر دخترم زد و دعواش کردم بعدم به مامانم گفتم تو حق نداری بچه منو دعوا کنی
و اومدیم خونه دیگ هم نرفتیم اونجا حتی جوابشونم نمیدادم چون تقصیر مامانم شد ک سر بچم داد زدم
ممکنه بگید خیلی حساسم ولی کلا مامانم خودمم ک بچه بودم هم خیلی کتکم میزد هم دعوام میکرد واسه همین من حتی جرات نمیکنم بچمو تنهاپیشش بزارم
حالا امروز زنگ زده ک ما دلمون واسه ویانا تنگ شده حوصلمون سر رفته منم عصبی شدم گفتم بچه من اسباب بازی نیس ک بیاد چند دقیقه شیرین زبونی کنه واستون و یکم باهاش بازی کنید بعدم ک حوصلش نداشتید دعواش کنید برید یه تفریح دیگ پیدا کنید و قطع کردم
اصلا هم ناراحت نیستم چون مامان بابام کلا خوب نیستن با من و همیشه هم آزارم دادن
خوشحالم هستم ک بالاخره تونستم راحت حرفمو بزنم و از حق بچم دفاع کنم
اصلا هم موافق نیستم با کسایی ک میگن پدرومادرهمیشه احترام دارن و من میگم کسی احترام داره و احترام بزاره

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری
مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
تو تاپیک قبلی از بابام گفت این تاپیک میخام امروز را بگم
ویا از وقتی دنیا اومد کلا نااروم بود الانم ک بحران دوسالگی وحشتناک لجباز شده و اذیت میکنه کسی نگهش نمیداره مثلا جلو خودمم مامانم سعی میکنه نشون بده دوسش داره ها ولی همونم نمیتونه پیش میاد بد باهاش صحبت کنه منم سعی میکنم اصلا نرم اونجا چون تو بچگیم مامانم خیلی کتکم میزد البته بیشترش زیر سر بابام بودا از دست بابام عصبی میشد منو میزد
این چند روز دخترم به شدت اذیت میکرد دیشب با گریه خوابوندمش و خودمم خیلی گریه کردم و موقع خواب درد داشتم ولی حس میکردم مث همیشه معدمه صب خیلی حالم بد بود سر گیجه داشتم و سردرد حال تهوع شدید اصلا نمیتونستم از سرجام بلندبشم و درد تو قفسه سینه و پشت شونه هام گفتم معده اس بلندشم یه چیز بخورم دیدم نمیتونم فقط زنگ زدم شوهرم گفتم حالم بده اونم تا اومد دخترم فقط گریه میکرده و من از حال رفته بودم وقتی چشمامو باز کردم تو بیمارستان بودم دکتر اومد بالا سرم گفت دخترم شانس اوردی دفعه بعد ممکنه اینقدر خوش شانس نباشی و سکته کنی
و با همه اینا ممکن فک کنین مامانم ناراحت بود نه خیر فقط اومد گفت فک کردی چیزیت بشه کی این بچه را نگه میداره از ته قلبم دلم شکست و بابام ک حتی نیومد ببینه من مرده ام یا زنده
خدایا از زندگی خستم
#فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان