۱۸ اردیبهشت افتادم به خونریزی جنین و جفت اومد و افتاد منم فک میکردم که همینه. رفتم سونو گفت ساک دفرمه دیگه میدونه و تو دوقلو بودی من ای وی افی بودم و حجم زیادی. پروژسترون مصرف کردم رفتم بیمارستان بستری شدم. هشتا اون روز بهم میزو دادن نگم از درد و تب و لرز و ببخش اسهالو. مصیبتاش. اخر سب چنتا لخته دفع سد گفتن میدیم بخش تا صببب زار زدم از درد. صب رفتم سونو گفتن دفع نشده. برو پنساژ. دوباره سه تا مزو دادن. اوردن بعد دوساعت معاینه کردن حالا بگم هر. دو ساعت که مزو میزارن یکی میاد معاینه میکنه چقدم دردناک ... پنساژ شدم. واااااای. درد درد. میکشیدن لخترو بیرون ته ته ته نا امیدی بودم ‌.. اومدم بخش. سرم سنتو زدن خابیدم رفتم صب دوبا ه سونو گفت خانم دفع نشده. باید کورتاژ شی منم مشکل ضخامت دارم خسته و نالان. تا هفت عصر نگهم داشتنو بعد رفتم کورتاژ. ... اینم پرونده بارداری من بود که بسته شد اصلا امیدی ندارم که ایا من مجددا مادر میشم یا نه

۶ پاسخ

پرونده بارداری منم دو بار بسته شد و تا اخرش نتونستم برم موندم با کلی حسرت ولی چاره ای نداریم

درکت میکنم عزیزم منم ی ماه پیش سقط کردم ولی با قرص تو بیمارستان افتاد اگه نیوفتاده بود منم باید کورتاژ میشدم. بعدش انگار افسرده بودم تازه حالم بهتر شده دکتر گفت بعد دوماه اقدام کن ولی با این شرایط میترسم هیچ معلوم نیس چی ب سرمون میاد بچه بیارم منتظرم شرایط بهتر بشه بعد .ولی امیدوار باش کورتاژ کردی زودتر حامله میشی رحمت پاک شده الانم ب خودت برس غذا مقوی بخور

ای وای چقدر سخت برا شما از من بدتر شده
من ۲۲ اردیبهشت بستری شدم ۱۴ ساعت درد کشیدم طبیعی زایمان کردم بچه رو با چشمام دیدم‌. آخرش هم به خاطر خونریزی بیش از حد و موندن تکه ای جفت کورتاژ شدم
خدا برا هیچ کس نیاره چنین روزهایی رو

انشالله که باردار میشی عزیزم چرا نشی حتما میشی

الهی بمیرم چقد سختی کشیدی من تو هشت هفته ایست قلبی کرد بچم ولی چون پروژسترون مصرف میکردم سقط نمیشد از ساعت 10 صبح تا 3 بعد از ظهر انقباض داشتم درد شدید فقط جیغ میزدم رفتم بیمارستان هی میومدن معاینه میکردن خدا که چقد درد داشت معاینه دو بار معاینه شدم مرگ و به چشمم دیدم بمیرم برات منم کورتاژ شدم الان باردارم فقط سه ماه حداقل جلوگیری سفت و سخت داشته باش حتما انشالله خدا بعد این همه سختی که کشیدی یه نی نی خوشگل بهت بده سال بعد همین موقع بغلش بگیری

عزیزم چقدر سختی کشیدی 🥺🥺🥺 امیدوارم خدا دلت رو شاد کنه انشاالله بتونی فراموش کنی و نا امید نشی هیچوقت 😘

سوال های مرتبط

مامان آقا کارن👼🫐 مامان آقا کارن👼🫐 هفته بیست‌وهشتم بارداری
پارت دو🤍🌼
و من تا پنج صبح خونریزی شدید داشتم جوری که کامل رو تخت منو دراز کرده بودند هر چند دقیقه دروشیت پر خون برمی‌داشتند
دکتر هم نبود و من ناشتایی نداشتم....
سرگیجه و ضعف داشتم....
تا یه آمپول زدند و قطع شد...
دو تا سونو بعد رفتم گفت بقایا داری برو دفع میشه
قرص دادند اومدم خونه سه شبانه روز درد کشیدم جوری که مامانم گفت دوقلو طبیعی آوردم انقدر درد نکشیدم...
سه تیکه دفع شد❤️‍🩹
گذشت بعد بیس روز ده مهر تو خونه درازکشیده بودم یهو حجم زیادی خون اومد...
رفتم تو حموم فکر کردم بقایا دو ساعت تو خونه بودم دیدم قطع نمیشه لخته های زیاد داشتم
رفتم زایشگاه گفتن وضعیتت خرابه تا نیم ساعت دیگه کورتاژ نشی میری کماااا
این حرفا رو روی سرم می‌زدند و من فقط گریه میکردم و ترسیده بودم😭😭😭
با آمبولانس انتقال دادند یه بیمارستان دیگه و اورژانسی کورتاژ شدم...
اونجا هم خیلی گفتم منو بیهوش نکنین بهوش نمیام😅
خلاصه خیلی راحت بود و من گفتم کاش از اول کورتاژ میشدم