۱۸ پاسخ

منم مثل تو

از بس هم سختی دیدیم تو این راه، بیشتر حسرت اینو داریم که بعضیا چقد راحت این اتفاق براشون افتاده و ما چقدر درد و سختی دیدیم و هنوز نشده. خدا میدونه ما چقدر صبوریم و چقدر هربار تو این مطب و اون مطب منتظر حرف دکترا بودیم😔

حق داری عزیزم نمیشه چیزی گفت🥲😣

منم همنیم خیلی حالم بده همش عصبانی ام سرم درد می‌کنه کلافه ام انکاری یجوری خدا معجزه کنه برامون زندگیمون از دست می‌ره بخاطر بچه واقعا سخته

منم همینم سعی مو میکنم تو قیافه ام معلوم نشه ولی شوهرم سریع میفهمه خیلی سخته الکی لبخند بزنی😊

منم همینجور بودم
مجرد بودم تا ۳۲ سالگی و هر بچه ای مامانشو صدا میزد دلم می‌ریخت و گریم می‌گرفت
حسرت نداره عزیزم، قسمتت میشه به زودی

منم همین شدم

😭😭😭😭

منم دیشب عروسی بودم چندتا خانم باردار را دیدم ومیرقصیدن گفتم خدایا این ماه کمکم کن منم بارداربشم دلم پیراهن بلند بارداری میخادبپوشم شکمم بیاد جلو انشالله هرچه زودتر این اتفاق شیرین واسه من و همه اقدامی ها بیفته دلمون شادبشه

کاش خدا دلش برامون بسوزه که ما هم بنده اشیم و گناهمون چیه که واسه حق مادر شدن اینجوری باید در عذاب باشیم

من چند روز پیش یه بچه تو خیابون دیدم گریه کردم بخدا 😭💔

منم مثل تو عم ۴ ساله منتظر م حس خیلی بد یه

منم 😢😢😢 این حسو دوست ندارم ولی دست خودم نیست 😭😭

منم همینم سه ساله تو حسرتم،اما دلم بچه خودمو میخواد که سالم میبود...زنده می بود💔

منم جدیدن حسود شدم😭

چقدر منی تو؛من خیلی حالم بده خیلی

تو که هنوز خیلی جوانی ۲۵سالته

انشالله باردار میشی...

من توی ۳۵سالگی باردار شدم

ده سالم پام توی مطب دکترا و سونوگرافی ها و ...بود ..

ان شاء الله بزودی بچه دار شدی ناامید نشو

سوال های مرتبط

خدا بخواد میشه خدا بخواد میشه قصد بارداری
می‌نویسم برای تو بمونه یادگار
پسر قشنگم عزیزکم
عمر مادر دلیل خوشیم بودی
حسرت بغل کردنت ...حسرت بوی تنت... حسرت بوسیدنت... حسرت گرفتن دستای کوچولوت .. حسرت گریه و خندیدنت....حسرت قربون صدقه رفتن برات... حسرت شنیدن صدای اولین گریه ...حسرت لباس خریدن برات‌‌....حسرت شیر خوردنت... حسرت قربون صدقه رفتن برات... حسرت دیدن اون صورت معصومت....حسرت نوازش کردنت ...حسرت شنیدن کلمه مادر از زبون قشنگت . .وحسرت وجودت موند رو دلم 😓
عزیز مادر هنوز نبودت رو باور ندارم همش فکر میکنم شوخیه
نمی‌فهمم چیشد
خدا نخواست باشی پیشم ..
خدا خواست تنبیه کنه...
خدا خواست تقاص پس بگیره ‌...
تو نخواستی بمونی ...
یا شایدم من لیاقتتو نداشتم 😭😭
عزیز دل مادر خیلی سخته نبودت از روزی که لگد زدنت رو حس نمیکنم روح منم رفت
از روزی که سونوگرافی آب پاکی ریخت رو دستم دیگه من تموم شدم
عزیز دلم ثمره عشقم برام دعا کن از خدا
دعا کن منم بتونم طعم مادر شدن بچشم
دعا کن برام حسرت به دل نمیرم
دعا کن خدا به منم بچه ها ی سالم و صالح بده
هرچند تو هیچ وقت فراموش نمیشی
مامان جان هرشب اون پاهای کوچولوی سفیدت جلو چشمامه
هرشب اون موهای مشکی پر روی صورت رو میبینم
هر شب نفرین میکنم خودمو چرا بغلت نکردم 😭😭😭😭
از من ناراحت نشو من حسرت بغل کردنت رو دارم
ولی شکه بودم تا وقتی تو پایین پاهام نبودی نمی‌فهمیدم
وقتی حست کردم وقتی از وجود من بیرون اومدی تازه واقعیت خورد تو سرم
عشق من من صورت قشنگت رو حرئت نکرد ببینم ولی هر کی دید گفت تو فرشته بودی صورت سفید لبای قلوه ای مژه های پر
من تو رو هرشب تجسم میکنم
من هرشب تو رویا بهت شیر میدم
هرشب بوست میکنم
ولی به خودم میام میبینم نیستی کنارم