۱۵ پاسخ

یکم شربت خواب آور مدیکس بده اصلن ضرر نداره .۵ قطره بدی کافیه بعد ی ربع نیم ساعت دو سه ساعت میخوابه .شربت اصن ضرر نداره. ملاتونین کمک میکنه ب خواب طبیعی فقط کم بده

یه اسباب بازی حدید یا چیزی که خیلی دوستش داره ببر با خودت
تنقلات هم ببر
از الان یه کم آروم باش ایشالا خدا کمک کنه آروم بگذره

بنظرم باهاش بازی کن رفتی اونجا وسیله بازی ببر هم به خودت خوش میگذره هم بچه من هرجا میرم ببینم پسرم بد قلقی میکنه شروع میکنم باهاش بازی کردن یادش میره ولی وقتی خوابش بیاد هیچی جواب نیست

میشه خواهش کنم یکم از خصوصیات خوب دخترگلت بگی عزیزم؟

من ک هر جا برم زهر مارمه هی گفتم بزرگ بشه بهترع ولی بخدا کوچیک بود بهتر بود

برو بسپربخداانشالله ک دورش شلوغ میشه اذیتت نمیکنه کمکت میکنن

مگه چیکار میکنه

دختر منم همینه زیاد جایی نمیرم اگرم برم هیچی از مهمونی نمی‌فهمم 🫤

منم مثل تو همیشه خونه هستم هیچ جا نمیرم

اتفاقا اگه شلوغه همه سعی میکنن نگهش دارن و باهاش بازی کنن.خوش میگذره

تاپیک اخرم رو بخون

از صبح نخابونش اونجا زود بخابه

عزیزم،تک فرزندبودن رو دوس داری؟بنظرت خوبه یابد؟

عزیزم خیلی سخته واقعا

میدونم عزیزم، دختر من عینه دختر شماست، ترجیح میدم‌ تو خونه تنها باشم تا جایی برم

سوال های مرتبط

مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
کاش هیچوقت اینقدر تنها نشیم که حتی ندونیم درد دلمون را به کی بگیم ک شاید یکم سبک بشیم از وقتی یادم میاد بچه بدی واسه خانوادم نبودم کل تفریحمم درس و ورزشم بود معدلمم همیشه بیست بود یادمه هر کی حتی یه نمره اش هم بیست میشد خانوادش کلی تشویقش میکردن ولی من حتی وقتی معدلمم بیست میشد بابام میگفت خب وظیفته کار خاصی نکردی دبیرستان بابام میگفت برو رشته تجربی ک بری پزشکی و معلم ها و مدیرم نظرشون همین بود ولی من اصلا دوست نداشتم کلا حس خوبی نداشتم و رفتم ریاضی و از همون روزا بابام میگفت فایده نداره تو هیچی نمیشی همیشه تحقیرم میکرد همیشه بقیه را با من مقایسه میکرد یادمه رفتم المپیاد شیمی معلممون اینقدر خوشحال بود و خانوادم میگفتن چه فایده داره مگه
اینقدر همیشه تحقیر شدم ک شدم یه ادم افسرده و ناامید و ترسو ولی با همه اینا همیشه احترام خانوادم داشتم ازدواجم ک کردم بابام میگفت تو بدی کی تو رو تحمل میکنه چقد شوهرت خوبه ک تحملت میکنه و همیشه این سوال تو ذهن من موند ک مگه من چه بدی در حقتون کردم بابای من همیشه به همه کمک کرده در هر زمینه ای ولی ب من هیچوقت
این مدت خیلی دستمون تنگ بود حتی یبار غرورم زیر پا گذاشتم غیرمستقیم گفتم درصورتی ک خودشم میدونست شرایطمونو ولی ب روی خودش نیاورد میدونم ک میتونست راحت کمکمون کنه ولی نکرد
دلم ازهمه گرفته از خدا بیشتر
نمیدونم چرااینا را اینجا نوشتم شاید واسه یکم سبک‌شدن
#فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#
مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
تو تاپیک قبلی از بابام گفت این تاپیک میخام امروز را بگم
ویا از وقتی دنیا اومد کلا نااروم بود الانم ک بحران دوسالگی وحشتناک لجباز شده و اذیت میکنه کسی نگهش نمیداره مثلا جلو خودمم مامانم سعی میکنه نشون بده دوسش داره ها ولی همونم نمیتونه پیش میاد بد باهاش صحبت کنه منم سعی میکنم اصلا نرم اونجا چون تو بچگیم مامانم خیلی کتکم میزد البته بیشترش زیر سر بابام بودا از دست بابام عصبی میشد منو میزد
این چند روز دخترم به شدت اذیت میکرد دیشب با گریه خوابوندمش و خودمم خیلی گریه کردم و موقع خواب درد داشتم ولی حس میکردم مث همیشه معدمه صب خیلی حالم بد بود سر گیجه داشتم و سردرد حال تهوع شدید اصلا نمیتونستم از سرجام بلندبشم و درد تو قفسه سینه و پشت شونه هام گفتم معده اس بلندشم یه چیز بخورم دیدم نمیتونم فقط زنگ زدم شوهرم گفتم حالم بده اونم تا اومد دخترم فقط گریه میکرده و من از حال رفته بودم وقتی چشمامو باز کردم تو بیمارستان بودم دکتر اومد بالا سرم گفت دخترم شانس اوردی دفعه بعد ممکنه اینقدر خوش شانس نباشی و سکته کنی
و با همه اینا ممکن فک کنین مامانم ناراحت بود نه خیر فقط اومد گفت فک کردی چیزیت بشه کی این بچه را نگه میداره از ته قلبم دلم شکست و بابام ک حتی نیومد ببینه من مرده ام یا زنده
خدایا از زندگی خستم
#فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان #فرزندپروری#مادر#نوزاد#انتی#انومالی#غربالگری#زایمان
مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
بچه را زدم زیر بغل اومدم خونه بابام😁چرا؟چون خیلی حشره و خزنده تو خونه هست هرچی هم سم میزنیم بی فایدس منم دیگ عصبی شدم گفتم من میرم از این خونه تا بری یجا دیگ بگیری یه هزارپا. وحشتناک حدود ۱۵ سانتی بود دوباره امروز دیدم اینقدر جیغ زدم چون خیلی میترسم همه چی هم هست لامصب من نمیدونم چجور میان
یبار یادمه اون اوایل ازدواج دیدم یه مارمولک هست فقط پریدم رو میز گوشی هم پیشم نبود بعد جیغ میزدم میگفتم ترخدا نیا بالا برو اونور کاری ب من نداشته باش همسایه هامون فک میکردن کسی تو خونه اس😂زنگ زده بودن شوهرم ک ما نمیتونیم بریم تو خونتون نرده داره هرچی هم زنگ خونتون میزنیم کسی باز نمیکنه اون طفلکم ترسیده بود سریع اومده بود میگفت چی شده گفتم نیاا مارمولکه😂😂😂گفت حالا من چجور ب همسایه ها بگم فقط یه مارمولک بوده😂تا چچند کقت بعدش هر کدوم همسایه ها منو میدیدن میگفتن چطوری قهرمان😂😂😂😂
شما هم مث من میترسید از این جانورا؟؟

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری