بچه را زدم زیر بغل اومدم خونه بابام😁چرا؟چون خیلی حشره و خزنده تو خونه هست هرچی هم سم میزنیم بی فایدس منم دیگ عصبی شدم گفتم من میرم از این خونه تا بری یجا دیگ بگیری یه هزارپا. وحشتناک حدود ۱۵ سانتی بود دوباره امروز دیدم اینقدر جیغ زدم چون خیلی میترسم همه چی هم هست لامصب من نمیدونم چجور میان
یبار یادمه اون اوایل ازدواج دیدم یه مارمولک هست فقط پریدم رو میز گوشی هم پیشم نبود بعد جیغ میزدم میگفتم ترخدا نیا بالا برو اونور کاری ب من نداشته باش همسایه هامون فک میکردن کسی تو خونه اس😂زنگ زده بودن شوهرم ک ما نمیتونیم بریم تو خونتون نرده داره هرچی هم زنگ خونتون میزنیم کسی باز نمیکنه اون طفلکم ترسیده بود سریع اومده بود میگفت چی شده گفتم نیاا مارمولکه😂😂😂گفت حالا من چجور ب همسایه ها بگم فقط یه مارمولک بوده😂تا چچند کقت بعدش هر کدوم همسایه ها منو میدیدن میگفتن چطوری قهرمان😂😂😂😂
شما هم مث من میترسید از این جانورا؟؟

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری

۱۶ پاسخ

وای متنفرم ازشون مخصوصا مارمولک اوایل زندگی که چابهار بودیم سقف خونه چوبی بود یهود می‌دیدی یه مارمولک به چه بزرگی رو سقفه شوهرم می دید من از ترس اصلا قالب تهی می کردم یبار خونه نبود زنگ زدم گفتم زود میای خونه وگرنه من میرم تهران‌

کامن بخر عالیه

عزیزدلم خوشحال میشم درخواستمو قبول کنید

تا خونه نیستی سم پاشی کنید خونه رو پنجره هارو توری بزن ک چیزی داخل نیاد بیرون پنجره ها هم اگر بچه ت دست نمیزنه سم پودری بزن من حتی هواکشای کنار پنجره هم توری چسبوندم چون خیلی خونمون مارمولک داره و منم خیلی میترسم
اگه شوهر من جای شوهر تو بود دعوام میکرد🙁😅

ماهم خونمون ویلاییه پارسال یه درخت هلوداشتیم دوسه سال بودکاشته بودیم تابستون پرروش ملخ میشدبزرگ باورکن ۱۰یا۱۵سانت میشدن قسمت بدماجرااین بود میپریدن واای من جرات نداشتم برم دستشویی توحیاط دادم درخت روبرید😄ولی مارمولک میادمیکشم

هم از گلدون میشه هم از باغچه اگه خونتون گلدون دارین داخل گلدونتون کامل بزن منم خونمون ی مدت هزارپا میومد فهمیدم از گلدونه کامن زدم دگ بعد اون ندیدم

درو پنجره هارو توری بزن و اینکه تمام سوراخ ها و درزای کنار دیوار و کنج هارو گج بگیرین .کلا خونه های باغچه دار همینه.خود منم هزارپا رو شکمم رفت چند شب پیش یه جوری پریدم شوهرم کفت فکر کردم جایی اتیش گرفته و انقدر جیغ زدم و همزمان با دمپایی میزدم روش شوهرم مونده بود 😂 لامصب انقدرم سگ‌جون بود نمیمرد که 😂

وای حق داریییی
قشنگ درکت میکنم چون خونه قبلیه من اینجوری بود لامصب همه چی پیدا میشد
تازه دوماهه راحت شدم ایشالا قسمت توم بشه😂🫱🏻‍🫲🏿

آررره خیلی

آره من چند شب پیش یه سوسک ازون بزرگا اومد داشت از کمرم توی لباسم بالا می‌رفت انقد پریدم هوا جیغ زدم مادرشوهر پدرشوهرم از طبقه پایین پاشدن چی شده چ خبره الان هرکیو میبینن براش میگنو میخندن آبروم رفت😂😂از همه چی میترسم

منم از همه چی میترسم دلم میخواست شجاع باشم ولی متاسفانه نیستم 🤣

منم دیوانه وار میترسم دست خودمم نیس
واقعا نفسم بند میاد و بدنم مور مور میشه و قشنگ حالم بد میشه

ببین سم کامن خیلیییی میگن خوبه و تاثیر داره اساسی بزنین و در ورودی ها و همه جا هم توری داشته باشه دیگه

میترسم ولی نه در این حد.
من اگه مار ببینم دست و پام سُست میشه از ترس.
همین چند روز پیش دیدم تو حیاط دراز و بزرگ تا چند روز حس میکردم زیر پامه😩

