یک فکت علمی هست به نام سطح کورتیزول والد، یعنی بچه ارامش و میزان استرس و تنش هاشو با استرس و ارامش تو تنظیم میکنه… پس یه قدم بردار و سعی کن حال خودتو بهتر کنی، و مهمتر از همه جیز، از هیچ کسی توقع و انتظار نداشته باش حتی مادرت…. اینو تا اخر عمرت به یاد داشته باش، همش مگو درکم نمیکنند، ولشون کن ، درکت کنند چه اتفاقی قراره بیفته؟؟؟ مادامیکه تو خودت شروع کننده ایجاد احساسات خوب و شاد نباشی هیچکسی نمیتونه کمک کنه
ببین چی دوس داره چی براش جذابتره چی بیشتر توجهشو حلب میکنه روی همون مانور بده و همون به بهترین شکل فراهم کن، بعد اب بازی خیلی خووبه… اب بهشون ارامش میده… بزارش تپی حمام یا تست تا بازی کنه با توپ …. ببرش طبیعت و جنکل و پیش حیوونا…. باغ وحش…
عزیزم شرایط خودت و دخترت خیلی خاصه …. ولی ایا کارگاه مادر و کودک بردیش؟؟؟ پارک بازی بردیش؟ بردیش مولا یه روز کامل تو طبیعت باشه که ارامش طبیعت رو بگیره؟ ببین اینارو من میگم چون اعتقاد دارم اینا هیلی روی بچه ها اثر داره اگر انجام ندادی انجام بده ضرر نداره…. اب بازی میکنه؟؟؟
باهاش بازی میکنی؟؟؟؟ براش موسیقی میزاری؟؟؟
بنظر منم خیلی زود بهش دارو بدی از چیزی نترسیده شبا تو خواب بیدار میشه دختر من از سگ یه بار ترسیده تو خواب هی میپرید تا مامانم ترسشو ریخت
یه مقدار صبر کن
بنظر من تو این سن خیلی زوده داروی روانپزشک مصرف کنن، چون اینایی که دادن برای بچه دو ساله نیس اصلا...
عزیزم تاپیک منو بخون ؛ کلی بچه اینطوری هس ؛ بچه های ما مدلشون اینه ؛ بچه های سختی هستن ؛ دارو نده الکی ؛ خودمون باید روانی بشیم فقط
همه تاپيكاتو خوندم و انقددگريه كردم چون منم مثل شما دخترم روااااانيم كرده😭 و بدتر از همه شوهرمه كه اصلا دركم نميكنه اصلااا اجازه نميده بچه رو بذارم خونه مامانم يك ساعت نگهش دارن اونجا كه هست خيلي ارومه هيييي چي بگم سخته با بند بند وجودم دركت ميكنم
من میدونم که اگه شوهرت باهات خوب بشه حال دلت خوب میشه ؛؛؛؛؛ ولی به امید این مردا نباش درست نمیشن بدتر هم میشن ؛؛؛؛ فقط خودت میتونی به خودت و دخترت کمک کنی که حالتون خوب بشه
بچه هامم دخترم.اصلا یه جوری گریه میکنه جوری خودش و میکوبونه زمین انگار یکی رفته تو جلدش خیلی ترسناک میشه بعد بد تو جمع فقط کنار من همش گریه و نق و جیغ ؛؛؛؛؛ پسرمم از اول تا همین یک ماه پیش انقدر وابستگی ه شدید داشت تا یه لحظه نبودم از شدت گریه کبود میشد ریسه میرفت ؛؛؛؛ اون یکی پسرمم صبح بلند میشه اگه چیزی باب میلش نباشه تا دو ساعت یه سره گریه میکنه ؛؛؛؛؛ من بیشتر وقتا حتی تا غروب هم نمیتونم یه سرویس برم ؛؛؛ برای غذا هم مثل کوالا میچسبن بهم کشون کشون کارامو میکنم الانم دیگه پامو ول کردن هرکدوم سراغ یکی از کابینتا میره و حرابکاری میکنن
تاپیک هاتو خوندم، پسر منم دست کمی نداره از وقتی دنیا اومد سر همه چیز نق زده و گریه کرده، شلوغی و شیطنتاشم که نگم برات، ولی خب یه دنیا عاشقشم با وجود کلی کار سعی میکنم اکثر اوقات که هوا خوب باشه ببرمش بیرون تا ذهنش باز بشه ، اون که گناهی نداره، بچه ها باهم متفاوتن سعی کن دارو ندی، ببر پیش دعانویس و براش خیلی وقت بذار بخندونش بازی کن تا کم کم اروم بشه
دلیلش همون شبر خوردنشه عزیزم
همش گیر میده چیه مگه تو فقط یچه داری باید همه جا بیایی بریم ؛ بعد مثلا مارو میبره خونه خواهرش بچه هام از جای شلوغ بدشون میاد بغل هیچکس هم نمیرن میان گریه و جیغ هرسه ناشون حمله میکنن به من شوهرم این چیزارو میبینه براش مهم نیست پا میشه میره بیرون بدون هیچ کمکی
یکم از خودم بگم : من سه قلو دارم که هر کدومشون یه جور اذیت دارن مادرم اینا خیلی کمکم میکنن ولی وقتی میام خونه خودمون با وجود اینکه با مادرشوهرم تو یه ساختمونم ولی اصلا کمک ندارم ؛ فرض کن صبح تا شب کار و غذا و تمیزی و همه چی و خودم انجام میدم بعد شوهرم میاد همه چیش آماده س و آخر بهم میگه چیکار میکنی مگه میخوری و میخوابی دیگه ؛ همه بچه زاییدن مگه فقط تو زاییدی ؛ همه اینکار ارو میکنن ؛ موقع خواب میشه بجای اینکه حداقل یکیشون و بخوابونه پا میشه میره تو اتاق خواب در و میبنده و گوشی بازی میکنه بعد میگیره میخوابه
سلام عزیزم همه پیامهات و خوندم و کاملا درکت میکنم ؛ اول از همه به بچت الکی دارو نده ؛ همه اینایی که نوشتی تو همه بچه ها هست ولی تو یکی کمتر و یکی بیشتر ه و تازه از دو سالگی به بعد لجبازی و وابستگی بیشتر میشه ؛ فقط باید صبور باشی و تحمل کنی که بدتر نشن ،،،،، و همه این حال ه بدت هم ریشه ش شوهرته که کنارت نیست و درکت نمیگنه برای همین تحمل ه کارای بچت و نداری
من پستهاتو خوندم عزیرم، به نظر میاد حال دلت خووب نیست و غم داری و شک نکن این حالت روحیت مستقیما و صددرصد بر روح و روان اون طفل معصوم اثر میزاره و از طرفی باعثشده حالات اون بچه رو خیلی شدیدتر از اون چیزی که واقعا هست حس کنی. من خواهرانه بهت پیشنهاد میکنم سعی کنی یه خورده از خودت شروع کنی و حتی به زور هم شده خودتو ارام و شاد نشون بدی
یجا ببر دعا بنویسه ترسش بپره ببین دعانویس خوب باشه کلا بچه آروم میشه اگ نشد اول هرروز ببرش پارک یا خانه باری اصلا هم بکن نکن نگو بهش ببین خسته میشه بهونش کم بشه یا بخوابه نشد بعد یکی دوبار بده ببین چجوریع اگ دیدی بده نده
بنظرم به دکتر اعتماد کن و بهش بده بزار از سرش بیوفته.درسته دارو و عوارض داره ولی ببین اگر دارو رو ندی و همینطوری عصبی بمونه عوارضش بیشتره یا داروها.
شما یا پدرش داد نمیزنید سرش یا عصبی نیستین؟؟؟
اتفاقی نیفتاده واسش که بترسه تنها نبوده با کسی یا فیلمی ندیده که ترسیده باشه ؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.