۹ پاسخ

من ابجیم دوقلو بود یک نیم سال خونه مامانم بود 🤣
البته مامانم نذاشت بره هر دو پسر بود سخت

خواهرم براشون تخت ننو دار گرفته بود تخت ها رو گذاشته بود رو به رو هم بعد وسطشون میخوابید دوتا بند بسته بود به میله های تخت و همزمان هر دو رو تاب میداد طفلک… خواهرم خیلی صبور و قوی بود و چون بچه های آی وی افی بودن خیلی تحمل میکرد… دورش بگردم کاش عقل الان داشتم انقدر تنهاش نمیذاشتیم

خوش بحالتون انشالله ب سلامتی بدنیا بیان

بنظرم اگه میخوای تنها باشی باید حتما یه کمکی داشته باشی تو بخشی از کارها… مثلا پرستار ساعتی بگیری صبح تا ظهر تا بتونی استراحت کنی

منم آدمیم تنها تو خونه خودم بودنو ترجیح میدم به جایی دیگه موندن ولی خب روزای اول مجبوریم دیگه
حالا واسه من یدونه است بازم نگران شب زنده داریاش وقتی اومدم خونه هستم شما که دوتاست ان شاءالله بچه های آرومی باشن بتونین به راحتی از پسش بر بیاین

سلام عزیزم بستگی ب بچهات داره آروم باشن یان من خواهرشوهرم دوقلو داشت خودش تنها بود میگفت اصلا اذیت نیستم بچهاش همش خواب بودن ب زور بیدارشون میکرد شیر بهشون میداد درکنارش شوهرشم کمکش میداد

خواهرزاده های من دوقلو بودن تا بیست روز من و مامانم پیش خواهرم بودیم بعد بیست روز خواهرم تا سه ماهگی شون مجبور شد بره شهرستان خونه بابام بمونه از سه ماهگی برگشت خونه خودش تهران و اگر کمک های همسرش نبود از پسش برنمیومد… نمیخوام بترسونمت اما دوقلو داشتن خیلی خیلی خیلی سخته… تازه بچه های ما کولیک رفلاکس نداشتن به راحتی هم سینه مادر میگرفتن هم شیشه و هر دو دختر بودن… بچه یکی دختر یکی پسر خیلی سخت تره چون همه چیزشون باهم فرق میکنه… شوهرخواهرم خیلی خیلی کمک کرد تو بزرگ شدنشون

من قصد دارم فقط چند روز خونه مامانم باشم و برگردم خونه خودم اگه کسی میخواد بیاد کمک برنامه بریزم مثلا امروز خواهرم بیاد فردا دختر عموم پس فردا مامانم اینجوری راحت ترم تا خونه مامانم باشم از شلوغی متنفرم

من داشتم تنهایی نمی تونن حداقل تا یک ماه کمک میخوای خیلی سخته

سوال های مرتبط

مامان سید‌ عماد🩵👼🏻 مامان سید‌ عماد🩵👼🏻 ۴ ماهگی
دخترا یک موردی خیلی ذهنمو درگیر کرده اصلا نمیدونمم چیکار کنم من موندم برای بعد زایمان بیام خونه خودم یا برم خونه مامانم چون ببینید مامانم مشهدن من گلبهار یک ساعت فاصله و راه هست ، و من زایمانم ک قطعا مشهده از طرفی میگم حداقل 5 روز اول رو بیام خونه خودم ب هر حال خونه خودم راحت ترم روزای اول اعصابمم ضعیف تره خونه خودم بهتره و سیسمونی گرفتم اتاق چیدم بلکه دیده بشه چون کسی اونقدر ب خاطر راه نمیاد خونه من🥲 و مثلا خانواده شوهرمم میان خب خونه خودم راحت ترن دیگ ب هر حال اونا هم نوه اولشونه ذوق دارن و قطعا روزای اول میان بعدش ک دیگ مزه ای نداره چون مادر شوهرمم بخواد بمونه این طوری راحت تره و ممکنه بیشتر بیاد کمک چون مامانم سرطان داشته و چند ماهه خوب شده روزای اول ک سختی کار بیشتره و خودمم حالم خراب تره تنها خونه خودش دست تنها میمونه خواهرمم ک سرکاره اون طوری مادر شوهرمم خودشو می‌کشه کنار.

باز از طرفی موندم ک اگر پنج روز اول برم خونه مامانم شاید بهتر باشه چون همین که دورم بهم می‌ریزه اعصابم خورد میشه خودمم نمیتونم بلند شم کلافه میشم ، یا خیلی خونم شلوغ بشه دوست ندارم یا کسی بیاد روزای اول مخصوصا بچه کوچیکا بخواد دست بزنه ب وسایل بچم واقعا کلافه میشم دوست ندارم هنوز حساسم😂 میگم قبل استفاده خودش خراب نکنن، و باز از طرفی میگم نکنه مادر شوهرم بیاد اینجا و خیلی بره رو مخم و اظهار نظر کنه واقعا موندم چ کنم با خودم میگم اصلا از بعد مرخص شدن یک ساعت میتونم تو ماشین بشینم برسم ب خونم چ جوریه از طرفی نمی‌دونم بخوام برم خونه مامانم باید یک دنیا وسیله بردارم برای روزای اول خودم و نی نی
هوف کلافه شدم اینقدر فکر کردم

مسیر مشهد گلبهار یک چیزی مثل مسیر تهران کرجه ، نهایتا یک ساعت راهه