ن من زیاد نمیترسم بجز سوسک ،سوسک ببینم ب طور عجیبی سکته میکنم 🤣

نه زیاد

خیلی خوب بود🤣🤣🤣
خونتون کجاس مگ؟

سوال های مرتبط

مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
الان پنج ساله زندگیم مث قبل نیس حالم خوب نیس افسرده شدم کلی اتفاقات مختلفهمش میاد سرمون من عاشق همسرم بودم الان حتی دلم نمیخاد نگاش کنم
من دعا و این چیزا اعتقاد نداشتم ولی همه میگن هست چندبار واسم سرکتاب برداشتن و همش میگن یگی واسم دعا گرفته و یه مشخصات ظاهری میدن
دیگ خودم خسته شدم خودم زنگ زدم یه آدم مطمئن گفتم واسم سرکتاب باز کن اونم گفت یه خانم واسم دعا میگیره با همون مشخصاتی ک قبلی ها گفتهبودن و میگفت هر چند وقت یبارم میره دعا را تمدید میکنه😐😐😐😐
خب یکی باید خیلی روانی باشه پول بده واسه یکی دعا بد بگیره کاش میدونستم کیه میرفتم میگفتم نفهم خب تو ک داری میگیری واسه خوشبختی خودت بگیر چیکار ب زندگی من داری گووووسااااله
دیگ موندم چیکار کنم
#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری
مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
من به شدت روی دخترم حساسم اصلا خوشم نمیاد کسی جز من بخاد دعواش کنه یا برچسب بهش بزنه شدیداااا میریزم بهم و بابدترین لحن ممکن برمیگردم ب طرف حالا هرکی میخاد باشه
بچه من خیلی شیطونه خیلی زیاد ولی مواظبم نه کسی را اذیت کنه نه آسیب به کسی یا چیزی بزنه
چند وقت پیش خونه مامانم بودیم چون داشت نق میزد دعواش کرد منم اول هیچی نگفتم بعد گفت ویانا بشین منم خیلی عصبی شدم اول ک یه داد سر دخترم زد و دعواش کردم بعدم به مامانم گفتم تو حق نداری بچه منو دعوا کنی
و اومدیم خونه دیگ هم نرفتیم اونجا حتی جوابشونم نمیدادم چون تقصیر مامانم شد ک سر بچم داد زدم
ممکنه بگید خیلی حساسم ولی کلا مامانم خودمم ک بچه بودم هم خیلی کتکم میزد هم دعوام میکرد واسه همین من حتی جرات نمیکنم بچمو تنهاپیشش بزارم
حالا امروز زنگ زده ک ما دلمون واسه ویانا تنگ شده حوصلمون سر رفته منم عصبی شدم گفتم بچه من اسباب بازی نیس ک بیاد چند دقیقه شیرین زبونی کنه واستون و یکم باهاش بازی کنید بعدم ک حوصلش نداشتید دعواش کنید برید یه تفریح دیگ پیدا کنید و قطع کردم
اصلا هم ناراحت نیستم چون مامان بابام کلا خوب نیستن با من و همیشه هم آزارم دادن
خوشحالم هستم ک بالاخره تونستم راحت حرفمو بزنم و از حق بچم دفاع کنم
اصلا هم موافق نیستم با کسایی ک میگن پدرومادرهمیشه احترام دارن و من میگم کسی احترام داره و احترام بزاره

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری
مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
کاش هیچوقت اینقدر تنها نشیم که حتی ندونیم درد دلمون را به کی بگیم ک شاید یکم سبک بشیم از وقتی یادم میاد بچه بدی واسه خانوادم نبودم کل تفریحمم درس و ورزشم بود معدلمم همیشه بیست بود یادمه هر کی حتی یه نمره اش هم بیست میشد خانوادش کلی تشویقش میکردن ولی من حتی وقتی معدلمم بیست میشد بابام میگفت خب وظیفته کار خاصی نکردی دبیرستان بابام میگفت برو رشته تجربی ک بری پزشکی و معلم ها و مدیرم نظرشون همین بود ولی من اصلا دوست نداشتم کلا حس خوبی نداشتم و رفتم ریاضی و از همون روزا بابام میگفت فایده نداره تو هیچی نمیشی همیشه تحقیرم میکرد همیشه بقیه را با من مقایسه میکرد یادمه رفتم المپیاد شیمی معلممون اینقدر خوشحال بود و خانوادم میگفتن چه فایده داره مگه
اینقدر همیشه تحقیر شدم ک شدم یه ادم افسرده و ناامید و ترسو ولی با همه اینا همیشه احترام خانوادم داشتم ازدواجم ک کردم بابام میگفت تو بدی کی تو رو تحمل میکنه چقد شوهرت خوبه ک تحملت میکنه و همیشه این سوال تو ذهن من موند ک مگه من چه بدی در حقتون کردم بابای من همیشه به همه کمک کرده در هر زمینه ای ولی ب من هیچوقت
این مدت خیلی دستمون تنگ بود حتی یبار غرورم زیر پا گذاشتم غیرمستقیم گفتم درصورتی ک خودشم میدونست شرایطمونو ولی ب روی خودش نیاورد میدونم ک میتونست راحت کمکمون کنه ولی نکرد
دلم ازهمه گرفته از خدا بیشتر
نمیدونم چرااینا را اینجا نوشتم شاید واسه یکم سبک‌شدن
#فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#